نتیجه افراط در سرزنش
آموزههای قرآن، برای نفس انسانی حالاتی بیان کرده که از جمله آنها حالت ملامتگری نفس یا لوامه بودن نفس است. ملامتگری به معنای سرزنش کردن، زمانی از سوی نفس انجام میگیرد که نفس انسانی بر فطرت خود باقی مانده باشد و وقتی افکار و اعمالی به او عرضه میشود، در مقام قضاوت ، به سنجش آن پرداخته و بر اساس معیارها و شاخصهای الهی درونی و فطری به ارزشی و ضد ارزشی بودن آن فکر و عمل رای میدهد. پس اگر آن را موافق معیارها دید تائید کرده و نشانههای سرور قلبی و ظاهری در دل و چهره شخص آشکار میشود و نوعی رضایتمندی و احساس سرور در وی پدید میآید، اما اگر آن را موافق شاخصهای فطری خود نیافت، به سرزنش و ملامت میپردازد که در اصطلاح امروزی از آن به وجدان بیدار یاد میکنند که بهترین داور است.
همین نفس سرزنشگر و وجدان بیدار و نفس لوامه است که مرتکب گناهان به ویژه مجرمان را چنان آزار میدهد تا برای رهایی از فشار سهمگین سرزنشهای نفس لوامه خود را آماده مجازات کنند؛ چنانکه دیده شده که قاتلی به سبب همین فشار به پلیس و دادگاه رفته و اقرار به جنایت میکند تا با مجازات، خویش را از فشار برهاند. خداوند به این حالت نفس انسانی سوگند خورده و میفرماید: و لا اقسم بالنفس اللوامه؛ سوگند به نفس سرزنشگر.(قیامت، آیه 2)
اما نفس لوامه گاه از سرزنش خود به سرزنش دیگران نیز روی میآورد. این عمل اگر در قالب امر به معروف و نهی از منکر و در حد متعادل و متعارف باشد، بسیار خوب و سازنده در امور اجتماعی و موجب گسترش هنجارها و حفظ و بقای ارزشها است؛ اما در بیشتر موارد از حالت تعادل خارج شده و به سرزنشگری افراطی تبدیل میشود و بدین ترتیب نه تنها رفتار و کنش مثبتی نخواهد بود، بلکه موجب آسیب جدی فردی و اجتماعی میشود؛ به این معنا که این رویه و کنش اجتماعی نه تنها برای شخص سرزنشگر مفید نیست بلکه در حوزه رفتار اجتماعی نیز موجب درگیری و افزایش تنشها و گسترش اختلافات میشود. از این رو زیاده روی در سرزنش نتیجه عکس میدهد. براین اساس امام علی(ع) میفرماید: «الافراط فی الملاته یشبّ نیران اللجاج؛ سرزنش بیش از حد آتش لجاجت را شعلهور میسازد.» (تحف العقول، ص84)