روایتی از اربعینهای انقلاب اسلامی -18 (پاورقی)
اهانتی که دامن رژیم را گرفت
سنگ تمام مراجع در همراهی با طلاب
پس از نماز مغرب و عشاء در مسجد اعظم نیز تجمعی شکل گرفت و برخلاف روز که راهپیمائی با سکوت برگزار شد، در محوطه مقابل مسجد، تظاهرات طلاب همچون شبهای گذشته با شعارهای خمینی خمینی خدا نگهدار تو بمیرد بمیرد دشمن خونخوار تو. یا مرگ یا خمینی. مرگ بر این سلطنت یزیدی قسم به خون شهدا شاه تو را میکشیم برگزار شد.
Research@kayhan.ir
محسن حسینی نهوجی
طبق توافق شب گذشته فضلا و مدرسین، در روز 19 دی به زعم آنان اوضاع به حال عادی بازگشته، طبق روال تدریس و تحصیل برقرار میگشت. اما بازاریان قم با انتشار اطلاعیهای به منظور ابراز اعتراض خود به مقاله اطلاعات روز 19دی را برای حضور در منزل مراجع و اظهار تسلیت به آنان تعطیل کرده، از باز کردن مغازهها خودداری ورزیدند. در نتیجه زمینه پذیرش خواسته طلاب مبنی بر تداوم تعطیلی دروس و راهپیمائی اعتراضی سکوت، فراهم شد.
آقای شریعتمداری ساعت 8 صبح روز 19 دی درس خود در شبستان سمت آرامگاه مرحوم آیتالله بروجردی در مسجد اعظم را شروع کرده بود. بیش از هزار نفر از طلاب نیمی از صحن مسجد اعظم را پر کرده بودند تا مانع شروع درس شوند. عدهای داخل شبستان شده، صلوات فرستادند. آقای شریعتمداری هم روی منبر تدریس گفت: ما نمیدانستیم که امروز هم برنامه هست. لذا به حمایت از اعتراض بازار درس را تعطیل میکنیم. آیتالله گلپایگانی هم که ساعت 9 در شبستان دیگر مسجد اعظم درس داشتند، نیامدند و درس آیتالله مرعشی و آیتالله میرزا هاشم آملی و نیز درس آیتالله مرتضی حائری عملا برگزار نشد.
سیل جمعیت از مسجد اعظم، مسجد امام حسن، مدرسه خان و اطراف گذر خان و پل آهنچی و مدرسه حقانی به سوی بیوت مراجع به حرکت درآمد. منزل آیتالله میرزاهاشم آملی، منزل فیلسوف شهیر علامه طباطبائی که به علت بیماری سخنرانی کوتاهی کردند و آیتالله محمد یزدی از طرف ایشان سخنرانی مشروحی داشتند، مقاصد بعدی مدرسه امیرالمؤمنین آقای مکارم و منزل آقای وحید خراسانی بود، که تا ظهر طول کشید. در آنجا اعلام شد که بعدازظهر ساعت 2/30 در منزل آیتالله نوری همدانی تجمع کرده، سپس از آنجا به منزل آیتالله مشکینی عزیمت خواهیم کرد.
تجمع منزل آیتالله نوری همدانی از هر نظر بینظیر بود. اتاقها و حیاط منزل از ساعت 3 بعدازظهر دیگر گنجایش نداشت. تدابیر لازم به عمل آمده بود و کوچه و خیابان بیگدلی با بلندگوهایی که در معرض دید نبود، سیستم صوتی مناسبی را تا دوردستها فراهم کرده بود. کوچه و خیابان بیگدلی مملو از جمعیت متراکمی بود که تا خیابان صفائیه امتداد یافته بود. سرعت شگفت افزایش جمعیت به حدی بود که شایع گشته بود عدهای از بازاریان و دانشجویان تهران و شهرهای دیگر خود را به مراسم منزل آیتالله نوری رساندهاند. البته حضور دانشجویان در حدی نبود که موجب افزایش تصاعدی جمعیت شود. مردم در بین خود جوانانی را مشاهده میکردند که قمی نبوده، ظاهر طلاب را هم نداشتند. اکثر اینان دانشجویانی بودند که نه آن روز بلکه از نزدیک به یک سال قبل بدون سر و صدا و مخفیانه به قم آمده بودند تا در کنار طلاب، ادبیات عرب، علوم اسلامی، تفسیر قرآن و نهجالبلاغه و مبانی نظری اسلام را فراگیرند و آموختهها و تجارب خود را به طلاب بیاموزند. تحولی که یکسال پیش آیتاللهمطهری، آیتالله خامنهای در جلسه سه روزه ایام تاسوعا و عاشورا و پس از آن (روزهای 10، 11 و 12 دیماه 55) از آن سخن گفته بودند. پدیدهای که برداشت ذهنی یا تحلیل نبود بلکه واقعیتی بود که اکنون شواهد انکارناپذیر آن در دسترس است. من شخصا بیش از 10 نفر از این افراد را میشناختم، پس از سخنان کوتاه آقای سیدحسین موسوی تبریزی، آیتالله نوری همدانی سخنرانی طولانی خود را آغاز کردند. ایشان ضمن سخنرانی شعری را قرائت کرد، که در آن حضرت امام خمینی به نور ماه و جسارت به ایشان، به زوزه سگ تشبیه شده بود. «مه فشاند نور و سگ عوعو کند».