اتفاقات عجیبی که در کمیته ملی المپیک رقم خورده است
حل مشکلات داخلی با چوب تعلیق ورزش؟!
در نامهای که مسئول ارتباط با نهادهای IOC به کمیته ملی المپیک ایران و فدراسیونهای جهانی ارسال کرده، بررسی تایید اساسنامه فدراسیونهای ورزشی ایران مورد درخواست قرار گرفته شده است، این درحالی است که دستور تفسیری کیومرث هاشمی با استناد به این نامه به فدراسیونهای ایران، توقف انتخابات و الزام به اصلاح اساسنامه فدراسیونها بوده است.
«جروم پویوی» یکی از اعضای کمیته بینالمللی المپیک در نامهای که برای کمیته ملی المپیک ایران ارسال کرده به موضوعاتی اشاره کرده که کاملا با آنچه در نامه دستوری رئیس کمیته ملی المپیک به فدراسیونها ارسال شده تناقض دارد.
اینکه چرا چنین برخوردی با این نامه شده و چرا چنین دستوری به بهانه این نامه داده شده جای بحث دارد که به موقع به آن خواهیم پرداخت اما مهمترین نکتهای که در اتفاقات اخیر قابل طرح است، این است که علیرغم تاکید IOC در این نامه بر اینکه این موضوع از بعد المپیک لندن مورد بحث دو نهاد کمیته ملی المپیک ایران و کمیته بینالمللی المپیک بوده، چرا اکنون و به یکباره آن هم به این شکل موضوع مطرح و از آن با حربه ورود نهادهای بینالمللی و تعلیق ورزش ایران بهره برده میشود. موضوعی که به دلیل حساسیت و تامین منافع ملی، لازم است به صورت جدی بهآن پرداخته شود.
متن نامه کمیته بینالمللی المپیک
روز گذشته خبرگزاری ایسنا نامه کمیته بینالمللی المپیک به کمیته ملی المپیک را منتشر کرد تا مشخص شود اتفاقات عجیبی در ورزش رقم خورده است. در نامه کمیته بینالمللی المپیک آمده است: «همان طور که مستحضرید پس از بازیهای المپیک لندن درخصوص وضعیت جنبش المپیک در ایران و حمایت از کمیته ملی المپیک و فدراسیونهای ملی از دخالتهای دولت (درخصوص تدوین اساسنامهای استاندارد که توسط دولت تدوین شده است برای تمام فدراسیونهای ملی و همچنین بازدیدهای اعضای دولت) مکاتباتی را با هم داشتیم.
در آن زمان تصمیم بر آن شد تا فدراسیونهای ملی اساسنامه خود را برای تایید به فدراسیونهای بینالمللی خود ارسال کنند تا اطمینان درخصوص رعایت قوانین و مقررات جنبش المپیک (علیالخصوص اصل استقلال) و همچنین مواردی که برای فدراسیون بینالمللی مهم است حاصل شود. مطلع هستیم که این پروسه از طرف یک سری از فدراسیونهای بینالمللی انجام شده است و در برخی موارد هم به تاخیر افتاده است. به نظر میرسد مسائل و موارد مشابه دخالت با توجه به نزدیک شدن انتخابات فدراسیونهای ملی پس از المپیک اتفاق بیفتد. بسیار خرسند میشویم اگر بتوانید موارد را در صورت انجام نشدن پروسه مطرح شده به دقت بررسی شود و اگر این بازنگری در اساسنامه فدراسیون ملی اتفاق نیفتاده بود، از برگزاری انتخابات جلوگیری کنید تا اساسنامه تایید شود.
کاملا مطمئن شوید که اعضای فدراسیون ملی شما از طرف دولت تعیین نمیگردد و در مجمع عمومی هر فدراسیون و طبق اساسنامه خودشان، نیازمندیهای فدراسیون ملی و جنبش المپیک تعیین میگردند.
بررسی بند به بند نامه کمیته بینالمللی المپیک
1- پاراگراف اول نامه نشان میدهد که کمیته بینالمللی المپیک از المپیک لندن، یعنی چهار سال پیش در مورد بحث تایید اساسنامه فدراسیونهای ایران و جلوگیری از دخالت احتمالی دولت مکاتباتی را با کمیته المپیک ایران داشته، بنابراین اگر مشکلی در اساسنامه فدراسیونها وجود داشته، چرا در این 4 سال از سوی کمیته ملی المپیک عنوان نشده است؟به ویژه اینکه تقریبا تمام فدراسیونها حداقل یکبار انتخابات آنها در این چهار سال برگزار شده است. بنابراین با استناد به نامه کیومرث هاشمی به فدراسیونها، باید تمام انتخاباتی که در طول این 4 سال برگزار شده و به ظن کمیته ملی المپیک با اساسنامه غیر معتبر کنونی بوده، فاقد اعتبار باشد. نکته دیگر اینکه چرا در بیش از 50 انتخاباتی که در این 4 سال برگزار شده، چنین موضوعاتی علیرغم دغدغههای مدام و 4 ساله آقای هاشمی مطرح نبوده و اکنون چنین بحثی جدی گرفته شده است؟ در این نامه اشاره شده که IOC در طول این چهار سال مکاتبات زیادی را در این خصوص با کمیته ملی المپیک ایران داشته است و به نظر میرسد نامه اخیر این نهاد بینالمللی به موضوع تازهای اشاره نکرده است که کمیته ملی المپیک ایران اکنون به عنوان یک دستور خواستار اجرایش شده است. آیا طرح این موضوعات در این مقطع اهداف خاصی را میتواند دنبال کند؟ نکته مهمتر اینکه در بحث مربوط به دخالتهای دولت، این سؤال مطرح است که کمیته بینالمللی المپیک از چه طریقی متوجه دخالت احتمالی دولت در امور فدراسیونهای ایران شده است؟ مگر نه اینکه IOC فقط با کمیته ملی المپیک هر کشور در ارتباط است و تنها صدا و مکاتبات آنها را قبول دارد و میپذیرد.
2- پاراگراف دوم نشان میدهد در همان چهار سال پیش بر اساس توافق دو طرف (کمیته ملی المپیک ایران و IOC) قرار بود که فدراسیونهای ملی اساسنامه خود را به فدراسیونهای جهانی خود جهت تایید ارسال کنند، بنابراین کمیته ملی المپیک ایران حدود چهار سال فرصت داشته است تا این موضوع مهم را پیگیری کند. با توجه به اینکه اکنون مسئولان کمیته ملی المپیک از هر گونه انتخابات جلوگیری میکنند، این طور به نظر میرسد که هیچ کدام از فدراسیونهای ایران اساسنامه خود را به تایید فدراسیون جهانی مربوطه نرساندهاند. یا اگر رساندهاند مطابق دستور اخیر کیومرث هاشمی، کمیته ملی المپیک بار دیگر و خارج از درخواست کمیته بینالمللی المپیک آنها را ملزم به تایید مجدد اساسنامهشان در فدراسیونهای جهانی کرده است. پرسش این است که چرا مسئولان نگران کمیته ملی المپیک در این چهار سال هیچ هشداری به فدراسیونهای ملی نداده بودند؟
3- در پاراگراف سوم ، IOC به کمیته ملی المپیک ایران هشدار داده که بررسی در مورد اساسنامه فدراسیونها داشته باشد و در صورت تایید نشدن آن، از انتخابات فدراسیون مربوطه جلوگیری کند و به هیچ عنوان این موضوع که انتخابات برگزار نشود را به صورت دستوری و خطاب به همه فدراسیونها عنوان نکرده است. در تمام قسمتهای این نامه عنوان شده که تمام بررسیها بر عهده خود مسئولان کمیته ملی المپیک ایران است و آنها هستند که درباره نقص اساسنامه فدراسیونها نظر میدهند.
آیا رئیس کمیته ملی المپیک نمیتوانست با اطمینان خاطر دادن به نهادهای بینالمللی از نفی هر گونه دخالت دولت در امور فدراسیونها، راهحل مشکلات داخلی را در داخل بیابد و برای توجیه مکاتبات IOC دستوراتی که مانع روند فعالیت فدراسیونهای ورزشی شود، را ابلاغ نکند؟
آیا رئیس کمیته ملی المپیک ایران نمیتواند پاسخی دقیق و رافع دغدغههای کمیته بینالمللی المپیک به نامه مطرح بدهد و بعد برای مشکلات داخلی دنبال راه حل ایرانی باشد؟
واقعا چرا با چوب تعلیق دنبال حل مشکلات کوچک داخلی و ملیمان هستیم؟ ورزش ایران اسلامی یک بار با تعلیق شدن چوب نظارتی نهادهای خارجی را خورده است. چه دلیلی دارد گرهای که به راحتی و با مدیریت درست در داخل کشور باز میشود را با دندان خارجیها باز کنیم؟