دوشنبه ۰۲ ارديبهشت ۱۳۹۸ - ۱۰:۴۹
کد خبر: ۱۵۲۸۰۵
تاریخ انتشار: ۳۰ دی ۱۳۹۷ - ۲۲:۰۱
چرا همین حرف‌ها را در 5 سال بودجه‌ریزی دولت رعایت نکردید؟!
حرف‌های خوب رئیس‌جمهور هنگام تسلیم لایحه بودجه 98 آن هم پس از 5 سال بودجه‌ریزی چه فایده‌ای دارد؟
روزنامه رسالت در سرمقاله خود ضمن طرح سؤال فوق نوشت: رئیس‌جمهور به هنگام تسلیم بودجه ۹۸ به مجلس مطالب مهمی را مطرح فرمودند که باید به دقت  مورد واکاوی قرار گیرد. روزنامه ایران، ارگان دولت با تیتر اول زیر به استقبال سخنان رئیس ‌جمهور رفت و نوشت:
روحانی: ملت باید بداند
-  چه کسی و برای چه بودجه می‌گیرد؟
-  کدام بنگاه‌ها مالیات نمی‌دهند؟
-  حرکت‌های مخفی بودجه آشکار شود.
-  هر که درآمد بیشتری دارد، مالیات بیشتری بدهد.
-  ثروت‌های فراوانی که در دستگاه‌ها حبس شده‌اند رها شوند.
غیر از این مطالب خوب و پر جاذبه و ژورنالیستی، رئیس‌جمهور نیز فرمودند:
- بودجه‌ ما باید شفاف باشد تا جلوی رانت و فساد را بگیریم.
 - مردم پس از ارائه بودجه باید حرف بزنند، نقد کنند.
-  تمام داده‌های ما باید در اختیار مردم قرار بگیرد.
این حرف‌های خوب پس از ۵ سال بودجه‌ریزی و بودجه‌نویسی در دولت آقای روحانی چه فایده‌ای دارد؟ آیا وی به حرف مردم در مورد بودجه گوش می‌کند؟ آیا به حرف اقتصاددانان و خبرگان و نخبگان و فعالان اقتصادی گوش می‌کند؟ آیا او به حرف منتقدین مشفق توجه می‌کند؟
رئیس‌جمهور وفق اصل ۱۲۶ قانون اساسی مسئولیت امور برنامه و بودجه و امور اداری استخدامی کشور  را مستقیماً بر عهده دارد. باید دید در این ۵ سال با برنامه چه کرده است؟ بودجه را چگونه  اجرا کرده و نیز در امور اداری و استخدامی کشور چه کارنامه‌ای باقی گذاشته است؟ اگر از آخر شروع کنیم حقوق‌های نجومی رکورد خوبی از عملکرد وی را در امور اداری و استخدامی واتاب نمی‌دهد. گزارش عملکرد بودجه و نیز گزارش تفریغ هم تصویر درستی از اجرای برنامه‌ و بودجه  در این ۵ سال به دست نمی‌دهد.
- رئیس‌ جمهور محترم می‌گوید  باید دید چه کسی و برای چه بودجه می‌گیرد و کدام بنگاه‌ها مالیات نمی‌دهند؟
کافی است برای پیدا کردن پاسخ، به بند الف تبصره یک ماده واحده بودجه سال ۹۸ یک نگاهی بیندازیم. شرکت ملی گاز به عنوان بزرگ‌ترین شرکت دولتی پس از شرکت ملی نفت معاف از مالیات شده است. در همین بند الف تبصره ۱ شرکت ملی نفت و شرکت ملی گاز معاف از تقسیم سود سهام دولت است.
حال آنکه ماده ۱۱ قانون محاسبات عمومی سود شرکت‌های دولتی را درآمد عمومی می‌شناسد و باید به خزانه واریز شود.
- گفته شده «بودجه باید شفاف باشد، تمام داده‌ها باید در اختیار مردم قرار گیرد،‌ باید معلوم شود چه کسی و برای چه بودجه می‌گیرد؟»
کافی است دوباره به همین بند الف تبصره یک ماده واحده بودجه توجه شود. علاوه بر اعداد و ارقام یاد شده در بالا 14/5 درصد کل صادرات نفت خام و میعانات گازی و نیز 14/5 درصد صادرات گاز به عنوان پیش‌بینی هزینه‌های این دو شرکت معظم در بودجه ۹۸ پذیرفته شده است.
