«جنگ شناختی» ابزار دشمن در اغتشاشات است که ما آن را جدی نگرفتهایم
سرویس اجتماعی- مهدی برازنده:
یکی از ابعاد مهم اغتشاشات اخیر در کشور، سرمایهگذاری دشمن بر روی «جنگ شناختی» به عنوان ابزاری اثرگذار است که باید با بررسی و آسیبشناسی در این خصوص از تکرار آن جلوگیری کرد.
به گزارش کیهان، روز پنجشنبه 18 دیماه را میتوان سیزدهمین روز از جنگ ایران و دشمن آمریکایی صهیونی نامید.
روزی که تروریستهای اجارهای با سوار شدن بر روی برخی اعتراضات اقتصادی مردم و بازاریان و همچنین سوءاستفاده از هیجانات و ضعف شناختی عدهای از نوجوانان و جوانان، با انواع خشونتها به جان و مال و امنیت مردم تعرض کردند. حجم خشونتهای طراحی شده در اتاقهای فکر تروریستپرور آمریکایی- صهیونی با هدف کشتهسازی و دامنزدن به اغتشاشات مسلحانه به حدی بود که باعث شهادت جمع زیادی از نیروهای حافظ امنیت و مردم بیگناه کشورمان از کودک و رهگذر شد.
اما در کنار سوءاستفاده دشمن و آشوبگران وابسته از بستر مشکلات اقتصادی مردم، باید گفت؛ جنگ شهری که در روزهای 18 و 19 دیماه مشاهده کردیم، در امتداد «جنگ شناختی» است که دشمن طی سالهای اخیر با صرف هزینههای هنگفت در رسانههای معاند و بعضاً تروریستی فارسیزبان و شبکههای اجتماعی، خارجی و... آن را دنبال میکند. جنگ شناختی که با هدف اثرگذاری بر ادراکات، افکار، آگاهی و رفتار اشخاص از عموم مردم جامعه تا نخبگان طراحی و عملیاتی میشود، بخشی انکارناپذیر از نقشه جنگ دشمن علیه مردم بهویژه نوجوانان و جوانان ما محسوب میشود.
اگرچه ملت بصیر و غیرتمند ایران تنها چندروز پس از خودنمایی اغتشاشگران و تروریستهای قاتل با حضور حماسی و انقلابی خود در 22 دیماه و تشییع باشکوه شهدای مقاومت ملی، با وجود گلایهمندی از وضعیت اقتصادی نقشههای دشمن را نقش بر آب کرد و با جانفشانی و تلاش نیروهای انتظامی، امنیتی و اطلاعاتی در شناسایی و بازداشت گسترده هستههای اغتشاش، تیر دشمن به سنگ خورد، اما تجربه حوادث این چند روز اخیر بهویژه در حوزه «جنگ شناختی» باید بیشتر مورد توجه و آسیبشناسی قرار گیرد.
در گفتوگو با دکتر «علی انتظاری»، استاد جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبایی ضمن واکاوی جنگ شناختی دشمن، تحلیل جامعهشناختی وی درباره اتفاقات اخیر را جویا شدیم.
نقش «جنگ شناختی»
در اغتشاشات اخیر
علی انتظاری در ابتدا با اشاره به نقش «جنگ شناختی» در ظهور و بروز ناآرامیهای اخیر کشور گفت: دشمن مدتهاست که یک «جنگ شناختی» را با ما آغاز کرده و آشوبهای اخیر مانند اغتشاشات سال 1401 و جنگ 12روزه در همین راستا صورت گرفت. باید توجه داشت که جنگ شناختی ابزار، امکانات و دانش خاصی لازم دارد که متاسفانه ما کمتر از آنها استفاده میکنیم؛ این در حالی است که دشمن از شاخههای مختلف علوم شناختی و علوم اجتماعی محاسباتی استفاده میکند و دانشگاههای بزرگ دنیا مثل «هاروارد» که مرکز این علوم هستند، به کمک این جنگ شناختی آمدهاند.
