ردپای 60 سال خیانت و جنایت - روایتی مستند از دخالتها و جنایات آمریکا در ایران 1392-1332
پیامی که اردشیر زاهدی با خود به تهران آورد (پاورقی)
" به شاه گفتم: اولاً آمريکا بهطور کامل و بيهيچ قيد و شرطي از شما در بحران کنوني حمايت ميکند ... ثانياً هر تصميمي که شما درباره شکل و ترکيب دولت آينده خود بگيريد مورد تأييد ما است ...
Research@kayhan.ir
تالیف: کامران غضنفری
هدف من از تماس با شاه، روشن ساختن اين مطلب بود که او را از حمايت رئيسجمهور و دولت آمريکا مطمئن سازم و او را پيش از آنکه اوضاع از کنترل خارج شود، تشويق به انجام اقدامات قاطع کنم." 25
برژینسکی و کارتر برای دلگرم کردن بیشتر شاه نسبت به حمایتهای آمریکا و تحریک بیشتر وی جهت اعمال خشونت بیشتر و کشتار وسیع تر مردم ، اردشیر زاهدی را به تهران می فرستند . منوچهر گنجی ( وزیر آموزش و پرورش در سال 57 ) در خاطرات خود به این موضوع چنین اشاره می کند :
" من شخصاً در روزهای نیمه آبان 1357 در تهران از آقای اردشیر زاهدی شنیدم که میگفت: جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا ، مرا خواست و گفت : بهتر است شما به ایران بروید و مدتی نزد شاه بمانید . به وی روحیه بدهید و او را قانع کنید که با قاطعیت عمل کند و محکم در مقابل آشوبگران بایستد و نگذارد که آنها موفق شوند ."26
هوشنگ نهاوندی ( رئیس دفتر فرح پهلوی ) در باره چگونگی ورود زاهدی به تهران می گوید:
" ورود اردشیر زاهدی از آمریکا به ایران با وضعی غیر عادی انجام شد . او همیشه به طور خصوصی می آمد مثل سفیران دیگر . اما این بار در تالار تشریفاتی فرودگاه مهرآباد ، وزیر امور خارجه ، رئیس ستاد کل ارتش ، فرمانده نیروی زمینی و فرماندار نظامی تهران ، در انتظار او بودند."27
سوليوان در مورد پيامي که در پاسخ سؤال خود از کاخ سفيد دريافت کرده بود و برخي وقايع ديگر ميگويد:
" اردشير زاهدي به تهران وارد شد و از من براي ملاقات در منزلش دعوت کرد. وقتي که براي ملاقات زاهدي به خانهاش رفتم، او مرا به دفترش برد و بهعنوان يک خبر مهم و تازه به من گفت که «برژينسکي اداره امور مربوط به ايران را به دست خود گرفته است.» او با بياني که از تلاش و مشارکت خود او در اين جريان حکايت ميکرد گفت که برژينسکي او را به کاخ سفيد فراخوانده و گفته است که پرزيدنت کارتر نگران اوضاع ايران است و در اين شرايط بايد شاه رويه محکمتر و قاطعتري در پيش بگيرد. زاهدي افزود که برژينسکي او را تشويق کرده است به تهران مراجعت کند و شاه را به اتخاذ تدابير جديتري براي حفظ رژيم خود وادار نمايد." 28
ارتشبد فردوست، نيز درباره حمايتهاي آمريکا در اين برهه زماني چنين ميگويد:
" در اين دوران نيز تماسهاي تلفني مکرر کارتر با محمدرضا و رزالين [همسر کارتر] با فرح، و اعلام پشتيباني، ادامه داشت. بيشتر اين مدت نيز زاهدي در تهران و نزد محمدرضا بود و طبق معمول دائماً با برژينسکي تماس تلفني ميگرفت و برژينسکي به او اطمينان ميداد که اگر محمدرضا مقاومت کند، ما از او پشتيباني ميکنيم." 29
در يک گزارش «سـّري» اداره اطلاعات و تحقيقات وزارت خارجه آمريکا مورخ دوم نوامبر 1978 با عنوان «بحران رو به تزايد ايران»، در زمينه آماده شدن شرايط براي مداخله نظامي ميگويد:
"شانس مداخله نظامي بسيار قوي است. نظم اعمال شده بهوسيله ارتش بهطور قطع بيش از شش ماه طول نخواهد کشيد. اقتصاد هماکنون خسارت ديده است و مردم عادي ايراني آموختهاند که حتي بدون اسلحه هم ميتوان در قدرت عظيم سياسي نقش داشت. هيچ راهي موجود نيست که ارتش بتواند ميليونها ايراني تازه آگاه شده را با رضايت خودشان براي سرافرازي رژيم پهلوي که به سختي لکهدار شده به سرکار باز گرداند." 30 در سند فوق ميبينيم که وزارت خارجه آمريکا ميگويد ميليونها مردم اعتصابي را نميتوان بازبان خوش به سرکار برگرداند يعني که بايد براي اين کار متوسل به اعمال زور و خشونت گرديد. امـّا براي اين کار بايد تبليغات کرد و افکار عمومي مردم را براي اين کار آماده کرد. در اين راستا، در بخشي از سند سـّري مورخ دوم نوامبر 1978 سفارت آمريکا، در مورد برنامه عمليات رواني براي تبليغات روي افکار عمومي مردم جهت توجيه روي کار آمدن يک دولت نظامي، چنين آمده است:
"يک برنامه هوشيارانه روابط عمومي (که به هر حال دولت ايران تا کنون در اين باره استعدادي از خود نشان نداده است)، کمک خواهد کرد مردم به اين باور برسند که راه حل نظامي به علت پافشاري مخالفان، به دولت تحميل شده است."31
منابع در دفتر روزنامه موجود است
تالیف: کامران غضنفری
هدف من از تماس با شاه، روشن ساختن اين مطلب بود که او را از حمايت رئيسجمهور و دولت آمريکا مطمئن سازم و او را پيش از آنکه اوضاع از کنترل خارج شود، تشويق به انجام اقدامات قاطع کنم." 25
برژینسکی و کارتر برای دلگرم کردن بیشتر شاه نسبت به حمایتهای آمریکا و تحریک بیشتر وی جهت اعمال خشونت بیشتر و کشتار وسیع تر مردم ، اردشیر زاهدی را به تهران می فرستند . منوچهر گنجی ( وزیر آموزش و پرورش در سال 57 ) در خاطرات خود به این موضوع چنین اشاره می کند :
" من شخصاً در روزهای نیمه آبان 1357 در تهران از آقای اردشیر زاهدی شنیدم که میگفت: جیمی کارتر رئیس جمهور آمریکا ، مرا خواست و گفت : بهتر است شما به ایران بروید و مدتی نزد شاه بمانید . به وی روحیه بدهید و او را قانع کنید که با قاطعیت عمل کند و محکم در مقابل آشوبگران بایستد و نگذارد که آنها موفق شوند ."26
هوشنگ نهاوندی ( رئیس دفتر فرح پهلوی ) در باره چگونگی ورود زاهدی به تهران می گوید:
" ورود اردشیر زاهدی از آمریکا به ایران با وضعی غیر عادی انجام شد . او همیشه به طور خصوصی می آمد مثل سفیران دیگر . اما این بار در تالار تشریفاتی فرودگاه مهرآباد ، وزیر امور خارجه ، رئیس ستاد کل ارتش ، فرمانده نیروی زمینی و فرماندار نظامی تهران ، در انتظار او بودند."27
سوليوان در مورد پيامي که در پاسخ سؤال خود از کاخ سفيد دريافت کرده بود و برخي وقايع ديگر ميگويد:
" اردشير زاهدي به تهران وارد شد و از من براي ملاقات در منزلش دعوت کرد. وقتي که براي ملاقات زاهدي به خانهاش رفتم، او مرا به دفترش برد و بهعنوان يک خبر مهم و تازه به من گفت که «برژينسکي اداره امور مربوط به ايران را به دست خود گرفته است.» او با بياني که از تلاش و مشارکت خود او در اين جريان حکايت ميکرد گفت که برژينسکي او را به کاخ سفيد فراخوانده و گفته است که پرزيدنت کارتر نگران اوضاع ايران است و در اين شرايط بايد شاه رويه محکمتر و قاطعتري در پيش بگيرد. زاهدي افزود که برژينسکي او را تشويق کرده است به تهران مراجعت کند و شاه را به اتخاذ تدابير جديتري براي حفظ رژيم خود وادار نمايد." 28
ارتشبد فردوست، نيز درباره حمايتهاي آمريکا در اين برهه زماني چنين ميگويد:
" در اين دوران نيز تماسهاي تلفني مکرر کارتر با محمدرضا و رزالين [همسر کارتر] با فرح، و اعلام پشتيباني، ادامه داشت. بيشتر اين مدت نيز زاهدي در تهران و نزد محمدرضا بود و طبق معمول دائماً با برژينسکي تماس تلفني ميگرفت و برژينسکي به او اطمينان ميداد که اگر محمدرضا مقاومت کند، ما از او پشتيباني ميکنيم." 29
در يک گزارش «سـّري» اداره اطلاعات و تحقيقات وزارت خارجه آمريکا مورخ دوم نوامبر 1978 با عنوان «بحران رو به تزايد ايران»، در زمينه آماده شدن شرايط براي مداخله نظامي ميگويد:
"شانس مداخله نظامي بسيار قوي است. نظم اعمال شده بهوسيله ارتش بهطور قطع بيش از شش ماه طول نخواهد کشيد. اقتصاد هماکنون خسارت ديده است و مردم عادي ايراني آموختهاند که حتي بدون اسلحه هم ميتوان در قدرت عظيم سياسي نقش داشت. هيچ راهي موجود نيست که ارتش بتواند ميليونها ايراني تازه آگاه شده را با رضايت خودشان براي سرافرازي رژيم پهلوي که به سختي لکهدار شده به سرکار باز گرداند." 30 در سند فوق ميبينيم که وزارت خارجه آمريکا ميگويد ميليونها مردم اعتصابي را نميتوان بازبان خوش به سرکار برگرداند يعني که بايد براي اين کار متوسل به اعمال زور و خشونت گرديد. امـّا براي اين کار بايد تبليغات کرد و افکار عمومي مردم را براي اين کار آماده کرد. در اين راستا، در بخشي از سند سـّري مورخ دوم نوامبر 1978 سفارت آمريکا، در مورد برنامه عمليات رواني براي تبليغات روي افکار عمومي مردم جهت توجيه روي کار آمدن يک دولت نظامي، چنين آمده است:
"يک برنامه هوشيارانه روابط عمومي (که به هر حال دولت ايران تا کنون در اين باره استعدادي از خود نشان نداده است)، کمک خواهد کرد مردم به اين باور برسند که راه حل نظامي به علت پافشاري مخالفان، به دولت تحميل شده است."31
منابع در دفتر روزنامه موجود است