کد خبر: ۱۰۲۶۱
تاریخ انتشار : ۲۹ فروردين ۱۳۹۳ - ۱۸:۴۴
ردپای 60 سال خیانت و جنایت - روایتی مستند از دخالت‌ها و جنایات‌ آمریکا در ایران 1392-1332

سولیوان: بن بست پیش‌روی شاه جدی است (پاورقی)


Research@kayhan.ir
تالیف: کامران غضنفری

مواضع مقامات آمريکائي
 قبل از روي کار آمدن دولت نظامي
در يک سند «سـّري» سفارت آمريکا با عنوان « ارزيابي اطلاعات درباره ايران»‌، با پيش‌بيني روي کار آمدن يک دولت نظامي در صورت عدم موفقيت دولت شريف امامي، چنين آمده است:
"شاه همچنين به‌طور ضمني مجال بيشتري به دولت شريف امامي داده به‌طوري‌که دولت وي از فرصت‌هاي بيشتري نسبت به دولت‌هاي سلف اخير خود برخوردار شده است. هنگامي که اين تدابير نتواند خشونت‌ها را متوقف کنند، يک دولت نظامي بر سر کار آورده خواهد شد."3
«سايروس ونس» وزير امور خارجه آمريکا در دوره کارتر، در کتاب خود مي‌گويد:
"روز بيست و چهارم اکتبر [دوم آبان] پس از آنکه سياست آشتي جويانه‌ حکومت شريف امامي با شکست مواجه شد، شاه در ملاقاتي با سوليوان (سفير آمريکا) و آنتوني پارسونز (سفير انگليس) گفت که ناچار است يا يک دولت نظامي بر سر کار آورد و يا يک حکومت ائتلافي با شرکت بعضي از رهبران گروه‌هاي مخالف تشکيل دهد. مشکلات تشکيل يک دولت ائتلافي با مشارکت مخالفان آشکار بود و شاه به‌طور غيرمستقيم مي‌خواست نظر ما را درباره‌ روي کار آوردن يک دولت نظامي جويا شود."4
ونس، در بخش ديگري از کتاب خود با اشاره به گرايش برژينسکي به طرفداري از سياست شدت عمل در ايران مي‌نويسد:
" برژينسکي در جريان مباحثات مربوط به ايران، وزارت خارجه را متهم مي‌کرد که تحت تأثير مخالفان شاه قرار گرفته و شاه را رها کرده است. او همچنين با روش نرم و محتاطانه‌ وزارت خارجه درباره‌ يک راه حل نظامي براي بحران ايران مخالف بود و از سياست شدت عمل در ايران طرفداري مي‌کرد." 5
امـّا چنين به نظر مي‌رسد که سفير آمريکا به دنبال روش‌هاي «نرم» نبوده است. در يک گزارش سفارت آمريکا به تاريخ 25 اکتبر 1978 [سوم آبان 1357] تحت عنوان «جلسه گروه مسائل کشوري» که داراي طبقه‌بندي «خيلي‌محرمانه» نيز مي‌باشد، گفته شده که:
"نظر سفير اين است که کنترل اوضاع حتماً به رهبر نيرومندتري نياز دارد." 6
برژينسکي، در کتاب خود، با اشاره به مسائل همين روز (25 اکتبر) مي‌نويسد: "يادداشتي را از گري سيک [مسئول امور ايران در شوراي امنيت ملي] دريافت کردم که طي آن به من نوشته بود که در شرايط کنوني، شاه به ابراز حمايت صريح و جـّدي ما نياز دارد و پيشنهاد کرد که يا من شخصاً‌ با پيامي از طرف رئيس‌جمهور به تهران بروم، و يا اعلاميه‌ مشترکي با متحدين کليدي آمريکا به حمايت از شاه منتشر کنيم." 7
«گري سيک» خود در اين مورد مي‌گويد:
" سوليوان در روز بيست و هفتم اکتبر [پنجم آبان] يک پاسخ مفصل داد. وي گرچه موافق تشکيل دولت نظامي نبود ، امـّا به نظر وي احتمال «بدتر شدن اوضاع تا ماه ژوئن آينده» که انتخابات مي‌بايست انجام شود، چنين مداخله نظامي را اجتناب‌ناپذير مي‌ساخت." 8
وي در بخش ديگري از کتاب خود، حمايت سوليوان از يک دولت نظامي را به‌طور صريح‌تري مطرح مي‌کند:
" سوليوان معتقد بود که بن‌بست پيش روي شاه بسيار جـّدي‌تر از آن بود که فقط مربوط به انتخاب يک دولت ائتلافي و يا يک دولت خنثي باشد. برعکس، به اعتقاد سوليوان چنانچه شاه [در کشور] باقي مي‌ماند، وي فقط مي‌توانست از طريق نظامي حکومت کند. امـّا اگر وي کشور را ترک مي‌کرد، از نظاميان انتظار مي‌رفت که بدون شاه، و در طي يک کودتا، قدرت را به دست گيرند. از ميان اين دو گزينه، به‌طور قطع سوليوان اولي را ترجيح
مي‌داد." 9
منابع در دفتر روزنامه موجود است