پنجشنبه ۲۶ تير ۱۳۹۹ - ۰۰:۰۹
کد خبر: ۱۹۰۰۴۶
تاریخ انتشار: ۱۷ خرداد ۱۳۹۹ - ۲۲:۱۲


ابهامات ملاقات با فرماندار سابق و درس‌های بی‌اعتنایی به بازی مذاکره
سخنگوی وزارت امور خارجه ، خبر ملاقات بیل ریچاردسون، فرماندار سابق آمریکا با وزیر خارجه ایران برای آزادی دو زندانی دو کشور (مایکل وایت و دکتر مجید طاهری) را تایید کرد.
سید عباس موسوی اعلام کرد «بیل ‌ریچاردسون» چند ماه پیش درباره آزادی «مایکل وایت» تبعه آمریکایی زندانی در ایران با محمدجواد ظریف دیدار و گفت‌وگو کرده است.
سخنگوی وزارت خارجه توضیح نداده که چرا شان وزارت خارجه در این قبیل تعامل و تبادل‌ها رعایت نشده؟ در دنیای دیپلماسی هرگز فرماندار سابق، هم طراز وزیر امور خارجه قلمداد نمی‌شود و اگر بنا بوده فرماندار سابق آمریکایی طرف مبادله باشد، منطقا باید یک مقام رده پنجم یا سابق وزارت خارجه - در صورت ضرورت- به چنان ملاقاتی فرستاده می‌شد. جالب این که در عرف دیپلماتیک «فرماندار سابق»، از کمترین صلاحیت حقوقی و سیاسی نیز برخوردار نیست.
«بیل ریچاردسون» که در سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۱۱ فرماندار ایالت «نیو مکزیکو» بوده، از محمدجواد ظریف و مجید تخت روانچی نماینده ایران در سازمان ملل به عنوان دو نفر از مقام‌های ارشدی نام برده که با آنها در خصوص آزادی «وایت» مذاکره کرده است.
نکته قابل تامل دیگر، عدم انتشار خبر چنین ملاقات‌ها و قول و قرارهایی از سوی طرف ایرانی است. و صرفا هنگامی که خبر از سوی طرف غربی منتشر شد، خبر توسط طرف ایرانی تایید می‌شود! چرا؟ از سوی دیگر در دیدار ظریف با ریچاردسون، طرف سومی هم حضور داشته و آن، میکی برگمن افسر سابق ارتش رژیم صهیونیستی است! این ملاقات غیرشفاف، چند هفته قبل از ترور سردار سلیمانی و در قطر انجام شده است. ریچاردسون از حامیان گروهک تروریستی منافقین است.
نکته مهم دیگری که باید توجه داشت، درباره دو نوع متفاوت واکنش آمریکا در قبال درخواست مذاکره یا بی‌اعتنایی ایران است. اوایل بهمن 98 در حالی که بیش از سه هفته از جنایت ترور  سردار سلیمانی نمی‌گذشت، آقای ظریف در اظهاراتی
نا به ‌جا و درباره احتمال مذاکره با آمریکا در پی ترور سردار سلیمانی، به مجله اشپیگل گفت: «خیر، من هرگز این احتمال را رد نمی‌کنم که افراد، رویکردهای خود را تغییر دهند و حقایق را درک کنند. برای ما مهم نیست که چه کسی در کاخ سفید نشسته باشد.
آنچه مهم است، نوع رفتار آنها است. دولت ترامپ می‌تواند، گذشته خود را اصلاح کند، تحریم‌ها را لغو کند و به میز مذاکره بازگردد. ما همچنان در میز مذاکره هستیم». این اظهارات که در دنیا به عنوان بها ندادن به جنایت بزرگ آمریکا تعبیر شد، با دهن‌کجی ترامپ مواجه گردید. ترامپ آن روز در پاسخ پیشنهاد ظریف، از موضعی تحقیرآمیز در توییتر به فارسی نوشت «نه مرسی!».
اما در ماجرای اخیر صرف نظر از رفتار غلط عدم رعایت شأن وزیر خارجه کشورمان در ملاقات با فرماندار سابق آمریکایی - و بدتر از آن، ملاقات با افسر سابق صهیونیست- ترامپ مجبور شده به خاطر بی‌اعتنایی ایران به نمایش مضحک و بی‌سرانجام مذاکره، دو بار از ایران تشکر کند که تبعه آمریکایی را آزاد کند.
