نقطه پایان بحران ناتو- روسیه کجاست؟(نگاه)
سبحان محقق
چرا آمریکا در برابر روسیه روز به روز نابردبارتر میشود؟ در خبرها آمده است که ناتو به صورت پیدا و پنهان در صدد جابهجایی و تقویت نیروها و پایگاههای خود در شرق اروپا است و هر روز خبرهای تازهتری از این موارد میرسد.
«ولادیمیر پوتین» رئیسجمهوری روسیه هم این روزها بیپردهتر از قبل با اروپاییها حرف میزند و همین هفته قبل بود که به آنها توصیه کرد روزهای خوش و آرام خود را با اقدامات نسنجیده برهم نزنند و در دیدار با همتای فنلاندی خود نیز به او هشدار داد به ناتو نپیوندد، در غیر این صورت انبوهی از نظامیان روس را در مرزهای مشترک خواهد دید.
این نیشتر زدنهای پیدرپی ناتو و واکنشهای روسیه به نظر میرسد که حالا حالاها ادامه دارد و احتمالا طی سالهای آینده شدیدتر هم میشود.
در سالهای گذشته همه تلاش مسکو روی این موضوع متمرکز شده بود که میان اروپا و آمریکا شکاف ایجاد کند، اما تاکنون این سیاست به نتیجه مطلوب نرسیده است. پوتین معمولا سعی میکند تفاوت منافع قاره سبز و آمریکا را به اروپاییها گوشزد کند و به آنها میگوید که نمیفهمد چرا اینقدر از کاخ سفید حرفشنوی دارند.
اتفاقا این حرفشنوی برای ناظران و کارشناسان هم یک معماست؛ آیا اروپا از آمریکا میترسد و یا آنها با هم منافع مشترک دارند؟ این سوالها ذهن خیلیها را به خود مشغول میکند و البته جوابهای حاضر و آمادهای هم وجود دارند، ولی قانعکننده نیستند.
در میان پاسخهای موجود، شاید این قانعکنندهتر باشد که اروپا از شکلگیری یک جهان دوقطبی مشابه دوران جنگ سرد واهمه دارد و نمیخواهد میان دو قدرت نقش واشر را داشته باشد. به همین خاطر، ترجیح میدهد تحت سیادت یک نظم تکقطبی انگلو- ساکسونی باشد.
اما، چیزی که در عمل جریان دارد، برای اروپاییها یک کابوس است؛ نه روسیه کوتاه میآید و نه آمریکا میتواند بدون دردسر، نسخه روسها را بپیچد.
در ماجرای تنش میان ناتو و روسیه، مشکل اینجاست که هیچ طرف تصور درستی از پایان ماجرا ندارد؛ اروپا نمیداند که روسیه در آینده باید چه شکلی باشد و تا چه درجه تنزل کند تا آمریکاییها راضی بشوند. آمریکاییها هم طی 25 سال اخیر نشان دادهاند که فقط از آزار روسها لذت میبرند و هرچند وقت یک بار، محرکی را وارد میکنند و میخواهند ببینند واکنش روسها چیست و پس از دریافت پاسخ، محرک تازهای وارد میکنند و این روند همچنان ادامه دارد.
البته، به نظر میرسد که واشنگتن در قبال مسکو یک هدف راهبردی اعلام نشده دارد؛ «تجزیه و خلع سلاح اتمی روسیه».
روسها در دهه 1990 دقیقا نمیدانستند با چه سازی باید برقصند و چه امتیازاتی باید بدهند تا دل غربیها را به دست آورند و در باشگاه غربی پذیرفته شوند. اکنون هم که شرایط فرق کرده و خصومت میان دوطرف شفافتر شده، همه چیز لااقل در ظاهر مبهم است؛ به غیر از پوتین، هیچ کس شفاف صحبت نمیکند. پوتین منافع اروپاییها را به آنها گوشزد میکند و میگوید که اگر کار به جاهای باریکی بکشد، روسیه با آنها چه میکند. پوتین میگوید، سرنخ اقتصاد و انرژی و امنیت اروپاییها در دستان روسهاست.
اما، اروپاییها به همراه آمریکا فقط تحریم میکنند و با تقویت ناتو در شرق، شاخ و شانه میکشند. ظاهرا، آنها فعلا بنا ندارند چیزی بگویند و یا واقعا چیزی ندارند که بگویند. شاید هم میخواهند که در وقت مناسب حرفشان را بزنند.
در هر حال، آمریکا و اروپاییها نسبت به روسیه نابردباری میکنند؛ نه روسیه قدرتمند را میپذیرند، نه به شرایط موجود رضایت میدهند و نه این کشور را به جمع خود راه میدهند. آنها فعلا بنا را بر این گذاشتهاند که در کشورهای اروپای شرقی عرض اندام کنند. اقدامی که از آن تحت عنوان «بازی با آتش» تعبیر میشود.