کد خبر: ۹۵۱۴۷
تاریخ انتشار : ۲۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۹:۵۵

یک شاعر آسمانی



 حمید ریاضی
 
 هر سال که به اواخر دی ماه نزدیک می‌شویم به یاد روزهای آسمانی شدن زنده‌یاد احمد زارعی می‌افتیم. کسی که؛ عطر شگفت نوشته‌هایش و تاثیر آن در شعر انقلاب اسلامی قابل تحسین همگان است.
حرکت و جوشش شعر انقلاب که در خراسان شکل می‌گیرد، به همت و اراده او به اوج می‌رسد. نمونه و حاصل تلاش‌های خستگی‌ناپذیر او، در انتشار نشریه‌های پرشمارگان «امید انقلاب»، «کودک مسلمان بلوچ» و... در سال‌های ابتدایی شکل‌گیری جمهوری اسلامی دیده می‌شود.
در شعر احمد زارعی ارزش‌های انقلاب چشم‌نوازی می‌کنند. نثر خوب و روان او همسایه دیوار به دیوار شعر اوست.
احمد اصلا نمی‌خواست سروده‌هایش در جایی مطرح ‌شود. او خودش را به عنوان شاعر قبول نداشت و شعر را در زندگیش، زنگ تفریح می‌دید. او اصلا شعرهایش را پاکنویس نمی‌کرد.
این شاعر، نویسنده و روزنامه‌نگار یکی از فعالان فرهنگی دفاع مقدس به شمار می‌رود. در طول سال‌های بعد از انقلاب اسلامی، جانشینی اداره تبلیغات و معاونت فرهنگی سپاه و همچنین عضویت شورای فرماندهی سپاه کردستان را در سال‌های 59-60 عهده‌دار شد.
زارعی، در تشکیل و راه‌اندازی «پیشمرگان مسلمان کرد» نقش ارزنده‌ای را ارائه کرد.
شعری را که می‌خوانید به مناسبت سالگرد آزادسازی خرمشهر در اوایل دهه 70 سروده شده و احمد زارعی آن را به فرمانده دلاور سپاه خرمشهر تقدیم کرده است:
شهیدم! محمد! برادر! منم
که در شهر خونین قدم می‌زنم
شهادت، همان شد که می‌خواستی
تو در خون نخفتی، که برخاستی
به مادر نگفتم شکوفا شدی
که احیا نمودی که احیا شدی
نگفتم که با سایه پیکار کرد
نگفتم که با تیر افطار کرد
احمد زارعی در سال 1335 در قائنات بیرجند از توابع مشهد به دنیا آمد و در سه سالگی به همراه خانواده‌اش به شهر مشهد مهاجرت کرد و قبل از 6 سالگی به مدرسه رفت. در تمام دوران مدرسه استعداد خاصی از خود نشان داد. دوره دبیرستان را در دبیرستان فیوضات مشهد با معدل بالایی به پایان رسانید و همان سال 1354 در دانشگاه تهران با رتبه 45 در رشته پزشکی قبول شد.
احمد در سال 67، اولین کسی بود که بمباران شیمیایی حلبچه را اطلاع داد و خود هم در همان رخداد، شیمیایی شد. این شاعر دفاع مقدس، جراحتش را بروز نمی‌داد.
از او که مرد میدان عمل و اندیشه بود، آثار معدودی در عرصه‌های شعر و ادب و تحقیق برجای مانده است که محصول فراغت دو ساله‌اش از کارهای اجرایی- در اواخر عمر- به حساب می‌آید. جالب اینکه وی هیچ کدام از آثارش را خود برای چاپ ارائه نکرد و آثارش توسط دوستان جمع و به صورت کتاب منتشر شد.
«یک قطعه آسمان»‌ مجموعه شعرهایی است که احمد زارعی برای کودکان و نوجوانان سروده است. این مجموعه به کوشش دوست شاعر،‌ جواد محقق جمع‌آوری و به چاپ رسانده است.
بهار انقلاب
برخاسته‌ام ز خواب و زیباست
در پنجره‌ام، طلوع خورشید
یک شاخه پرشکوفه و شاد
از شیشه سرک کشید و خندید
امروز هوا چه آفتابی است
امروز چقدر شادی اینجاست
با عطر گل و شکوفه سیب
یک پنجره از بهار پیداست
بر گونه گل چکیده آرام
یک قطره ز اشک شادمانی
بر شاخه نور، یک پرنده
گرم است به کار نغمه‌خوانی
گفتم به پرنده غزل‌خوان
این نغمه شادمانه از چیست؟
خندید: بهار انقلاب است
هنگام بهار، فصل شادی است