سال جدید را چطور و با چه هدف و برنامهای آغاز کنیم؟-بخش دوم
آمد بهار خرم و آورد خرمی
شروع دوباره به معنی جبران شکست نیست. یک آغاز جدید است. این طرز تفکر بسیار کمکتان میکند، زیرا باعث میشود وقتتان را برای سخت گرفتن به خودتان تلف نکنید. حرکت در طول زندگی مثل بالا رفتن از پله میماند. یک سطح بالا میروید و بعد یک سطح پایین. هیچ چیز صاف و مستقیم نیست.کمی با خودتان و جهت جدید زندگیتان تمرین کنید. به شروعهای زندگیتان اگر درست نزدیک شوید، میتواند شروع یک زندگی نو برایتان باشد. گاهیوقتها ایدههای کوچک میتوانند به اتفاقاتی بزرگ تبدیل شوند. شروع دوباره ممکن است ترسناک به نظر برسد، اما واقعا بهانه خوبی برای جشن گرفتن است. به آن به عنوان فرصتی هیجانانگیز نگاه کنید و خواهید دید که خیلی از احساسات اضطرابآورتان ناپدید میشوند.
به خاطر داشته باشید که آینده شما تحت حکومت گذشتهتان نیست. هر اتفاقی هم که در زندگیتان افتاده باشد، هنوز هم میتوانید راهی برای بهتر کردن اوضاع هم برای خودتان و هم اطرافیانتان پیدا کنید.
جایگزینهایی سالم برای الگوهای زندگی منفی پیدا کنید. اگر راحت نیستید که همه تغییرات را یکدفعه و از یک تاریخ مشخص شروع کنید، کمکم قدم بردارید. اگر قادر به ترک یک عادت بد نیستید، میتوانید از کم کردن آن شروع کنید. بد نیست که زمانی به خودتان فرصت دهید که به تعادل برسد. یادتان باشد که در هر شرایطی که باشید، هیچ وقت دیر نیست و همیشه برای شروع دوباره وقت دارید. وقتی بتوانید صادقانه به تغییراتی که ایجاد کردهاید متعهد شوید، فرآیند جدید آغاز شده است.
قاطعیت در اراده برای تصمیمات بهاری
همه میدانید که ورزش چه نقش مهمی در سلامت و به تبع آن در زندگی فردی شما دارد، مخصوصا زمانی که موضوع مربوط به افزایش میزان انرژی و کاهش احتمال ابتلا به انواع بیماریهای جدی و خطرناک است، اما چند نفر از شما واقعا به فکر برنامهریزی و مدیریت این مهم در زندگیتان هستید که ورزش را تبدیل به بخش مداومی از زندگی خودتان کنید؟
مهین هرمززاده یک ورزشکار نیمهحرفهای برایمان در مورد تصمیمات مهم برنامه ورزشیاش توضیح میدهد: «من همیشه فقط حرف ورزش و پایین آوردن وزنم را میزدم، اما تصمیم قطعی برای اجرایی کردن برنامه ورزشیام نداشتم. تا اینکه به پزشکم مراجعه کردم و متوجه شدم در آستانه دیابت قرار دارم. ناگهان مثل برقزدهها شوکی مرا فرا گرفت. رو بهروی آینه به خودم قول دادم که هر طور شده برنامه ورزشی ذهنیام را در متن زندگی روزمرهام پیاده کنم و هیچ چیز نتواند جایگزین برنامه ورزشی روزانهام شود. از دوران دبیرستان والیبال را دوست داشتم. با پیگیری همین رشته توانستم در زمستان سال 95 همراه تیم دوستانم به مقام قهرمانی سرای محلهمان برسم. الان وزنم خیلی پایین آمده و قندم از آستانه دیابت پایینتر قرار گرفته است.»
وی ادامه میدهد: «به جای اینکه در سال جدید به دنبال روالی باشید که بیش از حد به آن مشتاقید (که کلا برای بیشتر از یک هفته هم دوام نمیآورد) به دنبال تغییرات سادهتری باشید که بتوانید به انجام آن پایبند بمانید؛ هر روز بیست دقیقه پیش از صرف شام پیادهروی کنید. میتوانید به فروشگاههای محلیتان سری بزنید؛ سبزیجات تازه یا نان گرم بخرید. به سادگی میتوانید در کوچههای اطراف خانهتان قدم بزنید.»
یانگوم در خوابگاه دانشجویی!
آیا میخواهید پول پسانداز کنید یا غذای سالم بخورید؟ آیا از اینکه نیمی از زمان ناهارتان را در انتظار تحویل سفارش غذایتان میگذرانید، خسته شدهاید و به ستوه آمدهاید؟ پس در خانه آشپزی کنید. اینکه غذا را در منزل درست کنید هم هزینه کمتری برایتان دارد و هم زمان کمتری از وقت شما را میگیرد. با این کار، خوب میدانید که دقیقا چه چیزهایی درون غذای شماست و میتوانید به دلخواه خودتان میزان چربی و کالری که میخواهید در غذایتان باشد را هم کنترل کنید.
صابر موحدیان یک دانشجو زبان انگلیسی که در خانه دانشجویی زندگی میکند، برایمان توضیح میدهد: «من باید تا اتمام تحصیلاتم 4 سال دور از خانواده و در تهران روزگار بگذرانم. تا زمانی که دانشجو شدم، همیشه فقط دستپخت مادرم را میخوردم. به زندگی دانشجویی که پا گذاشتم روزها پشت سرهم غذای آماده و کنسروی میخوردم تا اینکه یک روز معدهام خونریزی کرد و روانه دکتر شدم. به من گفتند که دچار علایم ابتدایی زخم معده هستم. تا این زمان جعبه جعبه نوشابه مشکی میخوردم.نوشابه را به کل حذف کردم و شروع کردم در اینترنت دستور پخت غذاهای نیمساعته را سرچ کردن. همه آن دستورها را یکی یکی و امتحانی پختم. گاهی حتی به دستور پخت سلیقهای چیزهایی اضافه میکنم که اغلب بد هم از آب در نمیآید. حالا دیگر یک آشپز نیمهحرفهای هستم. هم اتاقیهایم برای تهیه مواد پول روی هم میکنند و من میپزم. رنگ و رویم بهتر شده و برای درسخواندن سالمتر و پرانرژیتر به نظر میرسم. ضمن اینکه به آشپزی به دید یک هنر نگاه میکنم.»
وی ادامه میدهد: «در زندگی مدرن امروزی باید همه ما از آشپزی سررشته داشته باشیم و به عبارتی دیگر مرد و زن ندارد. تصورش برایم سخت است که اگر به فکر تغییر سبک زندگی دانشجوییام نمیافتادم با آن همه قوطیهای کنسروی که گوشه تختم را اشغال کرده بودند و وضع معده داغان چطور زنده میماندم؟ من تمامی دستورهای پخت غذاهای نیمساعته را در دفترچه کوچکی جمعآوری کردهام. شاید یک روز به چاپ برسد!»
برنامههای سال جدید را در دفترچهای یادداشت کنید
در ابتدای سال جدید سراسر شور هیجانیم و برنامههای زیادی برای شروع دوباره در ذهن خود داریم؛ اما متاسفانه هر چه از روزهای ابتدایی سال جدید دورتر میشویم، برنامههای ذهنیمان رنگباخته و از اجرایی کردنشان دور و دورتر میافتیم. برای اینکه با قاطعیت برنامههای مورد نظرمان را در فرصت تازه سال نو دنبال کنیم، لازم است آنها را در ورقی بنویسیم.
فریبا غیاثوند ضمن اشاره به اینکه همه برنامهها و اهداف ریز و درشتش را در دفترچه یادداشت کوچکی نوشته و در جیب مانتو خود دارد، برایمان میگوید: «این نوشتن برنامهها و اهداف سبب میشود که هر بار نگاهشان میکنیم در ذهنمان تداعی شده و به عبارتی برنامههایمان ملکه ذهنمان گردند؛ ضمنا با اندیشیدن هرباره به برنامههایمان میتوانیم ویرایششان کنیم.»
این شهروند باانگیزه و منضبط تاکید میکند: «برای شروع دوباره لازم نیست از برنامههای بسیار بزرگ و دور از دسترس شروع کنیم. هر گام کوچکی میتواند ما را به تغییرات بزرگ در زندگیمان نزدیک و نزدیکتر گرداند. به سه چیز در سال جدید بیش از هر مورد دیگری بها دهید؛ تقویت معنویت در خود، سلامت غذایی و ورزش.»
طبیعت، عبرتآموز خردمندان
پرنده نه میماند
و نه آشیانه را فراموش میکند
هر بهار به آشیانهات سری بزن
تا از یاد نبری که
«نباید از یاد ببری!»
(توانگر)