kayhan.ir

کد خبر: ۱۷۳۲۸۱
تاریخ انتشار : ۰۳ آبان ۱۳۹۸ - ۱۹:۳۴
بازخوانی مکتوب مستند « خارج از دید۲ »-19

پنتاگون، مسئول تدوین سیاست‌های جمعیتی در جهان!




حامی اصلی پروژه گالف در ایران بنیاد فورد بود. ملاقات نمازی با مسئولین بنیاد فورد در آبان 1388 و در اوج اغتشاشات بود. این ملاقات محرمانه بود. نمازی در ازای اینکه بخشی از این پروژه باشد می‌توانست بودجه‌ای از بنیاد فورد بگیرد. فورد یکی از شرکت‌های صنعتی بزرگ آمریکا و یکی از نمادهای سرمایه‌داری بود. اینکه یک بنگاه اقتصادی و صنعتی چه انگیزه‌هایی برای چنین فعالیت‌هایی در داخل ایران داشت تنها احتمال این بود که سرنگونی جمهوری اسلامی می‌توانست منافع اقتصادی مهمی برای فورد و شرکت‌های مشابه داشته باشد. بخشی از پول بنیاد فورد از کانال شورای جمعیت به نمازی داده شد. رقمی معادل سالانه صد هزار دلار که برای سه سال پرداخت شد. شورای جمعیت یک نهاد بین‌المللی بود که برنامۀ ایجاد تعادل جمعیتی در جهان را دنبال می‌کرد یا به تعبیر دقیق‌تر کنترل و کاهش جمعیت در کشورهای اسلامی. در دهه هفتاد برنامۀ تهدید نسلی و کم کردن جمعیت از طریق نفوذ همین سازمان‌های بین‌المللی بود که به سیاست رسمی کشور بدل شده بود. در نیمۀ نخست سال 1389 وقتی دکترین امنیت ملی آمریکا منتشر و توسط باراک اوباما ریاست‌جمهوری وقت آمریکا به نیروهای مسلح آمریکا ابلاغ شد، شگفت‌انگیز بود که این سند نشان می‌داد برنامه‌های جمعیت و غذا در سازمان ملل در واقع بخشی از عملیات‌های غیرنظامی ارتش آمریکا محسوب می‌شوند! البته این امر در آمریکا مسبوق به سابقه بود.
در دوران ریاست جمهوری نیکسون، کسینجر، مشاور وقت امنیت ملی کاخ سفید در پروۀ ان.اس.اس.ام.200 (NSSM.200) به این نتیجه رسیده بود که رشد جمعیت کشورهای جهان سوم به ضرر اقتدار سیاسی و نظامی آمریکا در جهان است. بعد از سال‌ها که اسناد این پروژه منتشر شد معلوم شد که طرح‌های کسینجر برای کنترل و کاهش جمعیت شامل چه موارد غیرانسانی‌ای بوده است:
کمک به سازمان‌های چند جانبه‌ی کنترل جمعیت، به رسمیت شناختن سقط جنین، طراحی برنامه‌هایی با انگیزه اقتصادی برای افزایش سقط جنین و عقیم‌‌سازی و جلوگیری از بارداری، طراحی برنامه‌های تبلیغاتی و برنامه درسی آموزش جنسی به‌منظور متقاعد کردن زوج‌ها برای خانواده کوچک‌تر بدون در نظر گرفتن ملاحظات فرهنگی و اجتماعی و به کار بردن زور در برخی کشورها برای کنترل جمعیت از را‌ه‌های قطع کمک‌ غذایی و قطع کمک برای بلایای طبیعی.
در دوران جدید هم، مسالۀ اصلی آمریکا رشد جمعیت در جهان بود. پروژۀ کاهش جمعیت با استقبال و پشتیبانی بخش زیادی از دولتمردان غربی و نهادهای خصوصی و بین‌المللی، مانند یونیسف، بنیاد راکفلر، بنیاد پاکارد، بنیاد کاول، موسسۀ رفاه عمومی و بسیاری از خیریه‌های دیگر که وابسته به سرمایه‌داران بین‌المللی بودند قرار گرفت. محمدباقر نمازی هم با کمک‌ همین نهادهای خصوصی و بین‌المللی، کاهش و کنترل جمعیت در ایران را اجرایی کرد.
اما یکی دیگر از نهادهایی که نمازی با آنان ارتباط گرفت، بنیاد فردریش ابرت(FES) بود. فردریش ابرت، رئیس‌جمهور آلمان در دوران پس از جنگ اول جهانی بود که در سال 1304 شمسی درگذشت. او در وصیت‌نامۀ خود مقرر کرد که بنیادی برای ترویج دموکراسی غربی تاسیس شود. بنیاد فردریش ابرت پس از اتحاد دو آلمان و با سقوط امپراتوری شوروی، فعال‌تر شد به نحوی که در کودتای نرم در اوکراین نقش ایفا کرد. نمازی در مصر بود که با مقامات بنیاد فردیش ابرت آشنا شد. قرار شد برنامۀ نمازی با این بنیاد به شکل برگزاری کنفرانس برای ایجاد مبادلۀ علمی میان نهادهای مدنی ایران و مصر انجام شود. مصر کشوری بود که ایران از سال 1357 با آن قطع رابطه کرده بود به این علت که مصر نخستین کشور عربی بود که از جبهۀ مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی خارج شده و با آن رژیم روابط خود را عادی‌‌سازی کرده بود. نمازی تحت حمایت بنیاد ابرت سه متخصص محیط‌زیست را از ایران به مصر برد و یک هیئت ایرانی را هم به آلمان رساند که در همان سفر هیئت ایرانی با رابط بنیاد فردریش ابرت و نمایندگان اتحادیۀ اروپا ملاقات کردند. جلساتی نیز برای آموزش فناوری اطلاعات به نهادهای مدنی ایران برگزار شد. نمازی این ایده را دنبال می‌کرد که با راه‌اندازی شبکۀ اینترنتی بزرگی بتواند شبکه‌ای از تشکل‌های جوانان در داخل کشور را به دشمنان خارجی متصل کند. ایده راه‌اندازی شبکۀ اینترنتی بزرگ با توجه به میزان نفوذ اینترنت در ایران آن سال‌ها جاه‌طلبانه به نظر می‌رسید. اما نمازی ایده‌های جاه‌طلبانۀ دیگری هم داشت. موسسه «همیاران غدا» با همکاری «مرکز گفتمان جهانی» مستقر در قبرس، کنفرانسی به نام «گفتمان و اقدام میان مردم ایران و آمریکا» راه‌انداخت. بحث این بود که چطور در آموزش و پرورش دورۀ پیش‌دبستانی در ایران اثرگذاری کنند، چطور میان نهادهای علمی ایران و آمریکا رابطه برقرار کنند، و چطور با کمک مسالۀ اشتغال زنان و نیز سازمان‌های غیردولتیِ محیط زیستی، زمینه را برای استحالۀ جمهوری اسلامی به یک کشور تابع غرب فراهم کنند.