کد خبر: ۸۷۲۸۲
تاریخ انتشار : ۱۴ مهر ۱۳۹۵ - ۲۱:۲۴
باراک اوباما برای خاورمیانه همان جرج بوش بود

جمهوری خواه و دموکرات دو روی یک سکه




 دومین دوره ریاست جمهوری باراک اوباما در آمریکا رو به پایان و رقابت‌های انتخاباتی میان هیلاری کلینتون از حزب دموکرات و دونالد ترامپ از حزب جهوری‌خواه در جریان است. اوباما با شعار تغییر توانست نظر افکار عمومی در آمریکا را به خود جلب کند و با شکست دادن رقبای خود در دو دوره ریاست جمهوری به کاخ‌سفید گام نهد. وی در حوزه سیاست خارجی هم رویکرد دیپلماسی و مذاکره و تعامل با دشمنان را مطرح کرد.
پیش از اوباما، جرج بوش در دو دوره متوالی ریاست کاخ سفید را به عهده داشت و در دوره وی بود که به بهانه حملات تروریستی به برج‌های دوقلو در نیویورک، در سال 2001 به افغانستان و دو سال بعد به عراق لشکر‌کشی شد. دو جنگی که پیامدهایی بر جامعه جهانی وارد کرد و تبعات منفی سیاسی و اقتصادی در داخل آمریکا به جا گذاشت. همین پیامدها بود که باعث شد اوباما بتواند با شعار تغییر، آرای مردم را به خود جلب کند .
برای بسیای از کارشناسان این سؤال مطرح بود که در دوره اوباما آیا استراتژی آمریکا در حوزه سیاست خارجی تغییر کرد یا این تغییرات صرفا محدود به تاکتیک‌ها بود؟ اکنون اوباما در هفته‌های پایانی دومین دوره حضورش در کاخ سفید سر می‌برد و با بررسی عملکرد وی در حوزه سیاست خارجی به ویژه در خاورمیانه می‌توان به این سؤال پاسخ داد.
پاسخ به این سؤال از این جهت اهمیت دارد که بسیاری از سیاستمداران راهیابی اوباما به کاخ‌سفید را فرصتی برای حل مسایل منطقه‌ای از جمله مسئله فلسطین، دموکراتیزه شدن کشورهای عربی، حل مسایل ایران آمریکا و... می‌دانستند، اما اکنون در هفته‌های پایانی دوره اوباما، نه تنها هیچ یک از این چالش‌ها حل نشده، بلکه خاورمیانه دستخوش جنگ‌ها و درگیری‌هایی شده که به طور مستقیم وغیرمستقیم دولت آمریکا در آنها دخالت داشته است. با این تفاوت که این بار آمریکایی‌ها به جای لشکرکشی بر اساس راهبرد معروف هرج ‌و ‌مرج سازنده سعی کردند ازطریق ایجاد بی‌ثباتی هدایت شده با ابزارهای رسانه‌ای و به‌کارگیری بازیگران مختلف داخلی و خارجی طرح‌های خودرا در منطقه پیگیری کنند.
این موضوع از این جهت اهمیت داشت که برای دومین بار ابهت رژیم صهیونیستی در جنگ با حزب الله لبنان در سال 2006 شکسته شد و بر اساس گزارش 18 نوامبر 2006 مرکز تحقیقاتی گلوبال ریسرچ طرح خاورمیانه جدید رایس- اولمرت با عنوان هرج و مرج سازنده برای ترسیم دوباره خاورمیانه مطرح شد.
در روزهای اوج حمله تل‌آویو به جنوب لبنان، ایهود اولمرت نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی و کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا رسانه‌های جهان را از این موضوع آگاه کردند که اجرای پروژه خاورمیانه جدید از لبنان آغاز شده است.
بر اساس این گزارش؛ «اعلامیه مشترک رایس و اولمرت درباره شکل‌گیری خاورمیانه جدید در حقیقت تاکید بر «نقشه راه نظامی» آمریکایی- صهیونیستی برای خاورمیانه بود. این پروژه که از سال‌ها پیش در حال طراحی بوده شامل ایجاد ناآرامی، شورش و خشونت در خاورمیانه می‌شود. در آن مقطع بسیاری از تحلیلگران از کنار این طرح به سادگی گذشتند در حالی که به نظر می‌رسد جای آن داشت که با شناسایی ابعاد این طرح، از پیامدهای آن بر خاورمیانه جلوگیری می‌شد در هر حال دو سال بعد اوباما به کاخ سفید پای گذاشت و دو سال پس از به قدرت رسیدن اوباما وقایعی در خاورمیانه و شمال آفریقا با عناوین مختلف بهار عربی و... به وقوع پیوست اما این وقایع در سوریه برخلاف قیام‌های مردمی در یمن و بحرین با تمرکز ویژه آمریکا و متحدان غربی و منطقه‌ای‌اش وارد فاز مسلحانه و خونباری شد که با توجه به حضور این کشور در محور مقاومت روشن شد که آنچه در این کشور در حال ظهور و بروز است چیزی جز همان طرح هرج و مرج هدایت شده نیست که از سوی دولت اوباما اجرامی شود.
در این راهبرد آمریکا با استفاده از بازوهای منطقه‌ای خود جنگ سوریه را طایفه‌ای و مذهبی معرفی و بخش زیادی از افراطیون را از سراسر جهان وارد سوریه کردند. این رویکرد از دو جنبه مهم بود؛ اول اینکه هم کشورهای غربی و هم متحدان منطقه‌ای آمریکا نظیر عربستان سعودی، قطر، اردن از لوث وجود افراطیون که گاهی مشکلاتی را برای آنها رقم می‌زدند خالی شده و از سوی دیگر در جنگ بین سلفی‌های تندرو و القاعده با حکومت سوریه، هر دو طرف ضعیف می‌شوند که این نیز به سود آمریکاست.
اکنون روشن شده که عناصر کلیدی گروه‌های تروریستی در سوریه تحت مراقبت و حمایت سازمان‌های اطلاعاتی کشورهای ترکیه، عربستان، قطر و اردن هستند و از طریق همین سازمان‌ها به پول، تجهیزات و مهمات آمریکایی دسترسی می‌یابند. همان استراتژی هرج و مرج سازنده یا مدیریت شده که تحت مراقبت و کنترل آمریکا و متحدان منطقه‌ای‌اش دنبال می‌شود.
در این ارتباط می‌توان به اظهارات حسین امیرعبداللهیان دستیار ویژه رئیس‌ مجلس در امور بین‌الملل اشاره کرد که اخیرا در‌باره جزئیات سفر سه سال پیش بندر بن سلطان رئیس‌وقت سرویس امنیتی عربستان به روسیه گفت که بن سلطان در این سفر به ولادیمیر پوتین رئیس‌جمهور روسیه صراحتاً اعلام کرده بود که برای سرنگونی اسد همه گروه‌های مسلح جهان را در سوریه جمع کرده‌ایم و هدف ما این است که با فعالیت این گروه‌های مسلح در سوریه، اسد سقوط کند.
به گفته امیرعبداللهیان، بن سلطان در پاسخ به طرف روسی که پرسیده بود می‌دانید که گروه‌های مسلح پس از سقوط دمشق به ریاض خواهند آمد گفته بود بلی این را می‌دانیم ولی بلافاصله پس از سقوط اسد، همه گروه‌های مسلح را در سوریه بمباران و نابود می‌کنیم.
با تشریح این شرایط اکنون درک‌کردنی است که چرا دولت اوباما از شکست گروه‌های تروریستی در حلب نگران و اعلام کرده است که به گفت‌وگو با روسیه در‌باره بحران سوریه پایان می‌دهد. آیا این نگرانی ناشی از شکست طرح خاورمیانه جدید آمریکا از طریق هرج و مرج هدایت شده نیست؟
بررسی عملکرد دولت اوباما در لیبی، مصر، بحرین و یمن و دیگر کشورهای منطقه نیز در جای خود می‌تواند این موضوع را آشکارتر کند.به هر حال، آنچه که در برابر دیدگان مردم جهان یکبار دیگر اتفاق افتاد، این بود که دو حزب اصلی آمریکا در سیاست خارجی و راهبرد استکباری این کشور، هیچ تفاوتی با هم ندارند و کشورهای جهان نباید به واشنگتن اعتماد بکنند.
منبع: خبرگزاری صدا و سیما