بودجه در یک جمله یعنی پیش‌بینی درآمد و برآورد هزینه، برآورد هزینه‌های این دو شرکت معظم دولتی چه قدر است که اگر قیمت یک بشکه نفت ۱۴۰ دلار باشد همین هزینه پیش‌بینی می‌شود، ۵۴ دلار هم باشد باز هم همین 14/5 درصد سهم این دو شرکت معظم اقتصادی است. آیا نام این شفافیت است؟ آیا  می‌شود گفت با این 14/5 درصد چه کسی برای چه بودجه می‌گیرد؟
آیا می‌شود کسی در سازمان برنامه پاسخ دهد تقویم محاسباتی پیش‌بینی درآمد و برآورد هزینه مستند به تبصره یک ماده  واحده لایحه قانونی بودجه ۹۸ در مورد این دو شرکت معظم اقتصادی چه قدر است و نیز پاسخ دهد پنج بند تبصره یک ماده واحده و به ویژه ۵ جزء بند «هـ» این تبصره  ماهیت برنامه‌ای دارد یا بودجه‌ای؟ اگر ماهیت برنامه‌‌ دارد نسبت آن با برنامه ششم چیست؟ و اگر مفاد تبصره یک ماده واحده در برنامه ششم توسعه آمده، ذکر آن در بودجه بی‌فایده است. اگر در برنامه ششم نیامده است، آیا ایام تصویب بودجه ایام تصویب برنامه هم هست؟ و اگر پاسخ همه این سوالات منفی است و تبصره یک ماده واحده ماهیت بودجه‌ای دارد، با این درصدهای ذکر شده در تبصره یک می‌توان تصویری از ۱۰۰ درصد پیش‌بینی درآمدها و برآورد هزینه‌ها در این دو شرکت معظم اقتصادی به دست آورد.


«شرم باد»؛ همین؟! عذرخواهی و جبران کنید
معاون وزیر خارجه در سومین سالگرد اجرای برجام می‌گوید شرم بر آمریکا!
سید عباس عراقچی در توئیتی نوشت: «امروز سومین سالگرد اجرای توافق هسته‌ای ایران (برجام) است و نشان داد که چقدر آمریکا غیرقابل اعتماد و غیرقابل اتکا است. یک رئیس‌جمهور امضا می‌کند، رئیس‌جمهور بعدی از آن خارج می‌شود! از آقای ترامپ سپاسگزاریم که این را نشان داد. شرم باد!».
این موضع در حالی است که رهبر حکیم انقلاب و بسیاری از صاحب‌نظران و کارشناسان دلسوز، همان 3-4 سال قبل بر غیرقابل اعتماد بودن رژیم آمریکا تأکید داشتند و از دولت و وزارت خارجه می‌خواستند که به نقطه‌های خیالی و وعده‌های موهوم آمریکا و اروپا دل نبندند. اما برخی از مقامات دولتی بارها می‌گفتند به مذاکره و توافق با آمریکا خوش‌بین هستیم، دولتمردان آمریکایی مؤدب هستند و امکان ندارد زیر تعهد خود بزنند. یا مثل مرحوم هاشمی می‌گفتند وزیر خارجه آمریکا به وزیر خارجه ما قول داده بدعهدی در توافق موقت ژنو را جبران کند. یا همین آقای عراقچی در اظهاراتی عجیب که تیتر یک روزنامه زنجیره‌ای شرق شد، ادعا کرده بود «امضای کری تضمین است».
اکنون هم اظهار تأسف و لعن و طعن آمریکا با تعبیر «شرم باد» هیچ مشکلی را حل نمی‌کند. در واقع طرف دعوای اصلی، اروپا است نه آمریکا، که با فریبکاری، طی 9 ماه گذشته، دولت آقای روحانی را به اجرای تعهدات یکطرفه برجام ملتزم نگاه داشته اما خود، به تعهدات برجامی در زمینه مقابله با تحریم‌های آمریکا عمل نکرده است.
توقف روند بدعهدی که از همان دولت اوباما آغاز شد و سپس توسط اروپایی‌ها (در لغو یکطرفه برخی توافقات) ادامه یافت، با لفاظی و انتقادات توییتری متوقف نمی‌شود بلکه نیازمند اقدام قاطع و عملی است.
اکنون برعهده وزارت خارجه است که اولاً به طور رسمی از مردم و نظام به خاطر اعتماد بی‌جا و یکطرفه به اروپا و آمریکا عذر خواهی کند؛ ثانیاً اجرای یکجانبه تعهدات برجامی را متوقف نماید و برنامه تعلیق شده هسته‌ای را مجدداً با تمام ظرفیت فعال نماید. در غیر این صورت باید یقین کرد که اعتماد به شیاطین اروپایی و آمریکایی، فراتر از خطا و اشتباه و عامدانه است.