ترامپ پس از تبادل دو زندانی و آزادی زندانی آمریکایی، ابتدا در توییتی نوشت: «از زمانی که من سر کار آمده‌ام، ما بیش از ۴۰ گروگان و زندانی آمریکایی را به خانه آورده‌ایم. از ایران ممنونم؛ این نشان داد که توافق ممکن است!» ترامپ چند ساعت بعد در توییتی دیگر نوشت: «خیلی خوب و هیجان‌انگیز است که ما مایکل را در خانه‌مان داریم. از ایران تشکر می‌کنم. برای توافق جدید تا انتخابات آمریکا صبر نکنید! من برنده خواهم شد. اکنون می‌‌توانید توافق بهتری داشته باشید!
یادآور می‌شود اتباع ایرانی بازداشتی طی سال‌های اخیر، برخلاف اتباع مجرم آمریکایی که در ایران محکوم شده‌اند، کمترین تخلف و محکومیتی در دادگاه‌های آمریکا نداشته‌اند.
این نکته هم گفتنی است که دولت آمریکا اکنون در اثر بدعهدی‌های پاپی با دولت‌های مختلف، به عنوان دولتی غیرقابل اعتماد برای توافق و قول و قرار شناخته می شود.
این نکته نیز شایان ذکر است که همزمان با دعوت ترامپ به مذاکره و توافق، برایان هوک نماینده ویژه آمریکا در امور ایران خواستار حمایت کشورها از تنظیم قطعنامه جدید برای تمدید تحریم‌های تسلیحاتی ایران در شورای امنیت سازمان ملل شد.
او گفته اگر تحریم‌های تسلیحاتی ایران تمدید نشود، با استفاده از «مکانیسم ماشه» برجام، تحریم‌های سازمان ملل را بر می‌گردانیم.

مشاور خاتمی: دوره ظریف جهانگیری و عارف گذشته است
عضو شورای سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان می‌گوید: دوره ظریف و جهانگیری و عارف و لاریجانی برای نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری تمام شده است.
به گزارش نامه‌نیوز اصلاح‌طلبان بعد از شکست در انتخابات مجلس، دو سناریو را دنبال می‌کنند؛ گروهی معتقدند که باید برگشت و به احیای پایگاه اجتماعی جریان اصلاحات پرداخت و مشارکت در آوردگاه‌های سیاسی را در اولویت دوم قرار داد اما گروه دوم اصرار به کنشگری فعال دارد و از هم اکنون گزینه‌های مستعد را برانداز و سبک سنگین می‌کند.
البته در میان همین گروه نیز اختلاف‌نظر وجود دارد عده‌ای می‌گویند باید نامزد اختصاصی به میدان آورد و گروه دیگر به گرفتن یار قرضی از اردوگاه رقیب بی‌میل نیستند.
عبدالله ناصری درباره سناریوی اصلاح‌طلبان برای انتخابات ریاست‌جمهوری 1400 گفت: اینکه تصمیم سازمانی جریان سیاسی اصلاحات چیست، خبر ندارم و نمی‌دانم چه سناریوها و برنامه‌هایی را برای رقابت سیاسی آینده دنبال می‌کنند چراکه عملاً با تعلیق شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان رو‌به‌رو هستیم.
مشاور خاتمی ‌افزود: از نظر شخصی معتقدم اصلاح‌طلبان فارغ از آنکه چه سناریویی را برای سیزدهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری برمی‌گزینند، باید نخست بتوانند مردم را برای شرکت در انتحابات سال 1400 متقاعد کنند چون اگر همین روند فعلی تا آن زمان باقی بماند و اتفاق خاصی رخ ندهد، هرگز نمی‌توان پایگاه اجتماعی اصلاح‌طلبان را متقاعد به مشارکت کرد.
وی که در گذشته دولت روحانی را رحم اجاره‌ای اصلاح‌طلبان توصیف کرده بود، درباره تکرار سناریوی سال 92 و انتخاب یار قرضی تأکید کرد: اگر فضای اجتماعی مناسب باشد، معتقدم اصلاح‌طلبان باید با نامزد اصلی خود بیایند.
وی درباره احتمال حمایت اصلاح‌طلبان از ظریف، جهانگیری، عارف و محسن ‌هاشمی ‌یا حمایت از لاریجانی و ناطق نوری ادامه داد: باز هم یادآور می‌شوم تا نتوان جامعه را برای ضرورت رای‌دهی و مشارکت در انتخابات قانع کرد، به‌ نظرم هیچ فرقی بین حمایت از میان ظریف، جهانگیری، عارف، محسن ‌هاشمی، لاریجانی و ناطق نوری وجود ندارد.
ناصری گفت: من موکدا معتقدم دوره همه این آقایان گذشته است. هر دو جریان بعد از بررسی زمینه رای باید با چهره نو و اصلی به میدان بیایند. مثلا اصلاح‌طلبان اگر قرار باشد بیایند، باید با چهره‌هایی مثل آقایان معین و صفایی فراهانی که کاملاً بر سر پیمان خود می‌مانند باید در میدان انتخابات ریاست‌جمهوری سال 1400 حضور پیدا کنند.
 اشاره ناصری به مصطفی معین در حالی است که معین در سال 84 به‌عنوان نامزد حزب مشارکت وارد عرصه انتخابات شد اما جایگاه پنجم را کسب کرد!
 
کارنامه بدهید، نه شعار/ فراکسیون امید به بایگانی تاریخ رفته
نامه رئیس فراکسیون امید به مردم درباره گزارش عملکرد این طیف در مجلس دهم، به جای پاسخگویی، از موضع کسی است که در خارج از کشور بوده است.
وبسایت الف در یادداشتی نوشت: آنچه بیش از همه چیز در نامه جناب عارف، مخاطب را آزار می‌دهد رویکرد کلی ایشان است. لحن نامه و محتوای این نامه متناسب با فردی است که سال‌هاست بیرون از گود قدرت نشسته و نظاره‌گر امور است؛ نه فردی که چهار سال ردای نمایندگی مردم با رایی بالا بر تن او بوده و رئیس یکی از سه فراکسیون اصلی مجلس بوده است.
رویکرد عارف در این نامه می‌بایست در مقام پاسخگویی و معطوف به کارنامه چهارساله ایشان می‌بود. مثلا ایشان در بخشی از این نامه به ضرورت شایسته‌سالاری در به‌کارگیری متخصصین به‌خصوص در انتخاب مدیران ارشد و وزرا تاکید کرده‌‌اند. خوب بود ایشان پاسخ می‌دادند آیا خودشان این دستورالعمل را در هنگام رای اعتماد به وزرا در سال ۹۶ و بعد از آن رعایت کرده‌اند؟
ایشان و فراکسیون متبوعشان حداقل می‌توانستند مانع ورود افراد بی‌کفایت به دولت شوند. آیا ایشان این کار را انجام دادند؟ این پرسش کلی از نقش ایشان تقریبا به تمامی بندهای این نامه قابل تسریاست.
البته رویکرد عارف در این نامه که به جای پاسخگویی، از باید‌ها و نبایدها سخن بگوید رویکردی عمومی در برخی مدیران ماست. در این سال‌ها به‌خصوص در یکی دو سال اخیر به‌کرات شاهد فهرست‌کردن بایدها و نبایدها از جانب رئیس‌جمهور و معاون اول ایشان بوده‌ایم. مشخص نیست تا چه زمانی روحیه طلبکاری مسئولین کشور ما جایش را به روحیه پاسخگویی خواهد داد.
مضاف بر اینکه روحیه پاسخگویی  در این نامه رعایت نشده، راه‌حل‌هایی که عارف ارائه داده، چیزی جز کلی‌گویی بی‌حاصل نیست.
مشکل بزرگتری که در یک‌سال اخیر نه‌فقط گریبان عارف بلکه ‌گریبان اصلاح‌طلبان را گرفته است مشکل کارنامه و دستاورد است. مردم و هواداران اصلاح‌طلبان پس از تجربه این ۷ سال گذشته به‌شدت از عملکرد اصلاح‌طلبان ناراضی هستند و این نارضایتی منجر به سرخوردگی و یأس شده است.
چه اصلاح‌طلبان بخواهند و چه نخواهند کارنامه دولت روحانی به حساب ایشان نوشته شده است؟
از آنجایی‌که عملکرد دولت به‌خصوص در زمینه اقتصاد بسیار ضعیف بوده، مردم از اصلاح‌طلبان ناراضی هستند.
عملکرد فراکسیون امید مجلس دهم نیز چنگی به دل مردم و هواداران نمی‌زند. یک نمونه بسیار کوچک از ضعف عملکرد عارف عدم ‌اخراج محمدباسط درازهی از فراکسیون امید بود.
انتظاری که از عارف می‌رفت این بود که درازهی را بعد از آن افتضاح تاریخی از فراکسیون امید اخراج کند و بیانیه‌ای در برائت از او صادر کند. اما عارف نه‌تنها چنین نکرد بلکه مدتی بعد او را در جمع فراکسیون امید به دیدار خاتمی برد.
بدین‌گونه سرمایه اجتماعی عارف پس از آن رای بالا در انتخابات مجلس بدین میزان افت کرد که امروز اصلاح‌طلبان هیچ استقبالی از همین نامه اخیر نکرده‌اند و سوت‌زنان از کنار آن رد شده‌اند.

نیوزمکس: ایران در پیشرفت موشکی به روسیه و چین نزدیک شده است
یک نشریه آمریکایی تأکید کرد برخلاف ادعای مقامات واشنگتن، ماهواره و موشک ماهواره‌بر ایران بسیار پیشرفته است.
نیوزمکس نوشت: ژنرال جی ریموند، رئیس فرماندهی فضایی ایالات متحده می‌گوید: «ماهواره ایرانی یک دوربین دستی چرخان در فضاست و بعید است که بتواند اطلاعات مورد نیاز را فراهم کند. بنابراین اولین پرتاب ماهواره‌ای ایران توسط سپاه پاسداران  تهدیدی محسوب نمی‌شود.»
اگر فرماندهی فضایی ایالات متحده این مسئله را جدی نمی‌گیرد که ایرانی‌ها حالا می‌توانند یک ماهواره نظامی را بر فراز ایالات متحده به حرکت در آورند و سپاه در حال توسعه سلاح‌های فضایی است، پس کدام نهاد باید این مسئله را جدی بگیرد؟ هشدار پیرامون تهدیدات مربوط به سلاح‌های فضایی باید اولویت اول فرماندهی فضایی ایالات متحده باشد.
ماهواره نور یک ماهواره کوچک است، حجم آن تنها به چند لیتر می‌رسد و تخمین زده شده که وزن آن بین 5 تا 14 کیلوگرم است. ماهواره‌ای بسیار کوچک برای اهداف جاسوسی در آسمان.
ماهواره نور به کمک ماهواره‌بر قاصد در مدار قرار گرفت، مرحله سوم این ماهواره‌بر، یک راکت با سوخت جامد است. آرش-24 احتمالا بیش از
100 کیلوگرم و سلمان نیز احتمالا بیش از 300 کیلوگرم وزن دارد.
با احتساب ماهواره نور-1 و مرحله سوم، می‌بینیم که سپاه پاسداران توانایی به مدار فرستادن وزن خالصی در حدود 105-334 کیلوگرم بر فراز ایالات متحده را دارد.
به نظر می‌رسد سپاه پاسداران عامدانه تلاش می‌کند تا توانایی تسلیحاتی فضایی‌اش را با جداسازی نور-1 از مرحله سوم، کمتر از حد نشان دهد. به این امید که اهمیت ماهواره کوچکی مانند نور-1 نادیده گرفته شود. یعنی همان اشتباهی که فرماندهی فضایی مرتکب شد.
با این حال، فرماندهی فضایی ایالات متحده و دیگران به درستی نگران موارد زیر هستند.
- استفاده موشک قاصد از موتورهای با سوخت جامد در مراحل دوم و سوم یک جهش بزرگ در فناوری موشکی ایران محسوب می‌شود.
- موتورهای سوخت جامد به موشک‌ها امکان پرتاب سریع، با کمترین آماده‌سازی و افزایش توانایی برای حملات غافلگیرانه را می‌دهند.
- پرتاب‌کننده قاصد به سپاه این امکان را می‌دهد تا از هر جایی پرتاب را انجام دهد و توانایی حملات غافلگیرکننده را افزایش می‌دهد.
- سپاه، نور-1 را بدون اطلاع قبلی پرتاب کرد و تصمیم داشت تا همه را غافلگیر کند.
اگر سپاه بتواند موشک‌های بالستیک با سوخت جامد و پرتابگرهای متحرک را توسعه دهد، به روسیه، چین و کره شمالی می‌پیوندد که تنها کشورهای جهان با موشک‌های بالستیکِ متحرک هستند. حتی ایالات متحده نیز فاقد موشک‌های متحرک است که به حملات غافلگیرکننده اختصاص دارند.
به نظر می‌رسد فرماندهی فضایی آمریکا نه تنها از تهدیدات بالقوه ماهواره‌های سپاه در حال حاضر نگران است بلکه از تهدیدات موشک‌های بالستیک ایرانی در آینده دور نیز نگرانی دارد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در آرزوی پیروزی جهانی اسلام در پایان تاریخ است. آنها برای این هدف هر کاری لازم باشد انجام می‌دهند. از راهبردهای ناامیدکننده تا فرصت‌های فناورانه. راهبرد سپاه بیش از آنکه بر کارایی نظامی استوار باشد بر تاثیرات روانی متمرکز است.
این دست از موشک‌های سپاه، قابلیت حمل کلاهک‌های فوق‌العاده کوچک با وزن کمتر از 90 کیلوگرم را دارند. تهدید راهبردی ماهواره‌های اسپوتنیک (Sputnik) روسی بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم و جنگ سرد مشخص شد.
ژنرال امیر حاجی‌زاده از پاسخ منفعل ایالات متحده به پرتاب نور-1 خوشحال است و در نشست مطبوعاتی گفت سپاه قصد دارد در ماه ژوئن نور-2 را وارد مدار کند. ایالات متحده باید از همین حالا شبکه الکترونیکی ملی‌اش را سخت‌تر و سامانه‌های دفاع فضایی را مستقر کند.






نام:
ایمیل:
* نظر: