کد خبر: ۹۵۱۴۶
تاریخ انتشار : ۲۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۹:۵۵
معرفی کتاب

نشانه‌های افول یک قالب ادبی



  ناهید زندی‌پژوه
 
  در عرصه شعر کلاسیک استفاده از قالب‌های رایجی چون غزل، مثنوی، رباعی،  دوبیتی و قالب «چارپاره» در آثار شاعران نوگرا فراوان دیده می‌شود. می‌توان گفت نگاه و بیان نوی شاعران در قالب‌های سنتی شعر فارسی سبب بوجود آمدن شیوه‌ای گردید که برخی به آن، شعر نوکلاسیک می‌گویند.
شعر نو در ایران با قالب چارپاره متولد شده است. در تعریف چارپاره باید گفت: شعری است شامل چند دوبیتی با قافیه‌های مختلف که از نظر معنی با هم ارتباط دارند. به لحاظ طرز قرار گرفتن قافیه، چارپاره انواع مختلفی دارد. در کتاب «دره نجفی» به تألیف نجفقلی میرزا مشهور به آقاسردار، اصطلاح چارپاره این‌گونه  شرح داده شده: چارپاره یکی از صنایع بدیعی است و آن را یکی از شقوق تجزیه می‌داند. اما در عجم یک بیت را به چهار جزء قرار می‌دهند (آن را چارپاره نیز گویند) و سه جزء آن را بر یک سجع می‌آورند. در جزء چهارم مراعت قافیه را می‌کنند، این است که این صنعت را مسجع خوانند و بعضی میان تجزیه و مسجع فرق می‌گذارند.
چارپاره چشم‌اندازی از تحول و نوآوری در چارچوب قواعد شعر کلاسیک است. این قالب شعری هم نوگرایان معاصر را سر ذوق‌آورده و هم کسانی را که با دل‌بستگی‌هایی سنتی شعر می‌گویند. در همه دوره‌ها نیز آهسته و پیوسته در کنار دیگر قالب‌های شعری، به حضور خود ادامه داده است. در واقع می‌توان گفت چارپاره متعلق به دوره ناپختگی زبان و محتوای شاعران معاصر است. مضامین چارپاره‌ها روایت‌های ساده از طبیعت، موضوعات اجتماعی-سیاسی و رمانتیک است، انتقال پیام و صراحت لهجه ویژگی بارز این نوع شعری است.
همانطور که قبلا بیان شد انواع چارپاره بستگی به ترتیب قرار گرفتن قافیه دارد؛ بنابراین می‌توان نیما یوشیج را مبتکر چارپاره دانست، چارپاره‌سرایان اگرچه رهروان واقعی نیما نبودند اما هرگز نتوانستند. از کنار آنچه در شعرش اتفاق می‌افتاد بی‌توجه بگذرند، به عبارتی اینها حداقل در ظاهر و نمای بیرونی شعر از تئوری‌های نیما بهره بردند.
آنچه امروزه به عنوان قالب چارپاره رواج دارد، سروده‌هایی است که در هر بند آن مصرع‌های زوج با یکدیگر هم قافیه‌اند. شایان ذکر اینکه چارپاره در شعر اروپایی نیز یافت می‌شود. چنانچه در اشعار ویلیام بلیک شاعر قرن هیجدهم نمونه‌ای از این مدعاست همچنین قالب چارپاره از سوی شاعران سنت‌گرای عرب نیز هدف استقبال قرار گرفته است.
اگر این سخن مشهور ویکتور هوگو را بپذیریم که می‌گوید: «نتیجه قاطع و مستقیم هر انقلاب سیاسی، یک انقلاب ادبی است.» باید بگوییم که چارپاره نیز جریان ادبی است که از انقلاب مشروطه و هم از انقلاب اسلامی دستخوش تحولاتی شده است. در دوره انقلاب اسلامی حجم چاپاره‌های سروده شده به نسبت دیگر قالب‌های شعری کم است و موضوعات جنگ و دفاع مقدس جایگاه ویژه‌ای دراین چاپاره‌ها دارند. چارپاره‌های انقلاب اسلامی رنگ و بوی حماسی و اجتماعی دارد و موضوعات رمانتیک به کنار رفته‌اند. متاسفانه امروزه شاهد افول این قالب شعری هستیم.
مرکز آفرینش‌های ادبی، انتشارات سوره مهر در سال جاری کتابی تحت عنوان «چارپاره» را روانه بازار نشر کرده است. این کتاب به قلم توانای «سیداکبر میرجعفری» به رشته تحریر درآمده است. کتاب دارای یک مقدمه و فهرست منابع و مآخذ است که در 232 صفحه تنظیم شده است. کتاب چارپاره از دوازده بخش به شرح زیر تشکیل شده است:
تعریف چارپاره/چارپاره و سابقه تاریخی آن/ اولین چارپاره‌ها/ چارپاره و تاثیر آن در شعر نو/ محتوا و زبان چارپاره/ چارپاره و منظومه‌سرایی/ چارپاره و چارپاره‌سرایان/ چارپاره و انقلاب اسلامی/ چارپاره و غزل‌های با وزن‌ بلند/ چارپاره و شعر کودک و نوجوان/ و سرانجام/ گزیده چارپاره.
اگر بخواهیم کتاب چارپاره را مورد واکاوی قرار دهیم می‌توانیم اظهار کنیم که مؤلف، ابتدا میان چارپاره و دوبیتی‌های پیوسته تفاوت قائل شده است و در واقع فقط چارپاره‌هایی را که مصرع‌های دوم و چهارم آنها هم‌قافیه‌اند، را به رسمیت شناخته است و  گونه‌های دیگر را دوبیتی‌های پیوسته دانسته است. همچنین نویسنده کتاب، نیما یوشیج را مبتکر قالب چارپاره قلمداد کرده است؛ او در بخشی از کتاب ریشه‌های چارپاره را در غزل‌های سنتی جست‌وجو کرده است و به نوعی به ریشه‌شناسی قالب چارپاره پرداخته است. از این رو، میرجعفری قالب چارپاره را قالب چندان جدیدی نمی‌انگارد.
کتاب چارپاره از زمره کتاب‌های ادبی است، به این دلیل مطالعه آن را به دانشجویان رشته ادبیات و همچنین خوانندگانی که به شعر و ادبیات علاقه نشان می‌دهند، توصیه می‌کنم.
در خاتمه چارپاره... کی ز جبهه می‌آید؟ سروده زنده یاد قیصر امین‌پور را مرور می‌کنیم امیدست که مقبول خوانندگان گرامی قرار گیرد.
پس پدر کی ز جبهه می‌آید
باز کودک ز مادرش پرسید
گفت مادر به کودکش که بهار
غنچه‌ها و شکوفه‌ها که رسید
بازکودک ز مادرش پرسید
کی بهار و شکوفه می‌آیند
گفت مادر که هر زمان در باغ
غنچه‌ها لب به خنده بگشایند
روز دیگر سراغ باغچه رفت
کودک ما به جستجوی بهار
دید لب بسته است غنچه هنوز
بر لب غنچه نیست بوی بهار
گفت ای غنچه‌های خوب چرا
لبتان را ز خنده می‌بندید
زودتر بشکفید و باز شوید
آی گلها چرا نمی‌خندید
گاه با غنچه‌ها سخن می‌گفت
گاه خواهش ز غنچه‌ها می‌کرد
گاه گلبرگ غنچه‌ای را نرم
با سر انگشت خویش وامی‌کرد!