دانشجوی شهيد ابراهيم بهروزنرگسی (دانشگاه در جبهه - 65)
شهيد ابراهيم بهروز نرگسی در خردادماه سال 1342 در شهر رشت به دنيا آمد. دوران قبل از پيروزي انقلاب اسلامي را در تظاهرات و راهپيمایيها، همپاي ديگر مردم كشورش پيش مي رفت. وي در سال 60 در رشته تجربي مدرك ديپلم خود را دريافت نمود و بعد از شركت در كنكور تربيت معلم و پذيرفته شدن به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به شغل شريف معلمي پرداخت. وي در سال 64 وارد دانشگاه شد و در رشته الهيات دانشگاه تهران مشغول تحصيل گرديد و در دوران جنگ تحميلي به دفعات عازم جبهه نبرد حق علیه باطل شد و در عملياتهای والفجر4، عاشورا، كربلای4 و کربلای5 در لشکر علي بن ابي طالب و قدس نيز شركت داشت. وی سرانجام در تاريخ 23 ديماه 65 در عمليات كربلاي5، بعلت سوختگي بدن در اثر آتش گرفتن بادگيري كه بر تن داشت، به درجه رفيع شهادت نائل آمد. پيكر او بعد از چهل روز ماندن در زير آتش و بمباران دشمن شناسايي و به پشت جبهه منتقل گرديد .
در گزیدهای از وصیت نامه شهید دانشجو «ابراهیم بهروز نرگسی» میخوانیم:
اين وصيت نامه را هنگامي تقرير مي كنم كه به تقريب اجل يقين دارم و از خداوند تبارك و تعالي مي خواهم كه هنگام مرگ ذكر لاالهالاالله را بر لسانم جاري و ياد حسين را بر قلبم منقوش نمايد. خدا مي داند كه اين نوشتار را نه به خاطر اينكه از من يادي باشد نمينويسم، كه آرزوي پس از مرگم اين است ياد حسين و ائمه اطهار(ع) بر زبان ها جاري گردد.
امام عزيز! از صميم قلب و با تمام وجود دوستت دارم و آرزويم اين است كه تمام هستي خويش را فداي يك لحظه عمر پر بركت شما كنم. مردم بايد قدر امام را بدانند. خون شهدا از كليه مسئولين انتظار اطاعت از فرمان امام را دارد. از دست اندركاران نظام جمهوري اسلامي مي خواهم و انتظار دارم كه تا جان در بدن دارند به اسلام و مسلمين خدمت كنند.
ای آنانی كه براي رضاي خدا و خدمت به اسلام بر مصدر امور هستيد و تشنگان خدمتيد نه شيفتگان قدرت !اي رهپويان شهيد بهشتي و شهيد مطهريها! هیهات از ظهور عوامل فرصتطلب و مصلحتجو.
ای غفار! ما را ببخش و بيامرز كه به اعتقاد خود دلبسته ايم نه به اعمال خود.
بار خدايا! اگر حياتم منفعتي براي پيشبرد اسلامت نداشته، اميدوارم كه مرگ و خونم سبب ايجاد حركت و شور و عشق در جهت دينت باشد .
بار پروردگارا! اگر مصلحت اين است كه براي برپایي اسلامت خوني ريخته شود منت نهاده اين قابليت را بر اين حقير قرار داده .
از سنگرداران فرهنگ آموزش و پرورش مي خواهم مقام معلم و علم او را بشناسند قدر خدمت خودشان را بدانند مبادا امور و كارهاي ديگر را بر اين كار ترجيح دهند.
پدر و مادرم! دعا كنيد كه خداوند مرگ مرا، شهادت در راه خودش قرار بدهد.
بار الها! به عزت و عظمت خون سيدالشهدا(ع)، آنهایي كه ضربه به انقلاب اسلامي مي زنند علي الخصوص روحاني نماهاي بي دين و بي ايمان را رسوا و مخذول بگردان.
در گزیدهای از وصیت نامه شهید دانشجو «ابراهیم بهروز نرگسی» میخوانیم:
اين وصيت نامه را هنگامي تقرير مي كنم كه به تقريب اجل يقين دارم و از خداوند تبارك و تعالي مي خواهم كه هنگام مرگ ذكر لاالهالاالله را بر لسانم جاري و ياد حسين را بر قلبم منقوش نمايد. خدا مي داند كه اين نوشتار را نه به خاطر اينكه از من يادي باشد نمينويسم، كه آرزوي پس از مرگم اين است ياد حسين و ائمه اطهار(ع) بر زبان ها جاري گردد.
امام عزيز! از صميم قلب و با تمام وجود دوستت دارم و آرزويم اين است كه تمام هستي خويش را فداي يك لحظه عمر پر بركت شما كنم. مردم بايد قدر امام را بدانند. خون شهدا از كليه مسئولين انتظار اطاعت از فرمان امام را دارد. از دست اندركاران نظام جمهوري اسلامي مي خواهم و انتظار دارم كه تا جان در بدن دارند به اسلام و مسلمين خدمت كنند.
ای آنانی كه براي رضاي خدا و خدمت به اسلام بر مصدر امور هستيد و تشنگان خدمتيد نه شيفتگان قدرت !اي رهپويان شهيد بهشتي و شهيد مطهريها! هیهات از ظهور عوامل فرصتطلب و مصلحتجو.
ای غفار! ما را ببخش و بيامرز كه به اعتقاد خود دلبسته ايم نه به اعمال خود.
بار خدايا! اگر حياتم منفعتي براي پيشبرد اسلامت نداشته، اميدوارم كه مرگ و خونم سبب ايجاد حركت و شور و عشق در جهت دينت باشد .
بار پروردگارا! اگر مصلحت اين است كه براي برپایي اسلامت خوني ريخته شود منت نهاده اين قابليت را بر اين حقير قرار داده .
از سنگرداران فرهنگ آموزش و پرورش مي خواهم مقام معلم و علم او را بشناسند قدر خدمت خودشان را بدانند مبادا امور و كارهاي ديگر را بر اين كار ترجيح دهند.
پدر و مادرم! دعا كنيد كه خداوند مرگ مرا، شهادت در راه خودش قرار بدهد.
بار الها! به عزت و عظمت خون سيدالشهدا(ع)، آنهایي كه ضربه به انقلاب اسلامي مي زنند علي الخصوص روحاني نماهاي بي دين و بي ايمان را رسوا و مخذول بگردان.