انتظاری ادامه داد: علت این جنگ شناختی، رسیدن به اهداف خاص نهفقط در ایران بلکه در جهان است. دشمن به دنبال یک تکنولوژی انضباطی جدید در دنیاست. هدف دشمن در جامعه ما تشکیل یک نظام سیاسی است که با برنامههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آنها سازگار باشد. بنابراین از نظر و خیال دشمن یا نظام سیاسی ما باید تغییر کند و یا ما باید خودمان را با اهداف و برنامههای او همراه کنیم. وی اظهار داشت: ما مرتباً در معرض آزمون و خطای برنامههای دشمن هستیم، به این صورت که ما «موضوع» هستیم و یک برنامه روی ما اعمال میشود، سپس دشمن نتیجه کارش را ارزیابی میکند و طبق آن نتیجه، اقدامات دیگری را انجام میدهد.
ریشه «خطای محاسباتی» کجاست؟
این استاد دانشگاه البته به اشتباهات محاسباتی دشمن در این مسیر نیز اشاره کرد و گفت: دشمن تصور میکرد با شروع جنگ 12روزه، با کمک تروریستهایی که در پنجشنبه دو هفته قبل فعال شدند، میتواند مردم را علیه نظام متحد کند، البته باید گفت «از قضا سرکنگبین صفرا فزود» و بلافاصله بعد از شهادت جمعی از فرماندهان کشورمان، مردم به میدان آمدند و جنایات اسرائیل را بهشدت محکوم کردند، حتی بعد از جنگ اخیر دیدیم افرادی که شاید ظواهر انقلابی هم نداشتند پا به میدان گذاشتند و علیه دشمن صهیونی موضعگیری کردند. با این همه، دشمن اینبار با سازوکار دیگری اقدام به آشوبگری در کشور کرد.
انتظاری در ادامه به بخشی از سخنان رهبر معظم انقلاب درباره «خطای محاسباتی» دشمن در حوادث اخیر اشاره کرد و افزود: رهبری درباره حوادث اخیر فرمودند که «دشمن دچار خطای محاسباتی شده است». تصور بنده این است که برخی به اصطلاح تحلیلگران داخلی عامل خطای محاسباتی دشمن هستند. به عنوان مثال، یکی از تحلیلگران گفته بود که «جامعه ایران دچار «سِرشدگی» و بیتفاوتی شده است»! خب وقتی ما چنین تحلیلهایی از جامعه ایرانی ارائه میکنیم، دشمن تصور میکند که میتواند با اقدامات تروریستی و بهپا کردن آشوب در کشور، جامعه را از حالت «سِرشدگی» نجات داده و با همراهی مردم علیه نظام اقدام کند.
وی ادامه داد: وقتی تحلیلها و اظهاراتی مثل ایجاد «فروپاشی اجتماعی» در جامعه ایران در برخی اظهارنظرها مطرح میشود، باید پرسید؛ پس اتحاد مردم بعد از جنگ 12روزه، حماسه 22 دی، تشییع باشکوه شهدای اغتشاشات اخیر و امثالهم چگونه تشکیل میشود؟ ممکن است آنها بگویند که اینها واکنش «احساسی» مردم به حوادث است که باید در جواب گفت دقیقاً همین نتیجهگیری و تحلیل نادرست باعث میشود دشمن برنامه دیگری را تدارک دیده و به فکر صدمهزدن به کشورمان بیفتد. بنابراین تحلیلهایی مثل نامهای که تعدادی از اساتید اقتصاد درباره تغییر فرمان مدیریت اقتصادی کشور ارائه کردند، در اقدامات بعدی دشمن مؤثر بوده است. بر این اساس، بنده اگر جای دشمن باشم، این تحلیلگران را مواخذه میکنم که چرا باعث گمراهی و خطای محاسباتیاش شدهاند!
