کد خبر: ۱۰۳۶۲
تاریخ انتشار : ۳۰ فروردين ۱۳۹۳ - ۱۸:۲۳

طرحی برای یک زندگی هنرمندانه

 آرش فهیم

همیشه برایم جای سوال بود که چرا بعضی از آدم ها برخلاف مشی طبیعت، هر چه بیشتر پا به سن می گذارند، با طراوت تر و سرزنده تر می شوند؟ جبر زمان، می گوید که انسان کهن سال، کهنه و فرتوت است، اما چطور می شود که یک عده در پیرسالی، همچو تیغ آخته، تیز و برا هستند و روح شان برناست؟
جواب این سوال ها را در آشنایی ام با «امیر حسین فردی» یافتم. فردی را در کودکی با کیهان بچه ها شناخته بودم و در نوجوانی با خواندن کتاب «سیاه چمن» بیشتر با او آشنا شدم. اما از نزدیک، سال 85 وقتی که دبیری گروه ادب و هنر روزنامه کیهان را برعهده گرفت، بیشتر شناختمش. از همان زمان تا هفت سال بعد که از این دنیا کوچید، می دیدم که فردی هرچقدر پیش می رود، بر سر آرمان های خودش راسخ تر می شود. هم از این رو از فرزندانش شنیدم که در ماه های آخر زندگی درخشانش، با وجود کسالت جسمانی، با انگیزه و پرطراوت و با شتاب و همت افزون‌تری می نوشت. «اسماعیل» را نوشت و در پی اش «گرگ سالی» و مشغول نگارش ادامه این داستان بود که این بار جبر زمان به داستان نویسنده پایان داد.اما فردی این گوهر را از کجا آورد؟ چرا برخی از دوستان و همکاران او، حتی در میان سالگی «ترسو» شدند، اما امیر ادبیات، حتی در واپسین روزهای زیستنش در این دنیا نیز شجاع، مجاهد و مبارز باقی ماند؟ کافی است تا سبک زندگی و مرام امیرحسین فردی را با خیلی هایی که مقهور زمان و زمانه می شوند مقایسه کنیم. برخلاف خیلی از هنرمندها و نویسنده ها که سرگرم پس انداز کردن و ثروت اندوزی و بساز و بفروشی می شوند، فردی تا آخر، بی میل به این مزخرفات زندگی کرد. جایگاه او به گونه ای بود که می توانست به راحتی به از ما بهتران بپیوندد. اما هیچ گاه از پایین شهر و  خانه ساده و کوچک خود دل نکند. مدیرمسئول کیهان بچه ها که در میان اهل قلم برای خودش برو و بیایی داشت، همیشه برای خوردن ناهار بین کارگرهای روزنامه می آمد و همنشینی با زحمت کش ها را بر حضور در محافل آنچنانی و پر زرق و برق ترجیح می داد. برعکس خیلی از هنرمندها که از سایش لباسشان با مردم عادی وحشت دارند، فردی از اینکه با اتوبوس رفت و آمد می کرد و بین فقیرترین مردم به سر می برد، افتخار می کرد؛ حتی آن زمان که شد رئیس مرکز آفرینش های ادبی حوزه هنری. به همین دلیل هم قلمش همیشه در خدمت محرومان بود و عملش راهنمای دوستان. سلوک فردی می تواند الگویی برای همه آن هایی باشد که دغدغه هدایت نسل جوان و نجات مردم از تهاجم فرهنگی را دارند. امیرحسین فردی هیچ وقت با دیگران و به خصوص جوانان، فرمایشی برخورد نمی کرد. با رفتار و کردار خود دیگران را نصیحت می کرد. به همین خاطر هم همه جوان هایی که همنشین یا همکار او بودند، عاشق انقلاب هستند و هیچ گاه اسیر چشمک های شیطان نمی شوند. چون فردی هیچ وقت در برابر ظلم و ظالم ها سکوت نکرد و جز در برابر حق و حقیقت، تسلیم نشد.
فردی، داستان های زیبایی نوشت، اما زندگی، شخصیت و سلوک زندگی اش، خود یک داستان زیبا و یک طرح برای زندگی هنرمندانه است.