نگاهی به نقدهای وارد بر نحوه شناسایی مشمولان یارانه (بخش دوم)
جای خالی بانک اطلاعات اقتصادی! (گزارش روز)
- از خودم بگم؛ یک جوان 29ساله، مجرد و با مدرک لیسانس و در حال حاضر بیکارم. پدرم سرپرست خانوار هست و یارانه منم پدرم میگیره. حالا اگه یارانه به پدرم تعلق نگیره گناه من چیه؟! من با وضع مالیای که دارم شاید تا چند سال دیگه نتونم ازدواج کنم. حالا با این وضع پیش آمده آیا من مستحق گرفتن یارانه نیستم؟ میدونم خیلیای دیگه هستن که وضعشون شبیه منه. پس اگر میخواهید کاری خداپسندانه انجام بدید، صدای ما رو به گوش مسئولان برسونید.
- در فاز اول یارانه خودم سرپرست خودم بودم چون قبلا طلاق گرفتهام و الان با پدر و مادرم زندگی میکنم. آیا برای ثبتنام جدید یارانه میتوانم دوباره خودم به عنوان سرپرست ثبتنام کنم و یارانه فقط به حساب خودم ریخته شود؟ در ضمن درآمدی هم ندارم. چرا گزینهای برای کسانی که شغل و درآمدی ندارند، در فرم ثبتنام در نظر نگرفتهاند؟
- خانمم حقوقش را فقط برای کارهای خودش استفاده میکند و در منزل نمیآورد. حالا من بابت چه باید از دو طرف ضرر ببینم؟!
- من پدرم بازنشسته آموزش و پرورش و ماهانه یک میلیون تومان حقوق میگیرد. ماهانه 600 هزار تومان قسط بانکی میدهیم. خانواده 8نفره بیکار هستیم. ما نمیدونیم در چه گروهی باشیم؟ آیا اقساط بانکی را از حقوق کم کنیم؟
نمونههایی از انتقادات مردمی را نسبت به محتوای فرم ثبتنام یارانهها و نحوه گزینش مشمولان از نظر گذراندید. در یک بازخوانی نظرات مردمی متوجه خواهید شد که یکی از بزرگ ترین چالشهای محتوای فرم نبود گزینه هزینههای خانوار در متن آن است.
برای یک سنجش درست و تشخیص حقیقی سطح مالی خانوار کنار هم قرار گرفتن دخل و خرجها (هزینهها و درآمدها) توأمان لازم است. در متن فرم ثبتنامی هیچ گزینهای برای بیکاران و افراد بیدرآمد در نظر گرفته نشده است. به هر حال خانوادههایی هستند چند فرزند دانشجوی غیرشاغل دارند و یا در جمع آنها سالخورده، جوان جویای کار، طلاق گرفته، بیمار، فرد معلول و... نیز وجود دارد که نه شاغلند و نه منبع درآمدی دارند. مورد دیگر اینکه تقسیمبندی درآمدها در فرم ثبتنام در هر رده رنج بزرگی را دربرمیگیرد. برای مثال بین درآمد یک میلیون و صد تا دو میلیون تومان فاصله زیادی وجود دارد. اگر این گزینه به دو گزینه میزان درآمد یک میلیون و صد تا یک میلیون و نیم و گزینه درآمدی یک میلیون و نیم تا دو میلیون تومان تقسیم میشد، عادلانهتر مینمود.
خطر حضور سوءاستفادهگران
در صحنه ثبتنام
وقتی ثبتنامی همگانی اعلام میشود همواره بیم آن میرود که سوءاستفادهکنندگان و کلاهبرداران فعال شده، با گرفتن چندین برابر مبلغ واقعی ثبتنام از قشر ضعیف برای خود کاسبی چند روزه راه بیندازند. از طرف دیگر در مورد ثبتنام یارانهها باید بگوییم تعداد زیادی از سرپرستان خانوارها سالخوردگانی هستند که نه به اینترنت دسترسی دارند و نه نحوه کار با آن را میدانند.
رضا مالک اشتری، بازنشستهای است که پلاستیک تمامی مدارکش را زیر بغل زده و برای ثبتنام یارانه وارد کافینت میشود. با اولین سؤال جوان متصدی ثبتنام پلاستیک مدارکش را دو دستی تقدیم او میکند! هر چند در این مورد جوان متصدی صبورانه اطلاعات لازم را از پلاستیک بیرون آورده و مابقی را به صاحبش برمیگرداند، اما اگر متصدی امر، فردی کلاهبردار میبود میتوانست به راحتی از مجموعه مدارک مالک اشتری سوءاستفاده و کلاهبرداری وحشتناکی داشته باشد. به ویژه آنکه این متقاضی شماره کارت و شماره حسابش را هم دو دستی تقدیم کرد. در حالی که فقط شماره کارتی لازم است که با آن تاکنون یارانههای قبلی را دریافت میکردید.
به هر جهت تحقق استاندارد چنین ثبتنامهایی از طریق اینترنت آن هم به صورت کشوری لازمهاش این است که ابتدا دولت الکترونیک تمام و کمال محقق شده باشد و افراد تا دورترین نقاط به اینترنت و سایت ثبتنامی دسترسی داشته باشند.
مشمولان واقعی با خوداظهاری
شناسانده نمیشوند
محمد هاشم پور یزدانپرست، استاد اقتصاد دانشگاه شیراز با بیان این نکته که آمار یارانهبگیران از رقم جمعیتی کشور بالا زده است، در گفتوگو با گزارشگر کیهان میگوید: «قبل از آنکه برای حذف پردرآمدها اقدام شود باید این اضافه آمار را رفع کرد. تعدادی از افراد هستند که فرزندانشان در خارج کشور ساکنند، درس میخوانند و یا کسب و کاری دارند که در همان جا روزگار میگذرانند. اما پدرانشان که سرپرست خانواده محسوب میشوند، نام آنها را در لیست یارانهبگیران ثبت کردهاند. این در حالی ست که آنها فضای اقتصاد ی داخل را تجربه نکرده و با شرایط اقتصادی کشوری که در آن ساکنند، روزگار میگذرانند. آیا انصاف است که یارانه هم بگیرند؟»
همانطور که در گزارش بخش نخست آورده شد، تعداد دیگری از این اضافه آمار معطوف به افراد متوفی است که هنوز نامشان از لیست یارانهبگیران حذف نشده است. حالا بماند که اگر دولت الکترونیک به صورت کاربردی محقق میشد و بانکهای اطلاعاتی تکمیل شده و به روز میبود، به محض فوت فردی از طریق ثبت اسناد، نام وی اعلام میشد و اسم آن مرحوم یا مرحومه از لیست یارانهبگیران به خودی خود حذف میگردید.
پوریزدانپرست، کارشناس مسئول اقتصادی با اشاره به روحیه برخی افراد در پنهان کردن وضعیت مالیشان میگوید: «این روحیه از گذشتهها به ارث رسیده است. قدیمها هم اگر دقت کرده باشید اغلب دیوار بیرونی منازلشان را کاهگلی میساختند اما دیوارهای داخلی امکان داشت کاشیکاریهای نفیسی باشند!
متأسفانه در مالیات گرفتن هم وضع به همین منوال است. عده زیادی وضع مالیشان را جور دیگری نشان میدهند. یکی از بزرگ ترین مشکلات سیستم مالیاتی کشور همین است.
در ثانی وجود سرمایه های سرگردان بیداد میکند. سرمایههای سرگردان بینظارت دولت آن قدر زیاد است که هر روز از یک بخشی (طلا، سکه، ارز، زمین، مسکن و...) سردرمیآورد و فاجعهای رخ میدهد.»
از ایشان سؤال میکنم: راهکار شما برای شناسایی مشمولان واقعی یارانه چیست، وی پاسخ میدهد: «به نظر بنده از طریق خوداظهاری راه به جایی نمیرود که هیچ، دست روی هر راهکار دیگری هم در این شیوه شناسایی مشمولان بگذاری، خالی از اشکال نخواهد بود. مثلا اگر مستقیما دست بگذاریم روی حساب بانکی مردم که اساسا اشکال قانونی دارد. خود مسئولان هم این را میدانستند که به مردم متوسل شدهاند و از آنها خواستهاند خودشان چنانچه تمایل دارند از گرفتن یارانه انصراف دهند.»
ضرورت تکمیل بانک اطلاعات اقتصادی
گروه دیگری از کارشناسان اقتصادی همواره بر لزوم داشتن یک بانک اطلاعات اقتصادی تأکید داشته و ضمن تخمینی انگاشتن نتایج حاصل از خوداظهاری این شیوه را روشی صددرصد نزدیک حقیقت نمیدانند.
عبدالعزیز درویش، کارشناس اقتصادی ضمن اشاره به ناکامی خوشهبندی افراد جامعه در اولین دور ثبتنام یارانهها و نیز نواقص بارز شیوه توزیع سبد کالا که منجر به عذرخواهی رئیسجمهور از مردم شد، در گفتوگو با گزارشگر کیهان میگوید: «چطور است که سقف معافیت مالیاتی را درآمد یکمیلیون تومان میدانیم و اگر یک ریال بیش از این باشد مشمول مالیات میشود، اما سقف مشمولان یارانهای را درآمد 2/5 میلیون تومان اعلام کردهایم؟! ضمن اینکه بنده اساسا با بهکارگیری لفظ نیازمند برای یارانهبگیران موافق نیستم و به کارگیری این لفظ محترمانه نیست.»
وی با انتقاد از اینکه تبلیغات در باب یارانه مسلسلوار، بیهدف و در شناسایی مشمولان واقعی کمتأثیر بود، میگوید: «روبهروی هر رسانهای که قرار میگیریم، همهاش بحث یارانه مطرح است این در حالی است که اولویت یک امروز جامعه ما باید بحثهای مرتبط با اقتصاد مقاومتی، بالا بردن سطح تولید داخلی و بهبود شرایط کسب و کار باشد.»
درویش ادامه میدهد: «در خارج کشور معاملات بیش از 10هزار دلار باید توسط بنگاهها، بانکها و شرکتها به دولت اعلام شود در غیر اینصورت مشمول مجازات پولشویی خواهند شد. این نشاندهنده این است که تا چه حدی اطلاعات مالی در اختیار دولت است؟! سؤال من این است که چرا باید اطلاعات مالی محرمانه باشد؟ آیا فرار از مالیات نتیجه همین نبود اطلاعات مالی در کشور نیست؟
به نظر من در این چند سالی که از هدفمندی یارانهها میگذرد، باید بانکهای اطلاعاتی تکمیل میشد.»
وی با بیان اینکه اطلاعات مالی در کل کشور باید روزانه دریافت و طبقهبندی شوند، میگوید: «برای مثال فردی مبلغی در بانک دارد و سودش را هم میگیرد. اما یکی و دو ماه آینده باید این مبلغ را از بانک بیرون بکشد تا با آن پسرش را داماد کند. چرا باید هماکنون در لحظه ثبتنام در میزان درآمدهایش آن را دخالت دهد در حالی که طی دو سه ماه آینده اصل پولش هم خرج شده و از بین میرود؟ در حالی که اگر بانک اطلاعات مالی کشور کامل و به روز باشد اینگونه مشکلات نیز مرتفع میشوند.»این کارشناس مسائل اقتصادی ضمن اشاره به این مطلب که تا زمان مهیا شدن اطلاعات کافی و جامع در بخشهای مختلف نظیر بیمه، تعداد شاغلان، تعداد بیکاران، املاک و... نمیتوانیم به نتایج دلخواه و کاربردی در چرخه اقتصادی دست پیدا کنیم، میگوید: «برای مثال بارها اعلام شده خانههای خالی و رها شده مشمول مالیات میشوند. اما شیوه تشخیص خالی بودن خانه چیست؟ اینکه فیش آب و برق و گاز آن را کنترل کرده اگر نزدیک به صفر باشد، پی میبریم که این خانه خالی رها شده است. ما در چنین تصمیماتی ناگزیر از در دست داشتن اطلاعات و کنترل هستیم.»
درویش در تکمیل صحبتهایش میگوید: «باید خودمان باتوجه به بانک اطلاعاتی تشخیص دهیم که مثلا افراد چند باب خانه رها شده دارند. در این صورت نه تنها یارانه ندهیم، بلکه معوقات مالیات را هم از آنها مطالبه کنیم.»
کدام گزینه درآمدی را علامت بزنم؟
بحث داغ دیگری در مورد ثبتنام یارانهها معطوف به جمع درآمد خانوار است که شامل مجموع درآمدهای اعضای خانوار میشود و در تعیین سطح کلی درآمدهای خانوارها اثر مستقیم دارد.
برای مثال خیلیها این انتقاد را وارد دانستهاند که نباید در جامعه اسلامی درآمد زن را جزو درآمد خانوار و سرپرست آن به حساب آورد، چرا که زن آزاد است در خانه شوهر اگر درآمدی داشته باشد به میل خودش خرج کند و الزامی برای کمک به مخارج خانه برای زن همچون مرد وجود ندارد.
ریحانهسادات حسینی، خانم خانهداری از تهران میگوید: «همسر من بازنشسته نیروی انتظامی است در فیش حقوقی اش یک میلیون و چهارصد هزار تومان درج شده ولی به خاطر جهیزیه دخترم آن قدر قسط میدهیم که هشتصدهزار تومان میمونه. دو تا فرزند دانشجو هم دارم که خرجشان سرسام آور است چون کمشنوا هستند. حالا ما کدام قسمت را علامت بزنیم. بالای یک میلیونرو علامت بزنیم؟!»
سردرگمی مردم در تشخیص میزان درآمدشان باتوجه به اینکه خیلی از خانوارها بیش از دریافتی خود هزینه دارند، نکته بحثبرانگیز دیگری در حین ثبتنام یارانهها بود.جوان سربازی میگوید: «من 27ساله و لیسانس دارم. خدمتم رفتم. الان بیکارم و درآمدی ندارم. آیا خودم تنها میتونم اسم بنویسم یا حتما باید با خانوار باشم؟! راستی کدام گزینه درآمدی را علامت بزنم؟!»