کد خبر: ۹۴۰۲۳
تاریخ انتشار : ۱۱ دی ۱۳۹۵ - ۱۹:۳۶
رضا اسماعیلی:

غزل عاشقانه پست‌مدرن هرزه‌گویی و پرده‌دری است


رضا اسماعیلی یکی از شاعران و منتقدان ادبیات متعهد است. درباره موضوع انتشار اشعار غیراخلاقی در بازار کتاب با وی گفت‌وگویی کرده‌ایم.
* در‌باره این مطلب که «اغلب اشعار عاشقانه امروز، به مسائل جنسی آلوده هستند و نجابت در آنها بسیار کمرنگ است» توضیح بفرمایید. چه موج فکری و فرهنگی و یا اقتصادی و سیاسی پشتیبان و مروج این جریان ادبی است؟
   پاسخ به این سؤال نیازمند مقدمه‌ای در‌باره حلول «مدرنیسم ادبی» در کالبد شعر و ادبیات ایران است. آغاز این جریان به سال‌های دهه 50 بازمی‌گردد. سال‌هایی که شعر پارسی - همگام با جريان‌هاي آزاد نيمايي و سپيد - شروع به پوست‌اندازی کرد و سرانجام در دهه 70 با تاثیرپذیری از مدرنیسم ادبی، شعر و غزل مدرن در بطن ادبیات ایران بارور شد.
   در اوايل دهه 70، با گونه‌ای نسبتا جدید ازغزل با عنوان «غزل فرم و فراغزل» مواجه می‌شویم. غزل مدرن، در مجموع غزلی سالم، متعادل و متناسب با نیاز جامعه ادبی ما بود که با تاثیر‌پذیری از شعر نیمایی شکل گرفت. ولی این غزل در ادامه راه با تندروی‌های گروهی از شاعران که هر یک به نوعی سودای نام‌آوری داشتند دچار آسیب شد و رفته رفته به انحطاط گرایید و در نهایت غزل پارسی از هویت و اصالت خود دور شد.
   شاعران این جریان ادبی (غزل مدرن افراطی) متأسفانه با خط زدن «مخاطب» و بی‌توجهی به ذوق عمومی، در مسیری گام برداشتند که منجر به ایجاد فاصله میان شعر و مردم شد و در نهایت این جریان را به انزوا کشاند.
   متأسفانه امروز نیز جماعتی از شاعران جوان که شیفته گونه‌ای از غزل با عنوان «پست‌مدرن» هستند و به این سبک و سیاق شعر می‌گویند، با بی‌اعتنایی به ذوق عمومی و دهن‌کجی به اعتقادات و باورهای فرهنگی و دینی همچنان در این مسیر نا صواب گام بر‌می‌دارند. غزل‌هایی که از ذهن و زبان این گروه از شاعران تراوش می‌کند – به هر علت – لهجه‌ای سیاه، نیست‌انگارانه و روان‌پریشانه دارد؛ حال آن که اولین رسالت یک هنرمند اصیل و واقعی، باید دمیدن روح امید در کالبد انسان‌ها و جامعه باشد.
   این گروه از شاعران به خاطر «خودشیفتگی» بیش از حد، جز خویش کسی را به رسمیت نمی‌شناسند و بر این اعتقاد و باورند که تنها آنچه خود می‌اندیشند درست است و کاری به کار دیگران ندارند!
   هر چند آثار این گروه از شاعران در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی مورد اقبال کاربران جوان ناآشنا با پیشینه هزار ساله ادبیات اصیل و نجیب فارسی قرار گرفته است، ولی ناگفته پیداست که مخاطبان مجازی هرگز نمی‌توانند معیار و ملاک مقبولی برای مشروعیت بخشیدن به این گونه ازغزل پست‌مدرن باشند. غزلی ساختارشکن و هنجارگریز که در بطن ناامیدی نطفه می‌بندد و ارمغان شوم پوچ‌اندیشی و نسبیت‌گرایی اخلاقی و معرفتی (relativism) است و با استناد به این آموزه که « هیچ حقیقت کلی درباره جهان وجود ندارد»، اخلاق را نیز امری نسبی می‌داند و مدعی است که نظام‌های اخلاقی متفاوت، همگی می‌توانند صادق و موجه باشند‌، حتی اگر این نظام‌های اخلاقی با سرشت پاک و فطرت الهی و توحیدی انسان در تقابل باشند!
دلایل عدم کامیابی غزل «پست‌مدرن سیاه» جنگ با طبیعت ذوقی مردم، دین‌ستیزی، اخلاق‌گریزی (اروتیک زدگی و عریانی)، عدول از دایره اعتدال و کشیده شدن به ورطه افراط و تفریط در رفتار با زبان به خاطر فرم‌زدگی محض - در صورت و سیرت - است.
بدون تعارف باید گفت که نسبت غزل پست‌مدرن سیاه که لهجه‌ای ناامید، غیراخلاقی و اروتیک‌زده دارد با غزل فاخر، نجیب واصیل پارسی - در بسیاری از موارد ـ نسبتی ظاهری و تصنعی است. بسیاری از شعرهایی که این روزها در فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی به عنوان غزل پست‌مدرن با چاشنی عشق و عاشقی عرضه می‌شود، تنها در صورت به غزل شبیه است و در سیرت هیچ نسبت معقول و مقبولی با غزل ریشه‌دار و اصالت‌مند پارسی ندارد. متاسفانه بسیاری از این غزل‌ها با لهجه‌ای عریان و اروتیک مروج عشق‌های خیابانی است و مضمون رمان‌های عاشقانه کوچه و بازاری و فیلم‌های «پورنو» را در ذهن خواننده تداعی می‌کند! غزل‌هایی که روح حاکم بر آنها «تن‌‌کامگی» و مسایل غریزی - و اخیراً خیانت، خودفروشی و سقط جنین - است؛ در حالی که با یک مرور ساده در پیشینه عاشقانه‌های ادب فارسی، به راحتی می‌توان فهمید که عشق در سروده‌های شاعران کهن، گوهری عفیف و تکامل‌بخش بوده است. قله‌های ادب فارسی همواره در پرده‌ای از «نجابت و عصمت» از عشق سخن گفته‌اند و هیچ‌گاه زبان‌شان به هرزه‌گویی و پرده‌دری باز نشده است، و این خصلتی است که در غزل عاشقانه پست‌مدرن امروز سخت هدف غفلت قرار گرفته است.
* با توجه به تصریح مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی مبنی بر ممنوعیت انتشار کتاب‌هایی با مضامین جنسی و مروج فحشا، چرا اداره کتاب به چنین کتاب‌هایی در حوزه ادبیات و به طور خاص شعر، اجازه نشر می‌دهد؟
این سؤال را از مسئولین باید پرسید. ولی تا آنجا که من اطلاع دارم، اکثر کارشناسان حوزه شعر که پیش از انتشار کتاب‌ها را بررسی می‌کنند، شاعرانی هستند که دغدغه دین، اخلاق و ارزش‌ها را دارند. نگاه این شاعران، نگاهی متعالی و منطبق بر آموزه‌های دینی است. ولی این که چرا خروجی کار چیز دیگری از آب در می‌آید، جای سؤال دارد! من احساس می‌کنم در مواردی «روابط» به جای «ضوابط» سرنوشت چاپ یا عدم چاپ یک کتاب را تعیین می‌کند. بگذریم، به قول معروف: «در خانه اگر کس است، یک حرف بس است!».
   اگر در حوزه شعر عاشقانه معیار دیدگاه‌های مقام معظم رهبری باشد، توصیه امین شعر انقلاب این است که شاعران روزگار ما - همچون طلایه‌داران ادبیات فارسی – باید به عشق نگاهی انسانی و متعالی داشته باشند و در چارچوب آموزه‌های دینی و با رعایت «ادب و آداب» غزل عاشقانه بگویند:
«من البته هیچ وقت به هیچ شاعرى توصیه نمی‌کنم که شما شعر عاشقانه نگو. معلوم هم هست که نمی‌شود. بالاخره هر شاعرى به طور طبیعى یک گرایش ذوقى دارد. منتها می‌توانم سفارش کنم که مراقبت کنند در این زمینه افراط نشود، فضاى ذهنى شعر را به‌کلى پر نکند؛ از آن هاله حجب و حیاى ایرانى - اسلامى ما خارج نشود و آن‌جورى که همیشه خواسته‌اند شعر عریان را ترویج کنند، پیش نیاید.»
(بیانات رهبر فرزانه انقلاب در دیدار با شاعران، 26 شهریور 1387)
و یا در جایی دیگر فرموده‌اند:
«اگر شعر به ‌صورت افراطی تحت ‌تأثیر غریزه جنسی قرار گرفت - که متأسفانه بعضی از دست‌ها امروز در کشور ما دارند [شعر را] به این سمت می‌کشانند، به زور می‌برند، بعد از آنکه جوان‌های ما در فضاهای باصفا و لطیف و بسیار زیبای معنوی و حماسی و انقلابی حرکت کردند، الان دست‌هایی شروع کردند، در جاهای مختلف؛ از جمله بیشتر از همه در فضای مجازی؛ حالا طرق دیگر به جای خود، از طریق شعر هم [جوان‌ها را] به سمت غریزه‌گرایی جنسی افراطی بکشانند و ببرند - این بسیار چیز بدی است، این زنگ خطری است».
(بیانات مقام معظم رهبری در دیدار شاعران - 10 / 4 / 1394)
   یکی از مؤلفه‌های بارز این جریان ساختارشکن و افراطی، «رفتار ناهنجار با زبان» در دو حوزه فرم و محتواست. رفتار ناهنجار با زبان از طریق دهن‌کجی به ذوق عمومی، معناگریزی، مخاطب‌ستیزی، به‌هم‌ریختگی ساختار، سرپیچی از قواعد مسلم دستوری و اصول صرف و نحو، هنجارگریزی‌های افراطی و بی‌مبنا، تئوری‌زدگی، روان‌پریشی، جنون‌انگاری و... که با خوانش اشعار این شاعران، این حقیقت تلخ به خوبی رخ می‌نماید.
بدیهی است که نتیجه محتوم چنین رفتاری، راندن بیش از پیش شعر به حاشیه، دلزدگی، بدبینی و بی‌اعتمادی مخاطب و در نهایت محصور شدن این هنر ملی! در دایره بسته مخاطبان خاص و حرفه‌ای است. با عنایت به این نکته، باید پذیرفت که تنها راه برون‌رفت از بحرانی که پیش‌روی شعر پست‌مدرن جوان ماست، ارجاع دوباره شعر به مردم و اجتماع و بیان کرامت‌های والای انسانی و اخلاقی است. مردمی که در تقابل سنت و مدرنیسم، مچاله، سرگردان و بلاتکلیف، به دنبال روزن امیدی می‌گردند که خود را از این ورطه هولناک و بلاخیز به ساحل سلامت برسانند. در این میان، شاعرانی که برای خود رسالتی قایل‌اند، در این ظلمات وحشت‌خیز، بدون تردید می‌توانند همچون رسولان - شب‌‌چراغ هدایت در دست - بشارت صبح فردا را در گوش به راه ماندگان چشم انتظار، زمزمه کنند – این‌چنین باد.