قدرت تلافی ویرانگر ایران اجازه نمی‌دهد آمریکا در خلیج فارس مرتکب اشتباه شود
تارنمای آمریکایی «آکسیوس» در گزارشی نوشت‌: ترامپ در سال اول ریاست‌ جمهوری‌اش که هنوز تحت تاثیر سخنرانی‌ها و هیجانات انتخاباتی بود، مکررا از قایق‌های تندرو ایران در خلیج فارس ابراز نارضایتی کرده و از اطرافیانش خواسته بود طرح‌هایی برای منفجر کردن این قایق‌ها تهیه کنند.
این گزارش می‌افزاید «ترامپ نمی‌توانسته درک کند که چرا ارتش آمریکا این قایق‌های تندرو کوچک و تهاجمی را غرق نمی‌کند تا مایه تحقیر و نشانه ضعف آمریکا تلقی نشود. بنا به گفته برخی منابع در کاخ سفید، ترامپ درباره قایق‌های ایران گفته بود: «این قایق‌ها می‌آیند، واقعا سریع وارد می‌شوند و واقعا نزدیک می‌آیند. و شاید هم مواد منفجره حمل می‌کنند. ما که نمی‌دانیم. آیا شما می‌توانید این را باور کنید؟ ما هم هیچ کاری نمی‌کنیم؟ چرا ما آن‌ها را غرق نمی‌کنیم؟».
در ادامه این گزارش آمده است «منابع آگاه می‌گویند مشکلی که وجود داشت این بود که چنین پاسخ بی‌تناسبی از سوی ترامپ می‌توانست به سرعت به جنگ با ایران گسترش یابد. وزارت دفاع، هرگز چنین طرح‌هایی را برای حمله به قایق‌های ایرانی آماده نکرد».
آکسیوس بیش از این توضیح نمی‌دهد که مقامات آمریکایی به ترامپ چه گفته‌اند؛ اما آنچه اتفاق افتاده این است که آخرین بار همین یک ماه قبل، وقتی ناو بزرگ آمریکا بعد از چند ماه به خلیج فارس بازگشت توسط قایق های تندرو ایرانی احاطه شد، هشدار برای رعایت آداب این آبراه و حریم دریایی ایران دریافت کرد، و به واقعیت تن داد.
البته پیش از این برخی رسانه‌های آمریکایی تصریح کرده‌اند که اگر ایران بخواهد ضربات مرگبار به ناوهای آمریکایی بزند و آنها را غرق کند، احتمالا نوبت قایق‌های تندرو نمی‌رسد؛ چرا که موشک و مین دریایی ویرانگر، به اندازه کافی در اختیار دارد. واقعیت مهم در بازدارندگی همین است: دوران بزن در رویی تمام شده و آمریکا قادر به محاسبه ضرباتی که در صورت خبط و خطای نظامی عایدش می‌شود، نیست. این ابهام، بسیار مهیب است.


گردن روحانی نیندازید دروغ بزرگ را شما اصلاح‌طلبان گفتید
همکار ستاد انتخاباتی روحانی در سال 96 می‌گوید بیش از 80 درصد رأی‌دهندگان به روحانی، دیگر به او رأی نمی‌دهند.
به گزارش جهان‌نیوز، صادق‌ زیبا‌کلام در یادداشتی که رنگ و بوی فرافکنی دارد، می‌نویسد: تصور، اصلی از تشکیل نشدن کمیته مشترک اصلاح‌طلبان و دولت به هیچ‌وجه آن‌گونه نیست که چه فردی در این میان کوتاهی کرده و اینکه آیا اصلاح‌طلبان یا دولت در این زمینه کوتاهی کرده‌اند، بلکه مسئله بسیار اساسی‌تر و بنیادی‌تر است. اساسا هیچ‌گونه  ارتباط، همکاری و همراهی میان اصلاح‌طلبان و دولت دوم آقای روحانی پس از انتخابات 29 اردیبهشت 96 به وجود نیامد. تیم نزدیک به آقای روحانی اهمیتی برای اصلاح‌طلبان قائل نشدند. در این قسمت می‌توان یک مرحله جلوتر رفت و مطرح کرد که آقای روحانی در دولت دومش  هرچه قدر از تاریخ 29 اردیبهشت 96 گذشت، فاصله او هم از اصلاح‌طلبان بیشتر شد.
او با مصادره به مطلوب کردن رأی‌دهندگان به روحانی به عنوان «اصلاح‌طلب» می‌افزاید: پشت کردن به مطالبات اصلاح‌طلبان و 24 میلیون رای‌دهنده باعث شد تا محبوبیت آقای روحانی به شدت کاهش پیدا کند. اگر امروز یک نظرسنجی ساده صورت گیرد با توجه به سرخوردگی که از عملکرد دولت به وجود آمده، تصور می‌شود که بالای 80 درصد از 24 میلیونی که به او در 29 اردیبهشت 96 رای دادند دیگر به روحانی رای ندهند و حتی بسیاری از افراد در انتخابات شرکت نکنند. مشکل اساسی و بنیادی‌تر از آن است که تصور شود با تشکیل کمیته و جلسه میان اصلاح‌طلبان و دولت مسائل حل شود. اگر آقای محمود واعظی، آقای محمدرضا عارف و دیگر اصلاح‌طلبان هم به میدان می‌آمدند بعید است که تغییری به وجود می‌آمد؛ به معنای دیگر یک جلسه که هیچ اگر هر روز هم جلسه‌ای برگزار می‌شد هیچ موضوعی تغییر نمی‌کرد. در یک کلام باید گفت که مسئله به هیچ‌وجه آن نیست که چرا کمیته مذکور و جلسه‌ای تشکیل شده یا نشده است و یا آنکه قصور عدم تشکیل این کمیته متوجه کدام جریان سیاسی است!
ادعای زیباکلام در حالی است که بسیاری  از اصلاح‌طلبان بارها تصریح کرده‌اند مردم بیش از روحانی، از عملکرد اصلاح‌طلبان و وعده‌های خلاف واقع آنان ناراضی هستند. رضا خاتمی قبل از انتخابات گفته بود ما اصلاح‌طلبان تضمین روحانی هستیم.
یادآور می‌شود بزرگترین دروغ اصلاح‌طلبان، بزک کردن شیطان بزرگ و همچنین معرفی روحانی به عنوان چهره‌ای که می‌تواند گره مشکلات اقتصادی را از طریق توافق با آمریکا باز کند، بود. و این در حالی است که وضعیت اقتصادی مردم، بسیار بهتر از وضع اقتصادی آنها پس از برجام است.


ریچارد هاس: راهبرد ترامپ علیه ایران واگرایانه و بی‌نتیجه است
محافل رسانه‌ای و سیاسی غرب می‌گویند دولت آمریکا به اهداف اعلامی علیه ایران نخواهد رسید.
روزنامه ایتالیایی لاستامپا در یادداشتی نوشت: علت واقعی برگزاری نشست در لهستان توسط آمریکا، حمایت از آشوب در داخل ایران است. آمریکا دست‌اندرکار برگزاری یک کنفرانس در رابطه با ایران در ماه آینده در لهستان است. این کنفرانس از اولین پیامدهای دکترین ترامپ در ارتباط با خاورمیانه است که مایک پمپئو هفته گذشته در قاهره تشریح کرده بود.
منابع نزدیک به دولت ترامپ می‌گویند اکنون زمان پشتیبانی فعالانه از اعتراضات در داخل ایران است. این رویکرد، دلیل واقعی برگزاری کنفرانس لهستان است.
اما رویکرد دولت ترامپ با مخالفت‌ها و انتقاداتی نیز روبرو شده است و برای مثال ریچارد هاس، رئیس‌ شورای روابط خارجی آمریکا، در این رابطه گفته است: پمپئو در قاهره اهداف بلند پروازانه‌ای را مانند بیرون کردن نیروهای ایرانی تا آخرین نفر از سوریه، کاهش زرادخانه‌ موشکی حزب‌الله، آزاد کردن عراق از نفوذ ایران همزمان با کاهش حضور آمریکا در خاورمیانه را ترسیم کرد، اما هیچ سیاستی با چنین اهداف و ابزارهای واگرایانه‌ای، به موفقیت نمی‌رسد.
خروج نیروهای آمریکایی از سوریه نیز بخشی از همین راهبرد است و به گفته منابع وزارت دفاع آمریکا روند این خروج آغاز شده و اعزام یک ناو گرو‌ه نظامی به سوی خاورمیانه برای انتقال تجهیزات و نفرات به آمریکا، در همین چارچوب صورت گرفته است. چند روز پیش جان بولتون خروج نیروهای آمریکایی از سوریه را منوط به تضمین ترکیه در دوری از حمله به کردهای متحد آمریکا در سوریه کرده بود. اما به گفته منابع پنتاگون، آنها  دستور جدیدی در ارتباط با خروج از سوریه دریافت نکرده‌اند و به همین دلیل خروج نیروها به صورت برنامه‌ریزی شده به پیش می‌رود.
این اولین‌بار نیست که در داخل دولت ترامپ در ارتباط با خاورمیانه توافق نظر وجود ندارد.



نام:
ایمیل:
* نظر: