سه‌شنبه ۱۹ فروردين ۱۳۹۹ - ۱۱:۰۵
کد خبر: ۱۸۳۳۸۸
تاریخ انتشار: ۰۹ اسفند ۱۳۹۸ - ۲۳:۲۰
نگاهی به دیروزنامه‌های زنجیره‌ای
 
 سرویس سیاسی-
در شرایطی که همه اجزا و دستگاه‌های کشور در مقابله با ویروس کرونا می‌بایست به صورت مجموعه‌ای هماهنگ با هدف مشخص عمل کنند، روزنامه دولتی ایران آمار اعلام شده از سوی دولت درباره کرونا را زیر سؤال برد. ارگان دولت در شماره روز پنج شنبه نوشت: «آیا باید مردم را نسبت به ویروس کرونا نگران کرد یا از نگرانی در آورد؟ آیا حساسیت‌های مردم درباره این پدیده یکسان و مشابه است؟ سیاست کلی حکومت و رسانه‌ها چه باید باشد؟ اولین نکته‌ای که باید رعایت کرد، اطلاع‌رسانی صحیح است. چه درباره نحوه برخورد با پدیده و رعایت اصول بهداشتی و چه در زمینه آمارها و اطلاعات آن. در این باره وزارت بهداشت باید سیاست اطلاع‌رسانی خود را تکمیل کند. همه می‌دانیم که تعداد مبتلایان به ایدز در ایران حدود ۴۰ هزار نفر است. این آمار ثبت شده و رسمی است، ولی کارشناسان یقین دارند که ۶۰ تا ۷۰ درصد افراد مبتلا به ایدز در این آمار نیستند. یا تشخیص داده نشده‌اند یا مراجعه نکرده‌اند. این مسئله درباره کرونا خیلی حادتر است. ممکن نیست که با تعداد زیر 200 نفر مبتلا حدود 20 نفر فوتی وجود داشته باشد. گرچه آمار رسمی همان است که این وزارتخانه می‌گوید ولی در عین حال باید برآورد علمی داشته باشد که چه تعداد دیگر نیز مبتلا شده‌اند و این اطلاع‌رسانی به نفع همه است... بنابراین اطلاع‌رسانی باید با تأکید قطعی و بدون چون و چرا بر بیان حقیقت، همه حقیقت و نیز نگفتن چیزی بجز حقیقت متمرکز شود.»
اپیدمی کرونا بخش‌های مختلف کشور را علیه آن بسیج کرده است اما شبکه رسانه‌ای فریب و امپراتوری خبری دروغ با دستاویز قرار دادن آن و عملیات پرحجم «کرونای رسانه‌ای»، امنیت روانی مردم را نشانه گرفته و علیه انقلاب و نظام اسلامی دروغ‌پراکنی و عقده‌گشایی می‌کنند. در این میان، ارگان دولت نیز خود را ناظری مغرض از بیرون فرض کرده و نقش رسانه‌ای معاند را بازی می‌کند.
دوگانه سازی دروغین «جمهوری خواهان بد- دموکراتهای خوب»
روزنامه آرمان در مطلبی نوشت: «سندرز (کاندیدای دموکرات انتخابات ریاست جمهوری آمریکا) از شانس بالایی برای پیروزی در رقابت‌های مقدماتی برخوردار است و پیروزی دموکرات‌ها در برابر ترامپ می‌تواند مقدمه‌ای برای بازگشت کاخ سفید به برنامه جامع اقدام مشترک(برجام) باشد.»
این روزنامه زنجیره‌ای در ادامه نوشت:«اما بايد يقين داشته باشيم هيچ‌کس با چک سفيد امضا به برجام بازنمي‌گردد. حتي سندرز نيز مطالباتي از ايران خواهد داشت و ما به‌ازاي امتيازاتي که از ايران دريافت مي‌کند، به برجام باز خواهد گشت. به‌طور کلي بازگشت به دوران اوباما ديگر غيرممکن است.»
چندی پیش روزنامه اصلاح‌طلب سازندگی در اعترافی دیرهنگام نوشته بود:«تاریخ مذاکرات در ایران نشان می‌دهد که پدران تحریم‌ها همین دموکرات‌ها (کارتر و کلینتون) هستند.»
عباس عبدی، از فعالین اصلاح‌طلب نیز چندی پیش گفته بود:«به نظر بنده حتی اگر ترامپ هم نمی‌آمد و کلینتون انتخاب می‌شد، باز هم در اجرای برجام دچار مشکل و حتی مشکلات بدتری می‌شدیم».
همچنین احمد زیدآبادی از فعالین اصلاح‌طلب چندی پیش گفته بود: «به نظر من اگر خانم کلینتون نیز در آمریکا به قدرت می‌رسید سرنوشت برجام مانند امروز بود و هیچ تفاوتی بین ترامپ و کلینتون در این زمینه وجود ندارد. به صورت کلی آمریکایی‌ها با این انگیزه وارد مذاکره با ایران شدند که سیاست ایران در موارد دیگر هم تغییر کند. به همین دلیل نیز هنگامی که این خواسته برآورده نشد، آمریکا تلاش کرد با اضافه کردن تبصره‌های مختلف به برجام عرصه را برای ایران تنگ کند. این رویکرد در دولت اوباما آغاز شد و قرار بود در دولت کلینتون ادامه پیدا کند. در نتیجه برای آمریکا این مسئله که چه کسی در آینده به قدرت می‌رسید دارای اهمیت نبود و در اولویت بعدی قرار داشت».
دموکرات‌ها و جمهوری خواهان در هر مسئله‌ای با یکدیگر اختلاف داشته باشند، در دشمنی با جمهوری اسلامی ایران هیچ اختلافی با یکدیگر ندارند. برخلاف ادعای حامیان برجام، توافق هسته‌ای از اولین روز اجرا در دولت اوباما به صورت فاحش نقض شد.
FATF؛ ترفند دلچسب دولت برای فرار از پاسخگویی
روزنامه دولتی ایران در شماره روز پنج شنبه، درباره بیانیه دولت در پی تصمیم FATF برای گنجاندن ایران در لیست سیاه خود، نوشت: «با بیانیه دیروز دولت چه بپذیریم که دستگاه اجرایی در عمل برنامه‌ای برای به جریان انداختن مجدد لوایح FATF داشته باشد و چه نداشته باشد، یک چیز کاملاً روشن است و آن اینکه بحث‌ها بر سر این موضوع همچنان ادامه خواهد داشت و کلیدواژه FATF از سرخط خبرهای ایران به این زودی‌ها کنار نخواهد رفت. اینکه دولت فارغ از بیان مجدد انتقاداتش به نهادهای داخلی که مانع تصویب لوایح FATF شدند در دو بند پایانی بیانیه خود بر لزوم بازنگری در این موضوع تأکید دارد حکایت از آن می‌کند که حداقل در ماه‌های پیش رو بحث و موضع‌گیری بر سر این موضوع استمرار پیدا کند. حالا یا به صورت گلایه دولت از طرف‌هایی که اجازه ندادند کار تجارت و تبادل مالی کشور حالتی عادی‌تر به خود بگیرد  یا به شکل رایزنی و طرح پیشنهاداتی جدید برای برگشت دوباره لوایح پالرمو و CFT به دستور کار.»
دولت حاضر نیست، نسبت به خروج از لیست سیاه در صورت تصویب لوایح مربوط به FATF تضمین دهد. نسبت به حل مشکلات اقتصادی در پی تصویب این لوایح نیز تضمینی ندارد. حتی تضمین نمی‌دهد که با تصویب آنها و اجرای کامل توصیه‌های FATF مبادلات بانکی برقرار شود. FATF طبق بیانیه رسمی اعلام کرده که حق شرط ایران را نمی‌‎پذیرد. یعنی مصداق تررویسم را FATF تشخیص می‌دهد و ایران تنها باید مجری آن باشد. عدم برقراری مبادلات بانکی هم ناشی از تحریم‌های ثانویه آمریکاست نه FATF. بعضی از بانک‌های داخلی در راستای اجرای دستورات FATF همکاری با برخی نهادهای کشور را قطع و آنها را تحریم کردند. به موارد پیش گفته، اضافه کنید که مقامات آمریکا نیز بارها بر لزوم تصویب لوایح FATF، همکاری کامل ایران با این کارگروه و تأثیر آن در جلوگیری از دور زدن تحریم‌ها تصریح کرده‌اند. گزاره‌های فوق به وضوح حاکی از آن است که اصرار دولت برای تصویب لوایح FATF و منوط کردن برقراری مبادلات بانکی به آن، امری خلاف منافع ملی و تقلایی ترفندمآبانه برای فرار از پاسخگویی و انحراف افکار عمومی از سوءمدیریت و ناکارآمدی آن در اداره کشور است.
اینستکس جادویی از اروپای مهربان!
روزنامه آفتاب یزد در شماره دیروز خود در یادداشتی به موضوع اینستکس و عملکرد اروپا پرداخته و نوشته است: «عراقچی در نشست کمیسیون مشترک برجام باردیگر ازاین موضوع گفته است که اینستکس مراحل عملیاتی‌اش را طی می‌کند.معاون سیاسی وزیر خارجه با بیان اینکه اینستکس تقریبا به مراحل عملیاتی رسیده، گفت: در جلسه کمیسیون مشترک تاکید کردیم که بدون برآورده شدن انتظاراتمان در حوزه‌های اقتصادی بازگشت کامل ایران به برجام مقدور نیست. این اظهارات در حالی مطرح می‌شود که یکسال پیش هم اروپا از اولین تراکنش‌های اینستکس سخن گفته بود و هیج اتفاقی نیافتاد. آیا این بار قرار است تا اتفاق جدیدتری بیافتد.»
