حیات واقعی انسان
* محمدمهدی رشادتی
امام علی(ع) فرمود: ان للجسم سته احوال: الصحه المرض والموت و الحیاه و النوم و الیقظه و کذلک الروح؛ فحیاتهما علمها و موتها جهلها و مرضها شکها و صحتها یقینها و نومها غفلتها و یقظتها حفظهما؛ بدن را شش حالت دست میدهد: سلامتی، بیماری، مرگ، زندگی، خواب، بیداری، روح نیز چنین است: زندگی و حیات روح، دانش اوست، مرگش نادانی و جهل او، بیماریاش شک او، سلامتیاش یقین او، خوابش غفلت او و بیداریاش هشیاری او است.
(میزان الحکمه ج 1 ص 440)
شهید مطهری میگویند: توسعه آگاهی به معنای توسعه و بسط حیات انسان است. روح یا جان، مساوی با خبر و آگاهی است و آگاهی و خبر مساوی با روح و جان است. (انسان در قرآن ص 70)
روح و حقیقت وجود ما با معرفت و آگاهی رشد کرده و به کمال لازم میرسد. کمال نهایی آن نیز در معرفت یقینی است: واعبد ربک حتی یأتیک الیقین- پروردگار خود را بندگی و عبادت کن تا به مرتبه یقین برسی (حجر 99) اگر تقوا و ایمان نیز بخواهد نورافشانی کند لزوما در پرتو معرفت و یقین موفق خواهد بود. لذا هیچگاه شایسته نیست از کسب علم و معرفت خسته شویم، بلکه همت خویش را صرف این کنیم که در هر فرصتی که پیش میآید به دنبال روشنگری و معرفتافزایی نفس خود باشیم. البته فرصتها را باید خود ایجاد کنیم و الا همه آنها سوخت خواهد شد.
امیرالمؤمنین(ع) تاکید میفرماید: العلم حیاه الایمان نجاه- علم زندگی و حیات است و ایمان موجب نجات میباشد. انسان عالم زنده است اگرچه به صورت مرده باشد. علم زندهکننده نفس انسانی و روشنکننده عقل و میراننده جهل است. سرآمد همه فضائل علم است. (غررالحکم ج 1 ص 161- 163- 165- 177)
هر ظرفی با ریختن چیزی در آن پر میشود جز ظرف دانش که هر چه در آن جایدهی و وسعتش بیشتر می شود. (همان ص 205- 177)
امام علی(ع) در جایی میفرماید: کسی که غفلت بر او چیره شد، قلب و دلش نیز خواهد مرد. برای گمراه شدن و سلب بصیرت آدمی همان غفلت کافی است. (همان ج 2 ص 256- 255- 254)
اهمیت فوقالعاده مجلس علم
مردی از انصار نزد رسول خدا آمد و پرسید: اگر جنازه شخصی در میان است و باید تشییع و سپس دفن شود و مجلسی علمی هم هست که از شرکت در آن بهرهمند میشویم، وقت و فرصت هم نیست که در هر دو جا شرکت کنیم، به نظر شما کدامیک بهتر است شرکت کنیم؟ حضرت فرمود: اگر افرادی هستند که همراه جنازه بروند و آن را دفن کنند، در مجلس علم شرکت کن.
همانا شرکت در یک مجلس علم از حضور در هزار تشییع جنازه و از هزار عیادت مریض و از هزار شب عبادت و هزار روز روزه و هزار درهم صدقهدادن و هزار حج غیرواجب و هزار جهاد غیرواجب بهتر است. اینها کجا و حضور در محضر عالم کجا؟ مگر نمیدانی به وسیله علم است که خدا اطاعت میشود و به وسیله علم است که عبادت خدا صورت میگیرد. خیر دنیا و آخرت با علم توأم است. همان طور که شر دنیا و آخرت با جهل توأم است. (داستان راستان ص 370) نقل میکنند: ابوالحسن بلخی شاعر و فیلسوف قرن چهارم هجری، روزی تنها نشسته و به مطالعه کتاب مشغول بود. شخص بیسوادی پیش او رفت و گفت: دیدم تو تنها هستی آمدم تا همدم داشته باشی. او در پاسخ گفت: اکنون تنها شدم. (داستان دوستان ج 2 ص 117)
ای برادر تو همان اندیشهای
مابقی تو استخوان و ریشهای (دفتر 2- 277)
تو نهای این جسم، تو آن دیدهای
وا رهی از جسم گر جان دیدهای (دفتر 6- 811)