اخبار ویژه
تو بمیری «فیشهای نجومی» از آن تو بمیریها نیست!
روزنامه دانشگاه آزاد تصریح کرد ماجرای فیشهای نجومی با قاطبه مردم حتی حامیان دولت ارتباط برقرار کرده و نمیتوان طبق معمول با متهم کردن دولت سابق، موضوع را رفع و رجوع کرد.
فرهیختگان در یادداشت خود نوشت: ماجرای فیشهای حقوقی مدیران برخی سازمانهای دولتی و عمومی غیردولتی یا به لفظ ژورنالیستیاش «فیش کیت» میرود تا به جدیترین چالش پیش روی دولت روحانی در ماههای واپسین فعالیت دولت یازدهم بدل شود. اگرچه تحرکات مخالفان برای تخریب و تضعیف دولت و ایجاد فضای ناامیدی و یأس در بین مردم از توان و کارآمدی دولت، مطلب جدیدی نیست و از اولین روزهای فعالیت دولت جدید آغاز شده است اما این سوژه جدید با همه قبلیها مانند برجام، رکود اقتصادی، لغو کنسرتها و اجتماعات و انتقاد از ادبیات رئیسجمهوری در قبال مخالفان فرق دارد. مخالفان دولت این بار نقطهای را هدف گرفتهاند که میتواند حتی طرفداران دولت را هم در حمایتشان مردد کند و برای خود دولت نیز جای دفاع چندانی باقی نگذارد.
این روزنامه میافزاید: در پروندههای قبلی، دولت میتوانست با برجسته کردن نقاط قوت خود و انداختن برخی قصور و تقصیرها بر گردن دولت قبل خود را تبرئه کرده یا حتی از آن سوژه به نفع خود نیز بهرهبرداری کند. اما این بار دیگر بهانه چندانی در دست دولت نیست تا چالش جدید را به نحوی رفع و رجوع کند. حتی اگر به زعم برخی مدیران ارشد دولت، مجوزهای مربوط به این پرداختهای نجومی در دولت قبل صادر شده و مدیران دولت پیشین سردمدار دریافت این حقوقهای سنگین بودهاند، طرح این ادعا نیز چیزی از تقصیر دولت نزد افکار عمومی نخواهد کاست.
افکار عمومی کشور به شدت روی مسائلی از این دست که فاصله طبقاتی و اختلاف سطح دریافت و زندگی را این طور عریان به رخشان بکشد، حساس هستند و به آن واکنش نشان میدهند.
فرهیختگان نوشت: برای یک کارگر، کارمند، کارشناس، معلم و استاد دانشگاه، نظامی و... بسیار سنگین است که از حقوق اندک یا متوسط وی در مبدا مالیات کسر شود، بسیاری از مزایا و پاداش وی به خاطر محدودیتهای مالی دولت یا دستگاه مربوطه قطع یا محدود میشود، مرتب شعار اقتصاد مقاومتی و اصلاح سبک زندگی را از رسانههای مختلف بشنود و بعد ببیند همه این صرفهجوییها و مالیاتها تبدیل به حقوق 60-70 میلیونی فلان مدیر دولتی یا زیرمجموعه دولت در فلان سازمان، نهاد، صندوق و بانک بیمه شده است. برای افرادی که جمع دریافتیشان - تازه اگر همان عدد را هم به موقع دریافت کنند - به زحمت کفاف اداره زندگیشان را میدهد، هضم حقوقهای چند ده میلیونی بسیار دشوار است.
این روزنامه نوشت: به نظر میرسد بهترین راهکار در اختیار دولت برای برون رفت از این چالش، مسئلهیابی دقیق و البته سریع و پاسخ و گزارش صادقانه به مردم است. اگر مجوزهایی برای اینگونه پرداختهای غیرمتعارف در هر زمانی صادر شده یا شکافهای قانونی یا ضعف نظارت باعث بروز این مسئله شده است دولت باید این موارد را به همراه کلیه اقدامات و برخوردهایی که برای مقابله با این پدیده در همه سطوح خود انجام داده است برای مردم تشریح کند.
اگر رئیسجمهوری و هیئت دولت نتوانند تصمیم هوشمندانه و قاطعی در قبال این پروژه اتخاذ کنند وجهه و مقبولیت ایشان نزد افکار عمومی به شدت آسیب دیده و بهترین ابزار را به دست رقبای خود در انتخابات 96 خواهد داد.
آرمان: عارف دلخور است شاید نامزد انتخابات 96 شد
روزنامه آرمان میگوید عارف از برخی بیصداقتیها دلخور است و ممکن است به خاطر همین دلخوری، مقابل روحانی نامزد انتخابات 96 شود.
عارف نامزد انتخابات 92 بود که تحت فشار اصلاحطلبان -به خاطر آرای پایین در نظرسنجیها- مجبور به انصراف شد. او هر چند در انتخابات اخیر به مجلس رفت اما نتوانست برای ریاست رأی بیاورد و در حالی که تصور میکرد بالای 170 رأی دارد، حائز 103 رأی شد. جالب اینکه پزشکیان و مطهری توانستند برای نایب رئیسی بالای 130 و 150 رأی بیاورند.
روزنامه آرمان با اشاره به ماجرای مجلس از قول جلال جلالیزاده نوشت: کسی که نان اصلاحطلبی میخورد و برای شخص دیگر صلوات میفرستد یا فردی که با شعار اصلاحطلبی وارد مجلس میشود و پشت به موازین اصلاحطلبی میکند به اعتقاد بنده اصلاحطلب نیست، بلکه فرصتطلب است. اینگونه افراد از شعار اصلاحطلبی استفاده ابزاری در جهت رسیدن به مطالباتشان کردند که چنین عملکردی از نظر اصول اخلاق سیاسی نادرست است، چرا که شخص دارای هر فکر و عقیدهای که باشد باید صادقانه از موازین و اندیشه خود دفاع کند و پرچمدار فکر و اندیشه خود باشد. به هر صورت برخی افراد تحت لوای فراکسیون امید وارد مجلس شدند اما به محض ورود به مجلس تغییر جهت و مسیر دادند و رنگ عوض کردند.
آرمان همچنین در تحلیلی با طرح این احتمال که عارف در انتخابات ریاست جمهوری 96 نامزد میشود نوشت: «به نظر نمیرسید عدم ریاست بر کمیسیون آموزش به منزله پایان فعالیتهای سیاسی عارف باشد، بلکه شنیده شده است او پس از ناکامی برای جلوس بر کرسی ریاست مجلس حاضر به پذیرش رقابت برای کرسیهای دیگر ریاست نشد و به انتخابات سال 96 میاندیشد.
البته عارف این روزها از اصلاحطلبان دلگیر است که حق هم دارد، نخست از سال 92 که به سبب حمایت از روحانی مجبور به انصراف شد و سپس انتخابات ریاست مجلس که رقابت را به لاریجانی واگذار کرد و آن طور که انتظار داشت از سوی اعضای لیست امید حمایت نشد و در نهایت هم اصولگرایانی که در لیست امید بودند مسیر دیگری غیر از سایر اعضای این لیست انتخاب کردند. اکنون این احتمال در حال تقویت شدن است که عارف در انتخابات ریاست جمهوری سال 96 حضور پیدا کند.
این روزنامه ادامه میدهد: در این مسیر برخی که از مشکلات دولت روحانی که بیشتر در حوزه اقتصادی خودنمایی میکند آگاه هستند به عارف توصیه میکنند که تبلیغاتی از این ناحیه داشته باشد که همین موضوع هم برای او رأیآور است. البته برخی هم اینگونه بیان میکنند که عارف به تنهایی ظرفیت لازم برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری را ندارد و اگر کاندیدا شود برداشت عمومی چنین خواهد بود که او برای جلوس برکرسی ریاست جمهوری براساس تصمیم شخصی عمل میکند. او دلخور است و باید بزرگان سریعتر فکری برای این مسئله داشته باشند. حامیان عارف تصورشان این است که ایشان به حق خود نرسیده است، لذا باید درباره او تصمیم عقلانی اتخاذ شود.
همزمان روزنامه آفتاب یزد در تحلیلی قابل تأمل نوشت عارف «استراتژی سکوت و قناعت» را برگزیده است. این روزنامه خاطرنشان کرد: «عارف بعد از ماجرای انتخابات ریاست مجلس، کمتر تمایل به ریسک کردن داشت و از این رو وقتی با تغییرات اخیر و اضافه شدن یکی دو اصولگرا و کم شدن یکی دو اصلاحطلب از ترکیب اعضای کمیسیون رو به رو شد، تصمیم گرفت تا از عزمی که برای نامزدی ریاست کمیسیون آموزش کشیده بود پا پس بکشد. او میدانست که رقابت با محمد مهدی زاهدی اصولگرا کاملاً متفاوت با رقابت با لاریجانی است و عدم رأیآوری او هزینه زیادی برای اصلاحطلبان خواهد داشت. از اینرو اصرارها و درخواستهای مختلف اعضای هیئت رئیسه فراکسیون امید از وی برای کاندیداتوری راه به جایی نبرد و عارف پایش را در یک کفش کرد که واردعرصه نخواهد شد. معاون اول دولت اصلاحات که بعد از انتخابات ریاست مجلس،دیگر از اینکه تمامی افراد لیست امید به او رأی میدهند مطمئن نبود شک به دل راه داد و منتظر یک اجماع بر سر ریاست خود در این کمیسیون شد، اجماعی که به نظر میآید با توجه به ساختار مجلس و کمیسیونها عملی نیست.
فرزندان آقای مدیر اوقات فراغت را با چه پولی میگذرانند؟
اشرافیگری برخی مدیران، بر دشواریهای دولت افزوده است. دردمندی مردم را مسئولان چند صد میلیون تومانی نمیفهمند.
به گزارش دانشجو، یک میلیارد تومان ناقابل؛ تمام دریافتی یک مدیر دیگر دولت است در سال گذشته؛ اصلاحطلب بازنشستهای که این روزها ریاست صندوق توسعه ملی را عهدهدار است. صندوقی که قرار بود سرمایههای حاصل از فروش نفت و گاز را برای تقویت تولید و حمایت از صنعت به کار گیرد. حالا اما بر اساس اسنادی که تازه افشا شده، سالانه میلیاردها تومان مواجب به جیب مدیرانش واریز میکند. رسوایی فیشهای نجومی دولت یازدهم ادامه دارد. مردم نگرانند؛ از این که مالیاتی که پرداخت میکنند، خرج خوشگذرانی آقازادههای برخی مدیران دولتی میشود. از این که میلیاردها تومان پول نفت که قرار بود هزینه اشتغال جوانان شود، به حساب چند پیرمرد بازنشسته واریز شده است. مگر روحانی دستور عزل مدیران متخلف را صادر نکرده بود؛ چه شد؟
مزد شغل، مزد سنوات نهایی، حق پستنهایی، حق اولاد، حق مسکن، حق خواروبار، حق شیفت، حق تلفن همراه (360 هزار تومان)، اضافه کار، ایاب و ذهاب (جالب اینکه مدیران خودروی دولتی به همراه راننده دارند)، یارانه غذا، هزینه پزشکی، هزینههای دندانپزشکی، یک سیام پرداختی، اعیاد (براساس فیشهای حقوقی موجود، تقریبا در بیشتر ماههای سال آقای رئیس بابت اعیاد، دریافتی داشته؛ این غیر از دریافتیهای نوروز است)، بهرهوری سه ماهه، کمک هزینه اوقات فراغت فرزندان، کمک هزینه خرید لباس، کمک هزینه خرید کتاب، کمک هزینه سفر، کمک هزینه ورزش، کمک هزینه تحصیلی و پاداش (آقای رئیس در فیش حقوقی مرداد، 5 میلیون تومان و در شهریور هشت میلیون تومان پاداش دریافت کرده است) و...!!
حیرتانگیز است! این تنها گوشهای از فیش حقوقی ایشان در سال گذشته است. جالب آن که آقای رئیس حتی هزینه اوقات فراغت فرزندانش را هم برای بیتالمال مسلمین فاکتور کرده است. مردم باید پول اوقات فراغت فرزندان مدیر دولت روحانی را پرداخت کنند؛ چرا؟! خون آقازادههای دولت تدبیر مگر چه رنگی است؟ چرا دولت هزینههای فرزندان دیگر کارمندانش را پرداخت نمیکند؟ کارمندانی که با سیلی صورتشان را پیش سر و همسر سرخ نگه میدارند؛ کارمندانی که روزگار را در انتظار «سر برج» سپری میکنند.
شرق: روحانی دفاع کند /حقوق نجومی حق مدیران است(!)
روزنامه حامی مدیریت اشرافی رسما به توجیه و عادیسازی فیشهای نجومی برخی مدیران پرداخت.
روزنامه شرق در سرمقاله و یک یادداشت دیگر، ضمن عادی و فراگیر جازدن این دریافتیها، از دولت روحانی خواست «از حقوق مدیران دفاع کند»!
این روزنامه کارگزارانی در سرمقالهای به قلم کامبیز نوروزی «حقوقدان!» نوشت مدیران ارشد حقوق و مزایای هنگفتی میگیرند اما منحصر به یک قوه نیست. این دریافتها پنهان نیستند. مگر میشود عملکرد رسمی مالی مربوط به پرداخت حقوق و مزایای شغلی را پنهانی و مخفیانه انجام داد... این دریافتیها متخلفانه نیستند.
آقای حقوقدان! البته توضیح نداده که اگر تخلف و قبحی نبوده چرا سخنگوی دولت از ماجرا عذرخواهی کرده و رئیسجمهور در دستور رسمی خواستار عزل متخلفان و بازگرداندن پولهای پرداختی به بیتالمال شده است؟
شرق در یادداشت دیگری نوشت: دولت از حقوق مدیران دفاع کند. رئيس کل مستعفی بیمه مرکزی یکی از همین مدیران واجد صلاحیت و حرفهای بود که با اعتقادی که به سیاستهای دولت تدبیر و امید داشت از حقوق چند برابری بخش خصوصی برای خدمت به صنعت بیمه چشم پوشید و مدیریت بیمه مرکزی را برای اجرای برنامههای دولت در صنعت بیمه با شرط و شروطی پذیرفت.
این روزنامه نزدیک به کارگزاران میافزاید: عملکرد برخی دستگاههای نظارتی در موضوع فیشهای حقوقی مدیران بیمه مرکزی بسیار در خور تامل است چرا که این دستگاهها چنان مرعوب فضاسازی رسانهها شدند که حتی بدون طی فرآیندهای قانونی تعریف شده داخل سازمان خود برای احراز و کشف حقیقت، موضعگیری کردند و انواع اتهامات را به مدیران بیمه مرکزی نسبت دادند.
شرق نوشت دولت یازدهم از مدیران خود که براساس سازو کارهای قانونی «حقوق» دریافت کردند کمترین دفاع را میکند. این نگرانی وجود دارد که شتابزدگی ناشی از فضاسازی رسانه ملی و رسانههای مکتوب، دولت را به سمت و سویی سوق دهد که بدنه دولت را از مدیران حرفهای تهی کند و امری که هماکنون یکی از نقاط قوت دولت یازدهم به شمار میآید به نقطه ضعف تبدیل شود همچنین این روند میتواند اقتدار و اعتماد به نفس مدیران دولت را نیز تضعیف کند.
شرق توضیح نداده که مدیران اشرافی جز سرباری و حیف و میل بیتالمال چه گلی برسر ملت و دولت زدهاند؟ و برخورد با متخلفان چرا باید اعتماد به نفس مدیران را تضعیف کند؟ این کار اتفاقا باعث قوت مدیران پاکدست میشود.
یواس نیوز: ایران قادر است به اعتبار آمریکا در خلیج فارس ضربه بزند
پایگاه خبری «یواس نیوز» نوشت: که ایران با تهدید به بستن تنگه هرمز، آمریکا را به چالش میکشد.
رابینز، نویسنده یواس نیوز با اشاره به اظهارات سردار حسین سلامی، معاون فرمانده سپاه پاسداران ایران مبنی بر اینکه نیروی دریایی ایران در صورت تهدید آمریکا، تنگه هرمز را میبندد، افزود: با این وجود تهران به اندازه کافی قدرت دارد که بخواهد با ایجاد یک بحران در این تنگه، به وجهه سلطه نیروی دریایی آمریکا آسیب جدی وارد کند.
وی ضمن پرداختن به برگزاری رزمایش دریایی بهمن ماه گذشته ایران با عنوان «پیامبر اعظم-9» و هدفگیری موشکی نیروی دریایی ایران به یک قایق شبیهسازی شده با روساخت ناو هواپیمابر آمریکا، به اظهارات آن زمان دریادار «علی فدوی» فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران ایران اشاره کرد که گفته بود: «ناوهای هواپیمابر آمریکا انبارهای بسیار بزرگ مهمات هستند که تعداد زیادی موشک، راکت، اژدر و موارد دیگر را درخود جای میدهند.»
این گزارش همچنین با اشاره به انجام آزمایش موشکی ایران در آذرماه گذشته در نزدیکی کشتیهای نظامی و کشتیهای تجاری آمریکا در حوالی تنگه هرمز و انجام یک رزمایش دیگر ایران در دی ماه سال گذشته که نیروی دریایی ایران در آن رزمایش به یک کشتی جنگی آمریکایی هشدار داده بود، میافزاید: «ایران در آن زمان حتی موفق شده بود یک پهپاد را بر فراز ناو آمریکایی بفرستد و اعلام کند که پهپادهای انتحاری را برای حمله به کشتیهای آمریکایی آزمایش میکند.»
یواس نیوز تصریح کرد: «ظاهراً ایران با پی بردن به نقاط ضعف دولت آمریکا جسارت لازم برای هر اقدام تهدیدآمیز علیه آمریکا را یافته است.»
رابینز ضمن اشاره به موارد اهمیت تنگه هرمز نوشت: «از آنجایی که کشتیهای در حال تردد تنگه قرمز، حامل یک سوم از نفت جهانی هستند که از طریق دریا تجارت میشود، بنابراین بعید نیست ایران با ایجاد فشار بخواهد قیمت نفت خام را در بازار جهانی بالا ببرد. همچنین احتمال بیشتری وجود دارد مبنی بر این که ایران با انجام این تهدیدات قصد دارد بار دیگر هدف راهبردی طولانیمدت خود مبنی بر بیرون راندن آمریکا از منطقه را در پیش گیرد.»