در ادامه این یادداشت نکته‌ای قابل تامل آمده است. در بخشی از این نوشتار می‌خوانیم: «صحبت دوباره از عملیاتی شدن اینستکس درحالی مطرح می‌شود که اکنون ایران و اروپا در مسیری گام برداشته اندکه هیچ یک تمایلی به آن نداشتند[!!]. از سویی ایران در پنج گام ، گام‌های کاهش تعهدات برجامی‌اش را برداشته است و از سویی اروپا مکانیسم ماشه‌اش را فعال کرده است.اما مشاهده می‌کنیم این روزها عملیاتی شدن مکانیسم ماشه را اروپایی‌ها مدام به تعویق می‌اندازند و این نشان می‌دهدکه آنها واقعا نمی‌خواهند شرایط را بحرانی‌تر کنند. اینکه مدام آن را به تعویق می‌اندازند، نشان می‌دهد که تمایلی به این کار ندارند[!!] از سویی برای ایران انواع فشارها اتفاق افتاده است و عملا فشار بیشتر معنای چندانی ندارد.»
اما تاسف برانگیز آن است که دیپلماسی ما به گونه‌ای عمل کرده که اکنون از برجام با آن وعده‌های پر زرق و برق همچون برداشته شدن همه تحریم‌ها و گشایش شرایط اقتصادی و... حالا جماعت مدافع و بزک‌کننده آن؛ به وعده یک کانال مالی قطره چکانی راضی گشته اند: «با چنین وضعیتی شاید بشود امیدوار بود که وعده عملیاتی شدن اینستکس برخلاف دفعات قبلی واقعیت داشته باشد. البته از سال پیش اعلام شده بود که اینستکس در حال انجام است و مسیرهای بانکی بازشده است و امروز بیش از یکسال از این وعده‌ها می‌گذرد و هیچ‌یک به تحقق نپیوست. انتظار اروپایی‌ها این بود که وقتی همسو با آمریکا فشارهای حداکثری کنند این موضوع باعث امتیازدادن ایران شود اما صرفا مشکلات بغرنج‌تر شد.»
درباره این ادعای متن که «ایران و اروپا در مسیری گام برداشته اندکه هیچ یک تمایلی به آن نداشتند» باید متذکر شد که همین نگاه و تحلیل نادرست و غیرواقعی از اروپا می‌تواند زمینه‌ساز خسارت باشد. اروپا اگر مایل به این مسیر نبود پس یعنی مایل به اجرای بی‌کم و کاست برجام بوده است! اما می‌دانیم که این چنین نبوده و اروپا در نقش پلیس خوب کار ترغیب ایران را برای نشستن بر سر میز مذاکره برای مسایل منطقه‌ای و موشکی و... به عهده داشته است. چنانکه همین اروپا در دوره اصلاحات بدون آمریکا به مذاکره با ایران نشست و پس از توافق تعهداتش را عمل نکرد و 2سال بعد از عدم پایبندی اروپا، کشورمان پلمب مراکز هسته‌ای را شکست.
دفاع روزنامه زنجیره‌ای از انفعال و واکنش نامتوازن دولت!
روزنامه اعتماد روز پنجشنبه در مطلبی به قلم مصطفی هاشمی طبا نوشت: «هيات دولت روز گذشته با صدور بيانيه‌اي بار ديگر بر لزوم تصويب لوايح الحاق دولت جمهوري اسلامي به كنوانسيون‌هاي بين‌المللي مقابله با تامين مالي تروريسم و مقابله با جرايم سازمان‌يافته فراملي در مجمع تشخيص مصلحت نظام تاكيد كرد و اين درحالي است كه معتقدم در شرايط كنوني و با توجه به تحريم‌هاي اقتصادي، عدم تصويب لوايح CFT و پالرمو و قرارگيري در ليست سياه گروه وي‍ژه اقدام مالي به ‌معناي خودزني و وضع تحريمي جديد عليه جمهوري اسلامي آن هم از درون كشور است.»
گفتنی است طی روزهای گذشته متاسفانه دولت به بهانه قرار گرفتن در لیست سیاه این کارگروه، توپ را در زمین منتقدان انداخت و از آنها خواست پاسخگوی تبعات ماجرا باشند. برجام به عنوان سند گروگان گرفته شدن دولت روحانی، همچنان زنده و مایه عبرت دیگران است؛ دریغ از سر سوزنی خاصیت برای کشور ما. اما درست در همین فضا، دولت به جای اعتراض عملی و بازدارنده به طرف اروپایی برجام، سر تفنگ تبلیغات را به سوی داخل کج می‌کند!
به شکل عجیبی اصرار دارند سیاه بازی‌های دو ساله غرب و هیجان‌های سفر پاریس و نیویورک و توکیو را از اذهان پاک کنند و همه تقصیرها را گردن شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت بیندازند که به خاطر تجربه پر خسارت برجام، دست رد به سینه گردانندگان FATF (بانیان کلاهبردار برجام) زدند.



نام:
ایمیل:
* نظر: