طنز دانشجویی
یوفا ، تتو، دانشگاه!
مسعودبهرامی زاده
از قرار معلوم ایام امتحانات دانشگاهها در گذر است و تداخلی میمون و مبارک پیدا کرده با جام ملتهای اروپا یا در اختصار اهل فن «جام یوفا» که این مهم و تداخلش با امتحانات در منظر دانشجویان چندین حالت پیدا میکند:
اول آنکه عدهای از عزیزان دانشجو مادام و اصالتا دنبال علم هستند و راهشان روشن و سَبیلشان مستقیم است و السابقون السابقونند و اصلا کاری به این بازیها و لهو و لعب دنیا ندارند و حسابشان پاک است بنابراین باکی نیز ندارند.
دوم آن عدهای هستند که در برزخی قرار میگیرند میان آسمان و زمین که نگو و نپرس.
از یک طرف باید درس بخوانند و به حول و قوه الهی واحدها را یکی پس از دیگری پاس کنند و پاسخگوی متعهد در برابر پدر و مادر و صدالبته هزار خرج و مخارج باشند به ازای هر واحدی که پاس نکنند و از طرفی دیگر نمیتوانند پا روی دل بگذارند و از دیدن فوتبالهای سطح اول دنیا آن هم با کیفیت فیلمبرداری روز دنیا با «تلویزیون هایfull hd به بالا» صرف نظر کنند و چه بدحالی دارند این گروه که مصداق آن کسانی است که مدام بر سر پلی و بین علم و لذت تا عمر دارند میمانند -که خدا نجاتشان دهد-
اما گروه سومی هم هستند که از عجایب روزگاراند و در خلقتشان باری سنگین از دوش آفرینش برداشته شده است که از ویژگی بیشمار اینان همین بس که حساب همه امور را به کرامالکاتبین سپردهاند و عشق دنیا را به جزای عقبی نمیدهند و چنان در این امر اصرار و پافشاری میکنند که گویا از بند تن و مادیات رهیدهاند و اگر بارها و بارها یک واحد درسی را امتحان بدهند و قبول هم نشوند شیرینی و لذت دیدن یک فوتبال پدر و مادردار را از دست نمیدهند.
القصه هر سه گروه محترماند و سزاوار ثنا و ستایش ! اما نگرانی از آنجا پدیدار میشود که این «مسابقات جام یوفا» در جهانی بسیار آزاد -حتی کمی بیشتر و فراتر از تصور ما و شما- برگزار میشود و بلاشک و مستنداً در ایام جدید یکی از مصادیق بلامانع آزادی در این ممالک این است که این بنیآدم ساده و از همه جا بیخبر را رنگ میکنند و عموما با نقوش نقش برجسته در کوچه و بازار رها میکنند که گویا عُلمای فن این علم را «خالکوبی»یا «تتو» نامیدهاند و بسیار هم مریدان دارد، البته فقط و فقط در آن بلاد –یعنی اینطور نباشد که شما تصور کنید در بلاد ما هم هوادار داشته باشد فراوان فراوان!-.
نگرانی از آنجایی کم کم اوج میگیرد که بعضاً عدهای از این بازیکنان-player -محترم که در بلاد یوروپ - بخوانید و بدانید اروپا- پا بر این توپ بیزبان میکوبند اساتید این فن «تتو» هستند و نمونهای تام و تمام از این صناعت بشری و از قضا بسیار هم الگوی جوامع خود و تاثیرگذار _صدالبته که تاکید میکنم فقط جوامع خودشان و نه خدایی ناکرده ما! _ که این خطا بر قلم صنع ما نرفته است.
حال ممکن است بعضی از جوانان و نوجوانان در کوچه و برزن کشور همسایه و نه کشور خودمان – ببینید چقدر تاکید میکنم بر بیعیبی خودمان و شاهد باشید!!- هنگام دیدن یکی از این بازیها شیفته و دلباخته یکی از این بزرگواران و برادران فوتبالیست شود و طرح زیبا را از روی پوست ایشان بپسندد و یک دل نه صد دل عاشق آن شود و خدایی نخواسته کپی کند و به دوستی هنرمند و خالکوب –تتو کار- سفارش دهد و روی خود اجرا و یا print کند که خوشا به سعادتش و ما دعای خیر داریم برای عاقبتش.اینگونه است که خیلی ریز و تمیز و طنّّازانه همان مدلی که شب قبل شما هنگام تماشای فوتبال یوفا میبینید فردای همان روز در مترو به صورت سری دوزی روی برخی جوانان عزیز دل دیده میشود!
صد البته جای نگرانی نیست چرا که به مدد دروس معارف و تربیتی که در دانشگاههای ما عمیقاً تدریس میشود و کاملاً دانشجویان را انسانهایی عمیق و معرفتی تربیت میکند اصلاً و ابداً - تاکید میکنم اصلاً و ابداً - حتی بخشی از دانشجویان دسته سوم نیز به این طرحها علاقهای نشان نمیدهند و خودشان میدانند که این کار از امور قبیحه است و خدا را خوش نمیآید و در آن عالم برزخ ملایکه با این امر حتما برخورد میکنند شدیدا!
و اگر این اطمینان از دروس معارف سیستم تحصیلی نبود مجبور میشدیم هر روز در دانشگاهها موقع ورود با مجموعهای از نقوش برجسته در حال حرکت مواجه شویم که اگر کمی کم دقتی به خرج میدادیم ممکن بود بعضی از بزرگان فوتبال دنیا را در میان هم دانشگاهیان خود پیدا کنیم حتی بسیار فراتر و با کیفیت بالاتر از کیفیت تلویزیون!