اخبار ویژه
نگران مردم ایران یا پادوی آمریکا و اسرائیل و تروریستها؟!
نماینده رد صلاحیت شده مجلس از حوزه اسلام آباد غرب میگوید جنگ سوریه جنگ مردم ایران نیست.
حشمت فلاحتپیشه در شبکه ایکس نوشت: در پاسخ به ارگانهای کاسبان جنگ و تحریم که میگویند به خاطر ناآرامی آشام، مذاکره را تعطیل کنید! جنگ سوریه جنگ مردم ایران نیست. دولت هنوز تکلیف میلیاردها دلار هزینه جنگ قبل را روشن نکرده، نباید جان و مال ایرانیان را در کمین تازه بیندازد.
وی که در دوران کلاهبرداری برجامی آمریکا، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و از سینه چاکان برجام بود، پیش از این اظهار کرده بود: امیدوارم در سفر آقای رئیسی به دمشق تکلیف بدهی تقریبی 30 میلیارد دلاری سوریه به ایران مشخص شود. ایران در طول جنگ سوریه تا سال 1395 کمکهای زیادی به این کشور کرد که تا 15 میلیارد دلار برآورد شده است. بخشی از این کمکها بعد از جنگ و کارهای فنی و مهندسی و صادرات انرژی بود که 10 تا 15 میلیارد دلار برآورد شده است، اما آمار شفافی از میزان هزینه ایران در سوریه اعلام نمیشود.
وی قبل از آن هم در سال 1399 ادعا کرد: 20 تا 30 میلیارد دلار به سوریه پول دادیم و باید این پول را از سوریه پس بگیریم. پول این ملت آنجا هزینه شده است.
ادبیات «جنگ سوریه، جنگ مردم ایران نیست»، دقیقاً ادبیات ترویجی موساد و سیا، امآیسیکس از طریق پادوهای سیاسی و رسانهای خود است. آنها مشابه همین ادبیات را در کشورهای دیگر منطقه و برای تجزیه جبهه مقاومت و قلع و قمع راحتتر کشورها ترویج میکنند و این در حالی است که آمریکا و اسرائیل در اقدامات جنایتکارانه خود در منطقه رفتار جمعیتی کفتارها را دارند.
نماینده رد صلاحیت شده مجلس خود را به نفهمیدن زده وگرنه باید به یاد میآورد که تروریستهای وحشی داعش که تا پشت مرزهای ایران در کردستان عراق پیش آمده بودند، هدف اصلی جنایات خود را ایران میدانستند و اگر سوریه و عراق در برابر اشرار تروریست نمیایستادند، ملت ایران باید متحمل خسارتهای جبرانناپذیر امنیتی و اقتصادی در داخل سرزمین خود میشدند. آقای فلاحتپیشه ترجیح میدهد خود را به کبک بودن بزند وگرنه حتماً خبر دارد که تروریستها داعش چگونه به مجلس حمله کردند و گروهی از مردم عادی را به خاک و خون کشیدند و دیگر تروریستهای اجارهای تکفیری، چگونه به قتلعام مردم در شاهچراغ شیراز و گلزار شهدای کرمان و برخی مناطق مرزی سیستان و بلوچستان پرداختند.
از سوی دیگر باید تذکر مهم شهید سلیمانی را یادآور شد که از طریق شهید امیرعبداللهیان به تیم مذاکرهکننده منتقل شده بود. ده سال قبل (۲۴ دی۱۳۹۳) در حالی که آقای ظریف سرگرم قدم زدن با جان کری و نمایش صمیمیت و نزدیکی بود، طرف آمریکایی داشت فتنه داعش را در عراق و سوریه بالا میآورد و این نگرانکننده بود. همین دغدغه، موجب انتقال پیام مهمی از شهید سلیمانی به آقای ظریف شد. شهید امیرعبداللهیان بعدها روایت کرد: «سردار سلیمانی به من زنگ زدند. شب قبل از آن تصاویری از قدم زدن آقای ظریف با جان کری منتشر شده بود. سردار با کنایه و خندهای به من گفت دارید با آمریکاییها قدم میزنید؟! سپس گفتند این پیامی را که میخواهم بگویم، به آقای ظریف برسانید. گفتند ما اسناد دقیقی بهدست آوردیم مبنی بر اینکه در جریان سقوط موصل، چند هواپیمای غول پیکر آمریکایی در فرودگاه موصل به زمین نشسته و ژنرالهای آمریکایی پیاده میشوند و فرماندهان داعش، روی فرش قرمز به استقبال آنها میروند. آنها به مدت ۵ ساعت در سالن vip فرودگاه موصل مذاکره میکنند. جزئیات این مذاکره و فایل آن در اختیار سردار سلیمانی بود. در تمام این ۵ ساعت هم، سلاحها و تجهیزات پیشرفته آمریکایی از هواپیماها پیاده میشد و در اختیار نیروهای داعش قرار میگرفت. تمام تصاویر و نوع سلاحها در این اسناد مشخص بود. سردار سلیمانی میخواستند با این اسناد به ما بگویند این دشمنی که در حال مذاکره با شماست، قابل اعتماد نیست و بدانید در آن روی سکه، این کارها را میکند».
