دشمن درخانه
علیرضا چخماقی
اگر چه از آغاز پیروزی انقلاب اسلامی، و حتی قبل از آن، دشمنان بیرونی برای اسلام، ایران و انقلاب ما کم نبوده و نیستند، اما در همه این سال ها، بویژه در سالهای اخیر، که تنها مانع و رادع در برابرسردمداران سیاست های آلوده جهانی و حکام ظلم منطقهای، نظام جمهوری اسلامی است؛ ساده اندیشی مطلق خواهد بود اگر نقش ستون پنجم را در راهنمایی، همدستی و خدمتگزاری به دشمنان، فراموش کنیم یا دست کم بگیریم.
اگر درگذشته های دور و دررویدادهای تاریخی و ادبیات اساطیری، اسب تروا، نماد نفوذ دشمن بوده است و در دوران معاصر نیز، جاسوسان حرفهای، اجرای آن را بر عهده گرفته اند؛ اما اکنون که در قرن بیست و یکم به سر می بریم، هر چند شیوه های پیشین هنوز هم کموبیش کاربرد دارند و منسوخ نشده اند، اما اشکال نفوذ دشمنان به محدوده و حریم امنیتی رقبا و مخالفان، بسیار متنوع و گسترده تراز سابق شده است.
امروزه ، هر چند ابزارآلات جاسوسی قدیمی مانند میکروفون های کوچک و دوربینهای مخفی هنوز هم کم و بیش کاربرد فیزیکی دارند، اما وسایل مجهز و فوق پیشرفته الکتریکی و الکترونیکی و نرم افزاری، کار را برای قدرت طلبان توسعه طلب، چنان آسان و ممکن ساخته است که علاوه بر افراد نفوذی و جاسوسان حرفهای و ستون پنجم خود، بسیاری دیگراز مردم عادی را هم ، در قالب دو طیف مختلف به خدمت گرفته اند :
اول کسانی که به صورت غیر مستقیم وغالبا از روی جهل و نا آگاهی و بدون اینکه خود بدانند به همراهی دشمن می پردازند و دوم آنان که بنا به دلایل گوناگون از جمله ماهیت پلید وطن فروشی و خوش خدمتی به بیگانگان و یا کسب مال و موقعیت و ضدیت با ارزش های دینی و ملی ، خود را مامور و موظف به این بدترین نوع خیانت می دانند و اگر نه همه آنان، اما غالبا به نوعی در رسانه ها و تشکیلات به ظاهر فرهنگی فعالیت دارند.
با این مقدمه، اینک یک ناظر دقیق، آگاه و منصف، به راحتی درمییابد که باند های متشکل ضد انقلابی، چگونه با رخنه و فعالیت در بخش وسیعی ازمطبوعات و شبکه های اینترنتی و ماهواره ای، با تکرار زیاد مطالبی خاص و بمباران لاینقطع خبری میتوانند با انتشار اخبار راست و دروغ و افزودن تحلیل و تفسیر هدفمند بر آنها، همچون قطعات یک جورچین، در نهایت شکل مطلوب و مورد نظر دشمنان را فراهم آورند و در این رهگذر، ضمن خیانت به مردم و کشورشان، از یک طرف تلاش بیپیرایه و خدمت صادقانه دیگر افراد سالم در رسانهها را خنثی و از طرف دیگر به زعم خودشان، در مهندسی افکار عمومی و هدایت جامعه به سود خویش و منافع دشمن اقدام کنند.
از آن جا که دامنه بحث، در زمینه نفوذ رسانه ای بسیار گسترده و وسیع است و انواع وسایل قدیم و جدید ارتباط جمعی را در بر می گیرد ، به ناچار در این مجال کوتاه، تنها می توان فهرست وار به مشخصههایی از نوع مطبوعاتی آن اشاره کرد و البته این را هم در نظر گرفت که این فهرست، با توجه به فراوانی شیوههای نفوذ رسانهای ، تنها نمونه هایی اندک ازآن فهرست بلند بالایی است که در عمل وجود دارد.
جلوه های نفوذ در مطبوعات
القاء شبهه بر مبنای درج اخبار پراکنده واطلاعات ناقص همراه با تنظیم دو پهلو و ابهام آمیز مطلب، به طوری که همواره در ذهن خواننده، پرسشهای بی پاسخی شکل بگیرد و به پاسخ قطعی یا نزدیک به قطعی آن ها نرسد و انباشت این سوالات بی جواب در دراز مدت، او را نسبت به نظام و به تبع آن اسلام مایوس و بدبین سازد و همیشه احساس کند که گویا کاسهای زیر نیم کاسه عموم دست اندرکاران نظام هست و حقایق چیز دیگری است غیر از آن چه که میبیند و میشنود و البته این، تنها یک سوی قضیه است و سوی دیگر آن، تبلیغات گسترده مستقیم و غیر مستقیمی است که میخواهد غرب و غربیان را مظهر آزادی بیان و نماد دموکراسی معرفی کند تا خواننده سرگردانی که به هر شکل و عنوان میخواهد از طریق مطالعه مطبوعات، به اطلاعات درست و تحلیل های متقنی دست یابد، نهایتا مرغ همسایه را غاز بینگارد و ناخودآگاه ذهن و ضمیرش، متمایل به غرب و ستایشگر آن شود، چرا که این جا سانسور است و آن جا آزادی محض، این جا یک دست سیاه است و آن جا یک سره سفید. در چنین فضایی که ( گروهی از) دست اندرکاران مطبوعاتی آن، حالا یا بنا به علقههای روحی و پیوند های ذهنی و گرایشهای فکری و اشتراک منافع به بیگانگان خدمت میکنند و یا عامل موظف اجرایی برای پیاده کردن مو به موی دستورات و رهنمودهای آنان هستند، چه چیزی بهتر از این که عوامل نفوذ فرهنگی، با یک تیر دو نشان بزنند، هم خود را اهل دانش و فرهنگ جا بزنند و هم اذهان عمومی را در جهت منافع شخصی خود، مسموم و گروههایی را با خویش همفکر و همراه سازند ..... ( ادامه دارد )