دریافت تحلیلهای شبکه تروریستی اینترنشنال «فاجعهبار» است
این جامعهشناس در ادامه به نقش مهم رسانههای رسمی داخلی در زمان جنگ شناختی اشاره کرد و گفت: نکتهای که اکنون باید بیش از هرچیز به آن توجه کنیم، تمرکز روی دو مسئله رسانهای است. مسئله اول، معطوف به این است که رسانههای رسمی باید به روشهای مختلف، مردم را پای تلویزیون داخلی بنشانند. البته این موضوع صرفاً به صداوسیما برنمیگردد و در شبکههای اجتماعی نیز اگر امکان دارد، باید بتوانیم حرف خودمان را به مردم منتقل کنیم. دریافت تحلیلهای شبکه تروریستی اینترنشنال از سوی مردم حقیقتاً «فاجعهبار» است.
نباید اجازه داد رسانههای دشمن جای جلاد و شهید را عوض کنند
انتظاری با تاکید بر لزوم تغییر فرمان رسانههای رسمی و حاکمیتی برای جذب مخاطب با روشهای جذاب و نرم، افزود: اکنون نباید اجازه داد رسانههای دشمن جای جلاد و شهید را عوض کنند، متاسفانه در حال حاضر برخی از افراد که تحت تاثیر رسانههای خارجی هستند، عنوان میکنند که حتی مساجدی که در حوادث اخیر آتش گرفتند را هم طرفداران نظام به آتش کشیدند! این تفکر احمقانه را اینترنشنال وارد ذهن این افراد کرده است.
چرا سلبریتیها
به آتش آشوبها میدمند؟
وی درباره تاثیر برخی سلبریتیها و حتی برخی افراد در جایگاه استادی دانشگاه در دمیدن به آتش آشوبهای اخیر گفت: ما با ابزارهای مختلف در حال جنگ با دشمن هستیم. برخی سلبریتیها و اساتید دانشگاه و بقیه افرادی که میتوانند اثرگذار باشند، وقتی میبینند بخشی از مردم از رسانههای بیگانه تغذیه میشوند، برای جذب مخاطب و فالوور سعی میکنند همان حرف رسانههای بیگانه را بزنند، چراکه به نظرشان مدیریت افکار عمومی در دست همین شبکههاست؛ بنابراین باید نسبت به «مدیریت افکار عمومی» خصوصاً در مواقعی مثل زمان کنونی که درحال جنگ با دشمن هستیم، حساسیت بیشتری به خرج دهیم.
تربیت سرباز جنگ شناختی در خانهها
از طریق بازیهای موبایلی!
انتظاری افزود: مسئله دیگر در رسانه، توجه به «جنگ شناختی» است. متاسفانه ما جنگ شناختی را خیلی دستکم گرفتهایم. اکنون در خانههای ما به وسیله بازیهای موبایلی و کامپیوتری، جنگ شناختی در حال رخدادن است و این بازیها به نوعی در حال تربیت سرباز برای خود از میان نوجوانان و جوانان ما هستند.
وی ادامه داد: در اغتشاشات اخیر، میانگین سنی افرادی که در صحنه آشوبها حضور داشتند در سنین نوجوانی و جوانی است. این در حالی است که تورم اقتصادی بیشتر معطوف به سرپرستان خانوار و کسانی است که مسئولیت تامین معیشت خانواده را برعهده دارند، بنابراین یک نوجوان 17 یا 18 ساله مشکل اقتصادی خاص یا دغدغه نرخ ارز، طلا و این موضوعات را ندارد، بلکه یک موضوع «شناختی» او را به اعتراض و آشوب دعوت کرده است.
کمکاری دستگاههای مسئول
در جنگ شناختی
استاد جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبایی در پاسخ به این سؤال که کدام نهادها برای مقابله با جنگ شناختی و در نتیجه اتفاقاتی مثل حوادث اخیر کمکاری کردهاند، اظهار داشت: مهمترین جایی که کمکاری کرده است «صداوسیما» است، اما نمیتوان نقش پررنگ وزارت آموزشوپرورش و فرهنگ را نادیده بگیریم. ما تقریباً کتاب مخصوص و مناسب کودکان برای مقابله با جنگ شناختی نداریم، اکنون نیمی از کتابهای کودکان ترجمهای هستند و از طرفی تولیدات کتاب کودک ما در زمینه نمایشنامهنویسی و سایر زمینهها ضعیف هستند.
تاثیر بازیهای «گوگل پلی»
در شکل گیری «منطق مجازی» نوجوانان
انتظاری ادامه داد: از سوی دیگر ما دنیای بازیهای کودکان را تقریباً نمیشناسیم، در حالی که «گوگلپلی» مثل یک امپراطوری یکسری بازیها را عرضه میکند تا با استفاده از سرنخهای آن بازی، اعصاب و روان کودک و نوجوان ما را به هم بریزد و در نتیجه آنها را برای یک جنگ خیابانی آماده کند. استراتژی و الگوی برخی بازیها، «منطق مجازی» بر ذهن نوجوانان حاکم میکند، این اتفاق از طریق غرق شدن در بازیهای مجازی ایجاد میشود. بنابراین وقتی یک نوجوان دارای «منطق مجازی» شد، وقتی وارد خیابان میشود، فکر میکند وارد یک بازی کامپیوتری مثل «کلش آو کلنز» شده و مثلاً اگر یک قلعه را فتح کند، در صورتیکه تیر هم بخورد و بمیرد باز هم زنده میشود و به بازی ادامه میدهد!
وی با بیان اینکه نقش خانوادهها در کنترل نوجوان بسیار مهم است، افزود: متاسفانه مخاطرات یکسری بازیهای موبایلی و کامپیوتری به خانوادهها آموزش داده نمیشود. مدرسه، رسانه و تریبونهای مختلف مسئول هستند که این مخاطرات را تبیین کنند، اما در این زمینه و بسیاری از زمینههای دیگر شناختی، متاسفانه خوب عمل نکردهایم. بنابراین آگاهی از عوارض بازیها و برنامههای فضای مجازی میتواند جلوی یکسری سوءاستفادهها مانند اتفاقی که اخیراً افتاد را بگیرد.
پیروزی با جبهه «حق» است
این جامعهشناس در پایان درباره راز تابآوری و پیروزی چندباره ملت ایران در برابر خدعههای دشمن اظهار داشت: همه مواردی که تاکنون گفته شد، یکسری تحلیلهای جامعهشناختی درباره حوادث اخیر بود و ما متغیرهایی در عالم مادی را بررسی کردیم، اما باید بدانیم که این «خداوند» است که در جهان قدرتنمایی میکند، اکنون نصرت الهی است که به ما یاری رسانده و قطعاً جبهه «حق» پیروز است. اینکه میبینیم حجم متکثر و متنوع مردم در بزنگاههای مختلف مثل 22 دیماه یا تشییع شهدای اغتشاشات اخیر در میدان حاضر میشوند، هم به این دلیل بود که دیدند تروریستها چگونه از اعتراضات سوءاستفاده کردند، هم اینکه «أَنزَلَ اللَّهُ سَكينَتَهُ عَلى رَسولِهِ وَعَلَى المُؤمِنين» یعنی این خداوند بود که آرامشی را با واسطه بر قلوب مؤمنین جاری کرد. باید بدانیم «وَ لِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْض» و همهچیز در دست خداست. بله، ما میگوییم که در جنگ شناختی ضعیف عمل کردیم و باید هوشمندانه رفتار کنیم، اما کمک خداوند با همه اسباب و واسطههایش را نیز نباید فراموش کنیم و مطمئن باشید که به مدد و نصرت الهی ما پیروز هستیم.