نکته سوم، بازنشر بلافاصله این نماینده سابق مجلس از سوی رسانههای معاند است که رنگ و بوی تأمین خوراک برای آن رسانهها را میدهد. کیهان پیش از این هم از نامبرده پرسیده که چرا عوامانه و غیرکارشناسانه سخن میگوید؟ این ادعا که «۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار به سوریه پول دادیم»! از کجا آمده است؟! ادعای ایشان در حالی است که حتی شبکه دولتی انگلیس خبیث در دروغپردازی خود ادعا کرده بود «ایران
در 7 سال حضور در جنگ سوریه، 6 میلیارد دلار هزینه کرد» و آمریکا که در این موارد به اغراقگویی شهرت دارد، مدعی شده بود که ایران ۱۶ میلیارد دلار در منطقه هزینه کرده است! یعنی آمریکا ادعا میکند در کل منطقه 16 میلیارد دلار هزینه کردهایم (البته به دروغ) و حتی نه اینکه این ۱۶میلیارد دلار را به این یا آن کشور یا این و آن گروه مقاومت داده باشیم. حالا آقای فلاحتپیشه پرسید رقم ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار را از کجا آورده که روی دست آمریکا بلند شده است؟ از سوی دیگر، بالاخره ۲۰ میلیارد دلار یا
۳۰ میلیارد دلار؟! یعنی او حتی فرق و فاصله گزاف میان ۲۰ و ۳۰ میلیارد دلار را نمیداند؟!
نکته چهارم؛ آمریکا و اسرائیل و غرب، گروههای تکفیری از جمله داعش را ابتدا در عراق و سوریه رشد دادند و سپس آن را به مانند یک سرطان به مرزهای ایران و عمق خاک سوریه سرایت دادند. درواقع ائتلاف اشرار، یک بار 37 سال پیش، صدام را برای حمله به ایران تحریک و حمایت کردند و نوبت دوم، مأموریت صدام را بهعهده داعش گذاشتند. هدف اول، ایران بود. خسارات جنگ تحمیلی صدام در داخل مرزهای ایران که بیش از 200 هزار شهید برجای گذاشت تا هزار میلیارد دلار برآورد شده است و پادوهای آمریکا و اسرائیل با گفتن این که جنگ سوریه و عراق و لبنان به ایران چه کار دارد، در واقع نسخه کشاندن جنگ به داخل کشور در اثر نکوبیدن مزدوران آمریکا و اسرائیل را میپیچند.
نهایتاً این که آیا نهادهای اطلاعاتی و قضائی باید پیگیری کنند که چرا بهنگام اوجگیری تحرکات گروهکهای نیابتی مزدور آمریکا و اسرائیل در کشورهای متحد ایران (برای تنفس دادن به رژیم فرسوده صهیونیستی) برخی عناصر سیاسی بدسابقه بلافاصله به جای هشدار درباره عملیات فریب مذاکره و غافل نشدن از تصاعد تهدیدهای امنیتی، ادعا میکنند این جنگ هیچ ربطی به ایران ندارد؟! و حال آن که کشورهای عضو جبهه مقاومت به خاطر پشتیبانی از ملت ایران هزینه میپردازند و در آنجا هم مورد سرزنش مزدوران غرب هستند.
طوفان فکری بیحاصل دو دهه اتلاف وقت در مذاکره با اروپا
در حالی که مذاکرات روز جمعه گذشته در ژنو میان ایران و تروئیکای اروپایی هیچ نتیجهای جز فرار به جلو و ادبیات طلبکارانه طرف اروپایی به همراه نداشت، روزنامههای مبلغ مذاکره تعابیر متناقضی درباره این نشست مطرح کردند.
روزنامه آرمان در این زمینه تیتر زد: «چراغ سبز مذاکرات نشست ژنو به ادامه مسیر دیپلماسی» و شرق نوشت: «بازیابی مسیر دیپلماسی در ژنو». روزنامه دنیای اقتصاد هم تیتر خود را به عنوان «طوفان فکری در ژنو» اختصاص داد؛ مشابه تیتر خبرگزاری ایرنا (طوفان فکری برای تنشزدایی در نشست ژنو) و اعتماد هم تیتر زد: «نشست ژنو؛ طوفان فکری دیپلماتیک یا آمادگی برای بازگشت ترامپ».
تعبیر طوفان فکری از سخنان وزیر امور خارجه اقتباس شده بود که گفته بود: «دیدار مذاکرهکنندگان ایرانی و اروپایی در ژنو در روز جمعه در حقیقت یک جلسه طوفان فکری است تا ببینیم آیا واقعاً راهی برای خروج از وضعیت فعلی وجود دارد یا خیر».
طوفان فکری روشی برای حل مسئلهای است که راهحل مشخصی برای طرح آن وجود ندارد و از افراد در یک جلسه خواسته میشود از هرچه به ذهنشان برای حل مسئله میرسد پیشنهاد کنند.
البته طرف اروپایی قبل و بعد از جلسه ذهنش اصلاً خالی نبود و برای حل مسئله هم نیامده بود بلکه بنا داشته و دارد که با شگرد اتهامپراکنی و فرافکنی و دست پیش گرفتن، طرف ایرانی طلبکار در برجام را بدهکار کند و به جای تسویهحساب بدهیهای پیشین، امتیازات جدیدی بستاند! به همین علت هم هست که آنها دو تحریم هواپیمایی و کشتیرانی را علیه ایران اعلام کردند و یک قطعنامه حقوق بشری صادر کردند و قطعنامهای ضدایرانی را هم در شورای حکام آژانس به تصویب رساندند.
بعد از مذاکره روز جمعه هم «انریکه مورا» معاون دبیرکل سرویس اقدام خارجی اتحادیه اروپا با انتشار پیامی طلبکارانه در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: حمایت (ادعایی) نظامی ایران از روسیه باید متوقف و از تشدید بیشتر تنشهای در منطقه جلوگیری شود. مسئله هستهای ایران نیز به راهحل دیپلماتیک نیاز دارد.
اما فارغ از بازی برخی روزنامهها با عبارت مبهم «طوفان فکری»، روزنامه هممیهن درباره مذاکرات ژنو، تیتر «شروع ناامیدانه» را انتخاب کرد و نوشت: «بعید است طرف ایرانی بدون گرفتن امتیازهای قابل توجه برای رفع تحریمها حاضر به پذیرش خواستههای غرب باشد و چنین امتیازهایی از طرف غرب، نیازمند همکاری و مشارکت کامل آمریکا در مذاکرات است. طرفهای مذاکره به دلایل مختلف هیچیک چندان امیدوارانه در مورد موفقیت این مذاکرات سخن نمیگفتند. مجموعه اقدامهای اخیر اتحادیه اروپا علیه ایران، از جمله بستههای تحریمی علیه شرکتهای هوانوردی و دریانوردی غیرنظامی ایران، تصویب قطعنامه در شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی بهرغم اعلام آمادگی ایران برای همکاریهای داوطلبانه از جمله ثابت نگه داشتن میزان ذخایر اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی، اتهامزنیهای مکرر غرب به ایران درخصوص حمایت از روسیه در جنگ اوکراین بهرغم تکذیبهای مکرر مقامهای ایرانی درخصوص فروش موشک بالستیک به روسیه، غیبت ایالات متحده آمریکا به عنوان اعمالکننده اصلی تحریمهای ثانویه علیه ایران که باعث ممانعت از تجارت دیگر کشورهای جهان با ایران شده است و نامشخص بودن سیاست دولت بعدی آمریکا در قبال ایران از جمله مواردی هستند که باعث ابهام در مورد سرنوشت این مذاکرات شدهاند. براساس قاعده دو طرف مذاکرهکننده نخستین امتیازهایی که برای معامله در اختیار یکدیگر قرار میدهند، عقبنشینی از تازهترین تهدیدها است، درحالیکه مسائل میان ایران و غرب بسیار عمیقتر از اتفاقهای اخیر است». یادآور میشود تروئیکای اروپایی پیش از این ظرف چند ده گذشته به ویژه دو دهه اخیر، شرارت و دشمنی خود با ملت ایران و عهدشکنی و بیارادگی در انجام تعهدات را به نمایش گذاشته و بنابراین تعابیری مانند طوفان فکری و هم اندیشی و چارهجویی دوباره (چندباره) با آنها هیچ معنایی در عالم واقع ندارد. برجام سند روشنی است که چگونه یک طوفان فکری بیش از دو ساله، به علاوه دو سال و نیم پشت هماندازی اروپا در توافقات پایانی دولت خاتمی، و سرانجام دو سال و نیم وقت تلف کنی پس از خروج آمریکا از برجام، به هیچ فرجامی جز اتلاف فرصتهای طرف ایرانی ختم نشده است.