کد خبر: ۱۰۳۷۰
تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۳۹۳ - ۱۸:۳۷

از خودگذشتگی را از فاطمه(س) بیاموزیم


محمد مهدی رشادتی

فاطمه(س) فرمود: لا ارد الخیر اذا نزل الخیر ببابی. من نیکی و نیکوکاری را که در خانه مرا کوبیده است،‌ رد نمی‌کنم. عرب‌تازه مسلمانی در مسجد مدینه از مردم کمک خواست. پیامبر(ص) به اصحاب خود نگریست. سلمان فارسی برخاست تا نیاز  آن بیچاره را برطرف سازد. هر جا رفت با دست خالی برگشت. با ناامیدی به طرف مسجد می‌آمد که چشمش به منزل حضرت زهرا(س) افتاد. با خود گفت: فاطمه(س) سرچشمه نیکوکاری است. درب خانه را کوبید و داستان عرب را شرح داد. زهرا(س) فرمود: ای سلمان سوگند به خدایی که محمد را به پیامبری برگزید. سه روز است که غذا نخورده‌ایم و فرزندانم حسن و حسین(ع) از شدت گرسنگی بی‌قراری می‌کنند و خسته و مانده به خواب رفته‌اند.
اما من نیکی و نیکوکاری را که در خانه مرا کوبیده است، رد نمی‌کنم. آنگاه پیراهن خود را به سلمان داد تا در مغازه شمعون یهودی گرو گذاشته، ‌مقداری خرما و جو قرض بگیرد، سلمان می‌گوید: پس از دریافت جو و خرما به طرف منزل فاطمه(س) آمدم و گفتم: دختر رسول خدا مقداری از این غذاها را برای بچه‌های گرسنه خود بردار. حضرت فرمود: ای سلمان این کار را فقط برای رضای خدا انجام دادیم و هرگز از آن چیزی برنمی‌داریم. - یا سلمان هذا شی اقضیناه لله (عزوجل) لنسنا ناخذ منه شیئاً.- (فرهنگ سخنان فاطمه(س) ص 119).
ایثار و بخشش فاطمه(س)
شیخ صدوق نقل می‌کند: رسول گرامی(ص) هر گاه به مسافرت می‌رفت، با فاطمه(س) خداحافظی می‌کرد و وقتی از سفر برمی‌گشت ابتدا به دیدار دخترش می‌شتافت. در یکی از مسافرتهای پیامبر(ص)، فاطمه(س) دو دستبند نقره و یک جفت گوشواره برای خود و یک پرده برای درب منزل خرید.
رسول خدا(ص) از مسافرت بازگشت و به دیدار دخترش شتافت. پس از مشاهده پرده خانه و زیورآلات ساده فاطمه(س) توقف کوتاهی کرد و به مسجد رفت. زهرا(س) با خود اندیشید که پدر ناراحت است. فوری دستبند و گوشواره و پرده را در آورد و خدمت رسول خدا(ص) فرستاد و پیام داد: دخترت بر تو سلام می‌رساند و می‌گوید که این زیورآلات اندک را نیز در راه خدا انفاق کن. پیامبر(ص) بعد از مشاهده ایثار و بخشش فاطمه(س) سه بار فرمود: فداها ابوها: پدرش فدای او باد. (همان ص 59) مرد گرسنه‌ای در مسجد مدینه بپاخاست و گفت: ای مسلمانان از گرسنگی به تنگ آمدم، مرا مهمان کنید. رسول خدا(ص) فرمود: چه کسی این مرد را سه شب مهمان می‌کند؟ امیرالمؤمنین(ع) فرمود: من یا رسول‌الله. علی(ع) کمی بعد وارد منزل شد و از فاطمه زهرا(س) پرسید: آیا غذایی در منزل داریم؟ مهمان گرسنه آورده‌ام؟ فاطمه(س) فرمود: در خانه ما غذایی نیست مگر به اندازه خوراک دختر بچه. اما امشب ایثار می‌کنیم و گرسنگی را تحمل می‌نماییم و همین مقدار غذا را به مهمان می‌بخشیم. (همان ص 119)
تقسیم عادلانه وظایف منزل
پیامبر(ص) بعد از سالها تحمل مشکلات و سفارش به صبر و بردباری، بالاخره خدمتکاری را برای حضرت زهرا(س) انتخاب و سفارش‌های لازم را ارائه فرمود. روزی مشاهده کرد که کارگر منزل در حال استراحت است و فاطمه(س) مشغول کارکردن. علت را پرسید. زهرا(س) فرمود: ای رسول خدا(ص) کار منزل را عادلانه تقسیم کردم. یک روز به عهده من و یک روز دیگر به عهده اوست. اشک در چشمان پیامبر(ص) حلقه زد و فرمود: خدا آگاه‌تر است که رسالت را در کدام خانواده قرار دهد (همان ص 260).
در جنگ خندق که مدینه در محاصره بود، فاطمه(س) نیز نان می‌پخت و بخشی از نیازمندیهای رزمندگان اسلام را تأمین می‌کرد. در یکی از روزها که برای فرزندان خود نان تازه آماده کرده بود، نتوانست بدون پدر از آن استفاده نماید. لذا به خط مقدم جبهه نزد پدر رفت و فرمود: قرص نانی که می‌بینید برای غذای بچه‌هایم آماده کردم، اما دلم آرام نگرفت. ناچار آن را خدمت شما آوردم. پیامبر(ص) فرمود: این اولین غذایی است که پس از سه روز،‌پدرت بر دهان می‌گذارد. (همان ص 79)