آقا سلام! ماه محرم شروع شد(چشم به راه سپیده)
نیت گریه
آقا سلام ماه محرم شروع شد
باز این چه شورش است و چه ماتم شروع شد
آقا سلام تحفه اشکی به من دهید
ماه گدایی من و چشمم شروع شد
یادم نرفته است نگاه شما به ما
از گریههای ماه محرم شروع شد
قد قامتالحسین که تشنه شهید شد
شد قامتالعزا غم عالم شروع شد
ده روز اعتکاف دو چشمم برایتان
در روضه مثل مسجد اعظم شروع شد
هاجر به پای روضه اصغر نشسته است
تا این که جوشش زمزم شروع شد
آقا سلام نیت گریه نمودهام
شیرینترین عبادت ما هم شروع شد
رحمان نوازنی
***
لباس ماتم
صدای گریهتان پیر کرده عالم را
بیا که با تو بپوشم لباس ماتم را
هزار شکر نمودم که باز میبینم
کتیبههای عزا؛ مشکی محرم را
برای عمه خود تا که روضه میخوانی
به گریه شعلهزنی دودمان آدم را
دخیل بستهام امسال قبل جان دادن
ببینم اشک تو را روضه مجسم را
به نور خویش عزاداری مرا پر کن
به سایهات بپذیر از گدات این کم را
مرا شبیه شهیدان شهید عشقت کن
به بال شوق و بصیرت بگیر دستم را
بیا؛ به رفیقان رفتهام سوگند
که با تو زار بگریم تمام این غم را
علی ناظمی
***
بال تازه بیاور
دلتنگی غروب همه جمعههای من
کی میرسد به صحن حضورت صدای من
دیگر دلم برای شما پر نمیزند
برگرد و بال تازه بیاور برای من
غیر از ضرر برای تو چیزی نداشتم
حتی نیامده است به کارت دعای من
اشکت اگر به نامه اعمال من نبود
بخشش نبود شامل یا ربنای من
یک روز محض خاطر این چند قطره اشک
وا میشود به خیمه سبز تو پای من
با تو هوای ماه عزا چیز دیگریست
ای بانی محرم و صاحب عزای من
امشب میان سینهزدنها و اشکها
مهری بزن به نام کرب و بلای من
محمد بیابانی
***
اگر این روضهها نبود...
جایی نداشتیم اگر این روضهها نبود
عشقی نبود اگر غم کرب و بلا نبود
از دستمال اشک تو خونابه میچکد
آقا مگر به زخم دو چشمت دوا نبود؟
من را کسی به قدر دو گندم نمیخرید
این چشم اگر به خیمهتان آشنا نبود
بر ما ز آبروی خودت خرج کردهای
ای وای اگر که لطف نگاه شما نبود
از ما مگیر یک نفس این یا حسین را
آقا حسین گفتن ما دست ما نبود
ما با لباس نوکریاش زنده ماندهایم
عمری نبود اگر غم ارباب ما نبود
***
ای آشنا بیا
ای داغدار اصلی این روضهها بیا
صاحب عزای ماتم کرب و بلا بیا
تنها امید خلق جهان یابن فاطمه
ای منتهای آرزوی اولیاء بیا
بالا گرفتهایم برایت دو دست را
ای مرد مستجاب قنوت و دعا بیا
فهمیدهایم با همه دنیا غریبهای
دیگر به جان مادرت ای آشنا بیا
از هیچکس به جز تو نداریم انتظار
بر دستهای توست فقط چشم ما بیا
هفته به هفته میگذرد با خیال تو
پس لااقل به حرمت خون خدا بیا
بیش از هزار سال تو خون گریه کردهای
ای خون جگر ز قامت زینب بیا، بیا
عرض ارادت کم ما را قبول کن
امسال هم محرم ما را قبول کن
***
حسرت حرم
اگر چه چشم تری زیر آن قدم داریم
دوباره مثل دو چشمت هوای غم داریم
نگاه فاطمه ما را رعیتت کرده
هزار شکر که ما نسبتی به هم داریم
دوباره مادرتان چای روضه را دم کرد
دوباره بین حسینیه و تو دم داریم
دوباره وقت زمین خوردن تو آمده است
دوباره یک دهه غمهای پشت هم داریم
تو بوی کرب و بلا میدهی... بیا بنشین
تو شال خاکی و ما حسرت حرم داریم
از آن زبان مقدس از آن لبان کبود
امید گفتن یک بار نوکرم داریم
برای آن که بسوزیم شعله میخواهیم
برای آن که بمیریم گریه کم داریم
بیا به خاطر امالبنین بده اذنی
که کشتهگان شب روضه علمداریم