از فرهنگ جهانی تا جهانی سازی فرهنگ
حاجی حسن پور
مقدمه:
از جمله موضوعاتی که امروزه بر حیات بشری سایه افکنده و همچنان در حال پیش روی است موضوع جهانی سازی می باشد.جهانی سازی(Globalization) که شاید بتوان زیر بنای اندیشه ای آن را دیدگاه مک لوهان در دهه 60 میلادی دانست(که دنیا را به دهکده جهانی تشبیه کرده بود) امروزه در جنبه های مختلف سیاسی،اقتصادی و فرهنگی مطرح است.هر چند این امر در ابتدای نظر،خوب و مثبت جلوه می نماید ولی با توجه به کم و کیف تحولات دنیای کنونی،شاید نتوان آن را چنین ارزیابی نمود.
فرهنگ که در تمام جوامع ابتدایی و مدرن(از گذشته تا کنون)،امری لازم و وابسته به حیات انسانی بوده است دارای انواع و طبقات مختلفی است که می توان آن را بطور عمده به خرده فرهنگ و فرهنگ برتر؛،فرهنگ شرقی و فرهنگ غربی و یا فرهنگ دینی و غیر دینی تقسیم نمود.به هر صورت جایگاه و اهمیت حضور فرهنگ در میان جوامع انسانی غیر قابل انکار بوده و اساسا نمی توان انسانی را جدای از فرهنگ تصور نمود.لذا است که این عرصه از عرصههای مهم هدف،در موضوع جهانی سازی می باشد.
مفهوم جهانی سازی فرهنگ:
هر چند کاربرد اصطلاح جهانی سازی به سال1960 میلادی برمی گردد ولی تعریف دقیقی از آن وجود ندارد لذا یکی از راه های بازشناسی معنایی برخی از اصطلاحات،بیان خصوصیات و نشانه های آن می باشد که ما در این بخش،جهانی سازی را با نشانه های آن تعریف خواهیم کرد که این نشانه ها چنین اند:
1:تنوع فرهنگی در عین ظهور فرهنگ مشترک جهانی
یکی از نشانه های جهانی سازی این است که علیرغم این که به ظاهر شاهد حضور و تراکم فرهنگ های مختلف و متنوع در دنیا هستیم اما یکی از آنها در راس قرار دارد که همه آنان را هدایت و رهبری می نماید.به عبارت دیگر در عین تنوع فرهنگی موجود در دنیا،تنها یک فرهنگ است که از آن به عنوان فرهنگ مشترک جهانی یاد می شود و مورد توجه قرار می گیرد.مثل این که امروزه چنین توهمی نسبت به فرهنگ غرب به وجود آمده است.
2:گسترش فرهنگ غربی
از دیگر نشانه های جهانی سازی در عرصه فرهنگ این است که تمام تلاش در این جهت بر توسعه و گسترش فرهنگ غربی استوار گردیده و همه امکانات در این راستا بسیج می شوند.موضوع تهاجم فرهنگی غرب را در عصر کنونی می توان مصداقی بارز بر این مدعا دانست که در میان جوامع مختلف دنیا در حال تاخت و تاز نامبارک است و آنان را از هویت فرهنگی خویش تهی می سازد.
3: ناسرزمینی شدن تولیدات فرهنگی
موضوع ناسرزمینی شدن تولیدات فرهنگی و یا به عبارتی درنوردیده شدن مرزهای فرهنگی میان ملت ها،از دیگر ویژگی های جهانی سازی است . اگر امروز در دنیا شاهد روز افزایی تولیدات فرهنگی هستیم،سعی بر این است که برخی از فرهنگ ها بر دیگر ملت ها تحمیل شوند که چه بسا ممکن است برخی از مسولین فرهنگی،دانسته یا ندانسته و یا خواسته و ناخواسته بر این امر دامن زده و فرهنگ جوامع خویش را گرفتار مشکلات تازه فرهنگی بنمایند.به عنوان مثال برخی از سریال های خارجی کمونیستی و امپراتوری،چنین رسالتی بر عهده دارند.
4:گسترش کمی و کیفی ارتباطات و رسانههای جمعی
عصر کنونی عصر رسانه های دیجیتال است و در آن اطلاعات به راحتی مبادله می شود و ارتباطات به آسانی صورت می پذیرد . به طور کمی و کیفی،این موضوع در حال گسترش فزاینده و غیر قابل تصور است که این خود موجبات جهانی سازی فرهنگ را فراهم می آورد . چرا که سرفصل تمام این رسانه ها،فرهنگ ملت ها است و در این ارتباط به روش های مختلف و گونه های متفاوت،فعالیت می شود. و از آن جهت که مردم به راحتی با رسانه های جمعی در ارتباط هستند؛ امر جهانی سازی به سهولت اتفاق می افتد.
انواع نگاه ها به پیامدهای
جهانی سازی فرهنگ:
از آنجا که موضوع جهانی سازی جاری در دنیا بر پایه برخی مسائل نامطلوب و غیر انسانی استوار شده است ؛ از این رو این نوع جهانی سازی،پیامدها و آثار منفی و ناگواری به همراه دارد که در چند نگاه بیان می گردد:
1:یکسان سازی یا امپریالیسم فرهنگی
بر اساس این نگاه،جهانی شدن فرهنگ،موجب سیطره و سلطه ارزش های فرهنگی غرب بر سایر مناطق جهان خواهد شد.در این جا جهانی شدن با « اروپایی شدن»،«غربی شدن» و « آمریکایی شدن» مترادف و هم معنا است.بر اساس این رویکرد،حرکت ایده ها و کالاها از غرب به سوی دیگر نقاط دنیا صورت گرفته و همچون سونامی(sunami)،نقش تخریبی در فرهنگ ها دارد.به عبارتی دیگر،این نگاه به این نکته توجه دارد که جهانی سازی در تلاش است تا تمام فرهنگ را در یک فرهنگ خلاصه و همه جوامع را در ذیل آن تعریف و هویت بخشی کند.
2:چند گانگی یا تنوع فرهنگی
بر اساس این رویکرد،جهانی شدن نه تنها به غلبه یک فرهنگ بر دیگر فرهنگ ها نمیانجامد بلکه این فرصت و امکان را فراهم می آورد تا دیگر فرهنگ ها نیز بتوانند داشته های خود را عرضه نمایند.این نگاه بر این اعتقاد است که جهانی شدن،جریانی یک سویه نیست که فرهنگ غرب را به سمت سایر نقاط دنیا گسترش دهد و مسلط سازد بلکه جریانی چند جانبه است که از سوی بخش های دیگر جهان به سمت غرب نیز در جریان است.
3:تلفیق فرهنگی
این نگاه بر این باور است که فرهنگ جهانی،پیرامون الگوهای غربی یا آمریکایی معیار بندی شده و مورد سنجه واقع می گردد.این دیدگاه به وجود فرهنگ جهانی مغایر و متشکل از برخی عناصر فرهنگ های مختلف اعتقاد دارد و آن را لزوما دو سویه می شمرد و آن را به معنای حرکت ارزش های غربی به دیگر مناطق جهان نمی پندارد.*
نگاه صحیح به جهانی سازی فرهنگ:
از بررسی دیدگاه های فوق می توان به این نتیجه رسید که باید توجه نمود کدام فرهنگ و با چه اهدافی درپی جهانی سازی فرهنگ می باشد تا بتوان گفت موضوع جهانی سازی،مثبت و یا منفی است.از این رو در دنیای کنونی اگر جهانی سازی از سوی فرهنگ غرب صورت پذیرد بی تردید باید آن را غارتی آشکار و ظلمی بزرگ دانست چرا این فرهنگ،تنها به داشته های خویش توجه نموده و در تلاش برای نابودی دیگر فرهنگ ها می باشد.اما اگر جهانی سازی از سوی فرهنگ انسانی اسلام صورت گیرد باید آن را مفید و عامل نیک بختی بشریت دانست چرا که اسلام نه تنها درپی نابودی دیگر فرهنگ ها نبوده بلکه همواره در تلاش برای توجه دادن انسان ها به فطرت خدادی و توحیدی آنان بوده و ارزش های انسانی را بر جوامع مختلف عرضه کرده است تا آنان خود به انتخاب فرهنگ برتر و بهتر اقدام نمایند نه این که خود را بر آنان تحمیل نماید.این موضوع را بخوبی می توان در صدر اول اسلام مشاهده کرد که هیچ گاه اسلام خود را با زور و جبر بر دیگران تحمیل ننموده بلکه تنها راه توحید را به آنان نشان داده و افراد خود بخوبی فرهنگ اسلام را برمی گزیدند.
پی نوشت:
*:مبانی سیاستگذاری و برنامه ریزی فرهنگی،سید رضا صالحی و امیر عظیمی دولت آبادی،ص 167-172