يکشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۷ - ۰۸:۴۷
کد خبر: ۱۵۴۵۷۶
تاریخ انتشار: ۲۴ بهمن ۱۳۹۷ - ۲۳:۱۱


در پی شهادت مظلومانه جمعی از برادران پاسدار که دیشب با حمله انتحاری و ناجوانمردانه تروریست‌های مزدور در جاده خاش ـ زاهدان صورت گرفت، این ستون را به سروده‌ای از شهید علیرضا فیروزی که وصف حال خود او و همه شهیدان است اختصاص می‌دهیم:
آن شب میان عاشقان شوری دگر بود
از اتفاقی تازه قلب شب خبر بود
مرغان عاشق زین قفس پرواز کردند
پرواز را تا بیکران آغاز کردند
از دخمه تاریک دنیا پر گرفتند
راه دیار دوست را از سر گرفتند
رفتند تا اوج فلک، تا چشمه نور
رفتند تا سینای عشق و وادی طور
رفتند آنجایی که  کوی آشناییست
آنجا که مأوای شهیدان خداییست
جایی که جان آرام گیرد نزد جانان
آنجا که «عند ربهم» فرمود قرآن
این عاشقان را جز شهادت مرگ ننگ است
در کامشان بی‌دوست ماندن چون شرنگ است
چون عشق را جز عشق تفسیری دگر نیست
حلاج را جز دار تدبیری دگر نیست
این واژه در قاموس دل با خون قرین است
این داستان آغاز و پایانش همین است
تدبیر این یاران عاشق نیز خون است
زین حلقه هر کس بیم جان دارد برون است
پروای جان یعنی اسیر خویش بودن
یعنی اسیر نفس بد ‌اندیش بودن
پروانگان را هیچ پروایی زجان نیست
سودای جانان چون بود، پروای جان نیست
پروانه کی پروایی از پر سوختن داشت
گویی که از اول سر افروختن داشت
این جمع مشتاقی که بیم سر ندارند
جز وصل یار ‌اندیشه‌ای دیگر ندارند
در عشق بازی رشک مجنونند اینان
آلاله‌های غرق در خونند اینان



نام:
ایمیل:
* نظر: