نگاهی به دغدغههای مقام معظم رهبری در سیاستهای کلی خانواده(بخش نخست)
اشتغال مناسب، ازدواج آسان اولویت یک جوان ایرانی
فریده شریفی
خانواده یکی از ارکان مهم جامعه است که نقش مهمی در تربیت انسانهای والا، فرهیخته و با فرهنگ دارد و تعالی یا تنزل یک جامعه دقیقاً بستگی به شرایط آموزشی و تربیتی در خانواده دارد. اما متأسفانه این روزها بسیاری از اعضای خانواده وقت کمتری برای باهم بودن دارند.
افزایش آمار طلاق، آسیبهای اجتماعی و... از جمله مشکلاتی است که موجب شد رهبر معظم انقلاب موضوع سیاستهای کلی نظام خانواده را مطرح کنند.
اینها همه زنگ خطری بود که رهبر معظم انقلاب اسلامی در 16 بند و در سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) به عنوان استحکام بنیان خانواده بر آن تأکید کردند که یکی از آنها ارتقای معیشت و اقتصاد خانوادهها با توانمندسازی آنان برای کاهش دغدغههای آینده درباره اشتغال، ازدواج و مسکن بود. درباره این سیاست ابلاغی گفتوگوهایی با برخی از کارشناسان مسائل اقتصادی و اجتماعی انجام دادیم که ماحصل آن گزارش پیشروی شماست.
مسئله اشتغال
موضوع اشتغال و دستیابی افراد به شغل موردنظر از اساسیترین نیازهای جامعه محسوب میشود. معضل بیکاری و دغدغه ایجاد اشتغال یکی از اصلیترین و مهمترین نگرانیهای موجود در میان خانوادهها به ویژه نسل جوان است.
رفع بیکاری و ایجاد اشتغال همچنین از جمله موضوعات مهم اقتصادی هر کشوری است و از دغدغههای اصلی سیاستگذاران و برنامهریزان کشور به حساب میآید. دکتر «کریم صالحی» عضو هیئت علمی دانشگاه در گفتوگو با گزارشگر کیهان درباره مشکل بیکاری در کشور میگوید: «متأسفانه امروزه یکی از دغدغههای اصلی کشور حل معضل بیکاری است که بر دلایل ساختاری از جمله، کمبود سرمایه، مهاجرت روستائیان، افزایش عرضه نیروی کار، افزایش فارغالتحصیلان دانشگاهی، نبود بازار کار کافی و... تکیه دارد و از پیامدهای تأسفبار آن احساس بیارزشی در فرد، فقر و تنگدستی، مشکلات خانوادگی بزهکاری، اعتیاد، عقبماندگی کشور از نظر اقتصادی و... است.»
وی اضافه میکند: «بررسی نرخ بیکاری در جوانان 15-29 ساله نشان میدهد که در حدود 25 درصد از جمعیت فعال بیکارند که این شاخص در بین زنان 42 درصد، مردان 20 درصد و در شهر نسبت به روستا 29 درصد بیشتر بوده است.»
به گفته این استاد دانشگاه هر چند این آمارها تقریبی است و در مقاطع زمانی، فصول مختلف و شرایط متفاوت تغییر میکند اما آنچه که مسلم است این است که مسئله بیکاری و عدم اشتغال امروزه یکی از بحرانهای موجود در اقتصاد کشور است که میتواند بر شاخصهای رشد و توسعه کشور به ویژه عدالت اجتماعی و امنیت ملی تأثیرات مخربی داشته باشد.»
پای درددل جوانان
«حامد عظیمی» دانشجوی رشته عمران درباره مشکل بیکاری و عدم اشتغال به گزارشگر ما میگوید: «نگرانیها و دغدغه اکثر جوانان در کشور ما مشترک است، همه آنها نیاز به شغل مناسب، توانایی استقلال یافتن و تشکیل زندگی را دارند و به دلیل اینکه نمیتوانند به راحتی استقلال مادی خود را تأمین کنند با مشکلات روحی فراوانی روبهرو میشوند». وی میافزاید: «جوانی که مشکل اشتغال نداشته باشد و مشغول کار و فعالیت باشد از انحرافات و فساد دوری میکند و همه وقت خود را صرف کسب درآمد میکند، به همین دلیل جامعه به سمت سلامتی و تعالی پیش میرود. بنابراین اقتصاد کشور باید یک اقتصاد قوی و کارآمد باشد و برای رفع بیکاری جوانان برنامهریزی کند تا بتواند از معضلات فرهنگی و اجتماعی که نتیجه مشکلات اقتصادی است جلوگیری کند.»
به گفته این دانشجو یکی از راههای پیشرفت کشور، سرمایهگذاری برروی نسل جوان است، چرا که جوانان به عنوان نیروی فعال و متحرک و پرتلاش میتوانند نقش مؤثری در سازندگی کشور داشته باشند.
امروزه نقش فعال جوانان کشور در عرصههای مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی و... به چشم میخورد و اگر مسیر فعالیت آنان از سوی برنامهریزان و سیاستگذاران به خوبی تعیین شود میتوانند آینده مملکت را به دست گیرند و کشور را به سوی تعالی و پیشرفت هدایت کنند.«نیوشا دارابی» کارشناس ارشد رشته زیستشناسی در اینباره میگوید: «به عقیده من بیکاری و نداشتن شغل مناسب، سخت شدن شرایط برای ازدواج و تشکیل زندگی مشترک، نداشتن مسکن و عدم استقلال مالی از جمله مهمترین مشکلات و دغدغههای هر جوانی است.»
وی تصریح میکند: «متأسفانه جوانان ما با آیندهای مبهم روبهرو هستند و نمیدانند که سرانجام کار و زندگی شخصیشان چه میشود؟ آیا پس ازفارغالتحصیلی میتوانند به شغل دلخواه خود دست یابند؟ آیا سرمایه مناسب برای ازدواج و داشتن یک زندگی ایدهآل را به دست میآورند؟! همین دغدغهها باعث میشود که در جوانان انگیزه لازم برای کار و فعالیت به وجود نیاید و تحرک، شادی و نشاط از این قشر جوان و تأثیرگذار گرفته شود.»
این دانشجو همچنین میگوید: «بسیاری از جوانان کشور رشتههایی مشابه رشته تحصیلی من دارند که نمیدانند آیا برای آنها شغلی در ارتباط با رشته تحصیلیشان وجود دارد و میتوانند در فعالیتهای مربوط به رشته خود شرکت کنند یا نه؟ به همین دلیل رسیدن به شغل مناسب را برای خود غیرممکن میدانند و زندگی ایدهآل و مناسب را دور و دست نیافتنی میبینند!»
یک پدر بازنشسته نیز درباره وضعیت اشتغال جوانان میگوید: «دو فرزند دارم که یکی کارشناس ارشد کشاورزی و دیگری کارشناس صنایع است اما متأسفانه هر دو در مشاغل غیرمرتبط با رشته تحصیلیشان مشغول به کار هستند و شغل دائمی و ثابت ندارند و هر آن امکان بیکاری آنان وجود دارد.»
وی اضافه میکند: «از قدیم گفتهاند جوهر هر مردی کار است و کار کردن عار نیست اما اگر قرار بود بچههای من درس بخوانند و در آخر به شغلهایی کاذب و موقت روی بیاورند که فقط امرار معاش کنند پس چرا درس خواندند و این همه وقت خودشان و سرمایه ما را هدر دادند؟»این پدر بازنشسته میگوید: «دولت و نهادها و ارگانهای ذیربط باید مسئله جوانان را در اولویت برنامهریزیهای خود قرار دهند چرا که جمعیت کشور یک جمعیت جوان است و باید همانطور که جوانان را تشویق به تحصیل و علمآموزی میکند به فکر آینده شغلی آنان هم باشد و برایشان کاری فراخور تحصیلاتشان فراهم نماید تا جوانان برای دوری از معضل بیکاری دست به شغلهای موقتی نزنند...»
ارزش کار از دیدگاه اسلام
هیچ جامعه بشری را نمیتوان یافت که کار و فعالیت در متن زندگی مردم آن وجود نداشته باشد. انسانی که معنای حیات را درک کند معنای کار را هم درک خواهد کرد چرا که سکون و سکوت به معنای رکود، سستی و مرگ است اما در هیچ مکتب و دیدگاهی همانند دین اسلام به کار و فعالیت انسانی ارزش داده نشده است.
کار و کوشش در جهت تأمین زندگی خانواده از دیدگاه اسلام عبادتی بزرگ و مساوی با جهاد در راه خدا شمرده شده تا جایی که امام صادق(ع) میفرماید: «کسی که برای تأمین مخارج خانوادهاش تلاش میکند همانند کسی است که در راه خداوند جهاد میکند.» امام باقر(ع) نیز میفرماید: «کسی که برای رضای خداوند و کمک به همسایگانش در طلب روزی حلال میکوشد در روز قیامت خداوند را در حالی ملاقات میکند که چهرهاش همانند ماه شب چهارده میدرخشد.»
«سهیل عتیقهزاده» کارشناس مسائل اجتماعی درباره ارزش کار از دیدگاه اسلام میگوید: «در اهمیت کار از دیدگاه اسلام میتوان به همین حدیث اکتفا کرد که پیامبر گرامی اسلام حضرت رسول اکرم(ص) در برابر چشم همگان خم شدند و بوسه بر دست کارگر زدند. همچنین رهبران دینی ما، ائمه و معصومین هر کدام در زندگی شریف و پربرکتشان کار کردند، آباد کردند، ساختند و با سازندگی خود الگویی برای همه مسلمانان شدند تا به ارزش کار پی ببرند.»
وی اضافه میکند: «اسلام دین کوشش، تلاش و فعالیت اقتصادی است و ارزش کار و کارگر در دیدگاه اسلام از هر مکتب مادی دیگر بیشتر است به همین دلیل اسلام با تنبلی، خمود و بیکاری مخالف است و کار و تلاش را مایه عزت و کرامت میداند.»
به گفته این کارشناس کار و تلاش علاوه بر اینکه نیاز مادی انسانها را تأمین میکند نیازهای عاطفی شخص را نیز برآورده میسازد چرا که انسان احساس مفید بودن و مثمر ثمر بودن میکند به خصوص کسانی که تأهل اختیار کرده و زندگی مشترک تشکیل دادهاند برای تأمین نیازهای زندگی خود و خانواده تلاش مضاعفی انجام میدهند که در نزد خداوند مقدس و مبارک و در ردیف جهاد و مبارزه در راه خداوند قرار داده شده است.
در روایتهای متعددی نسبت به این مسئله توصیه شده که انسانها باید تلاش کنند و کار و کوشش زن و مرد نمیشناسد و هر کدام باید به فراخور مسئولیت و تعهدی که دارند تلاش کنند تا جایی که در حدیثی آمده که «ملعون من القی کله علی الناس» هر کس بیکار گردد و سنگینی اقتصادی خود را بر دوش مردم بیندازد ملعون است و لعنت خدا شامل اوست.
این کارشناس اجتماعی همچنین خاطرنشان میکند: «یکی از شرایط اولیه و اساسی زندگی مشترک نیز مسئله اشتغال و کسب درآمد است چرا که اگر پسری به خواستگاری دختری برود و بخواهد با وی ازدواج کند باید درآمد و توان مالی مناسب برای تأمین هزینههای ازدواج و زندگی مشترک را داشته باشد. خرید حلقه ازدواج، هزینه محل برگزاری مراسم ازدواج، سفر ماهعسل، اجاره آپارتمان و... درسادهترین شرایط با هزینهای بالاتر از 20 میلیون تومان صورت میگیرد حالا اگر پسری بیکار باشد یا درآمد اندکی داشته باشد میتواند از عهده این هزینهها برآید؟ وی اضافه میکند: «هرچند افراط و تفریط در اسلام حرام است و اعتدال و میانهروی توصیه اکید و موکد دین اسلام است اما برگزاری یک ازدواج آبرومند و مناسب شأن خانواده دوطرف توقع همه جوانان است و ناکامی اقتصادی میتواند خدای ناکرده به ناکامی ازدواج بینجامد و مشکلات و مصائب زیادی به بار آورد.
این کارشناس اجتماعی خاطرنشان میکند: «تأخیر در ازدواج جوانان جایز نیست اما جوانان باید زمانی به این امر مقدس تشویق شوند که شرایط و زمینههای آن موجود باشد و مشکلات اقتصادی را از میان برداشته باشند.
خاطرهای نهچندان شیرین
مادری که از مراسم خواستگاری پسرش خاطره خوبی ندارد تجربه خود را در اختیار ما میگذارد و از رسانهها درخواست میکند با انجام کارهای فرهنگی و ارشادی به برخی خانوادهها یادآوری کنند که همهچیز پول نیست! همه زندگی مادیات نیست!
وی میگوید: «پسر بزرگم پس از آشنایی با دختری در دانشگاه خود به نزد ما آمد و به من و پدرش گفت که قصد ازدواج دارد، ما هم از این موضوع خوشحال شدیم و استقبال کردیم چرا که عقیده داریم جوانها هرچه زودتر ازدواج کنند بهتر است و خدای ناکرده به راه انحراف کشیده نخواهند شد.»این مادر محترم اضافه میکند: «با توجه به اینکه پسرم در مغازه پدرش کار میکند و اندوختهای هم برای ازدواج فرزندانمان کنار گذاشته بودیم به خواستگاری دختر رفتیم. البته پسرم قبلا رضایت همکلاسیاش را گرفته بود... وقتی به خانه دختر رفتیم با دنیایی از توقعات و انتظارات نابجا و خارج از عرف مواجه شدیم. اولین سؤال پدر دختر این بود که پسرت منزل شخصی دارد؟ خودروی شخصی دارد؟ درآمد ماهیانهاش چقدر است؟ مهریه دختر من سنگین است چون جهیزیه خوبی دارد و... در واقع ما به جلسه خواستگاری نرفته بودیم بلکه در یک معامله تجاری شرکت کرده بودیم و فقط صحبت از بده بستانهای مادی بود!»وی میگوید: «در این جلسه صحبتی درباره خواسته دختر و پسر، مسائل عاطفی، توافق دو طرف، علاقه به تشکیل زندگی مشترک و سطح علمی و فرهنگی طرفین نشد و فقط صحبت از میزان مهریه، جهیزیه، خانه و ماشین و... شد. مثل این بود که آنها پسر من و خصوصیات رفتاری او را نمیدیدند فقط جیب او و مادیات خانوادگی او را میدیدند و ما با دنیایی از غم و اندوه که در وجود پسرم شکل گرفته بود به خانه بازگشتیم...»