فرض است فرمان بردن از حکم جلودار / گر تیغ بارد، گو ببارد نیست دشوار
پدر شعر انقلاب اسلامی دعوت حق را لبیک گفت
حمید سبزواری پدر شعر انقلاب اسلامی و سراینده سرودهای ماندگاری چون «خمینیای امام» روز گذشته درگذشت.
سرویس ادب و هنر-
حسین آقاممتحنی مشهور به حمید سبزواری، شاعر معاصر ایران و دارنده نشان افتخار جهادگر عرصه فرهنگ و هنر است، در اثر کهولت سن، دیروز شنبه 22 خرداد در سن 91 سالگی در بیمارستان آسیا در تهران، دار فانی را وداع گفت.
مراسم تشییع پیکر این شاعر انقلاب، فردا دوشنبه 24 خرداد از ساعت 10 صبح با حضور اهالی فرهنگ و ادبیات در حوزه هنری برگزار میشود. همچنین با وصیت مرحوم سبزواری، پیکر وی در زادگاهش شهر سبزوار به خاک سپرده خواهد شد.
حمید سبزواری متولد 1304 در سبزوار است كه سرودن شعر را از 14 سالگی آغاز كرد. اما بدون تردید نقطه عطف فعالیت این شاعر، حضور در مبارزات انقلابی و خلق حدود 900 سرود در ستایش امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی، شهدا و ایثارگران و همچنین با موضوعات انقلابی، دینی و ملی است. به طوری که به خاطر مبارزه علیه رژیم پهلوی، بعد از کودتای مرداد سال 1332 از کار آموزگاری اخراج شد. «خمینیای امام» به یادماندنیترین اثر حمید سبزواری بود که یکی از قدیمیترین شعرهای انقلاب است که تبدیل به سرود شد. این سرود در زمان ورود امام خمینی در 12 بهمن سال 57 اجرا شد.
برخی دیگر از سرودهای ماندگار سبزواری عبارتاند از: «آمریكا آمریكا ننگ به نیرنگ تو»، «الله اكبر، خمینی رهبر»، «ای مجاهد شهید مطهر»، «این بانگ آزادی است کز خاوران خیزد»، «برخیزیدای شهیدان» و.... این سرودها، بخشی از تاریخ انقلاب اسلامی شدهاند. به ویژه اینکه همواره در راهپیماییها توسط مردم و گروههای سرود، خوانده میشدند.
فرزند مرحوم سبزواری پیش از این در گفتوگو با کیهان گفته بود: پدرم همواره با اخلاص در راه انقلاب قدم برداشته است. به همین دلیل هم همیشه ثابت قدم بوده است. دیدهایم که برخی از شاعران انقلاب، در میانه راه بریدند، چون ملاک اصلی برای آنها منافع بود. اما ملاک اصلی برای حمید سبزواری، نه منافع و مادیات، بلکه عقایدش بوده است. متأسفانه گاهی حرفهایی پشت سر پدرمان گفته میشود. اما این برچسبها به هیچ وجه به ایشان نمیخورد. واقعیت این است که ایشان در تمام طول دوران انقلاب، هیچ منفعتی کسب نکرد و وضع زندگیاش همان است که زمان انقلاب بود.
وی تأکید کرده بود: پدرم از قبل از انقلاب اسلامی با رهبر معظم انقلاب اسلامی رفت و آمد داشتند. هنوز هم همان عشق و علاقه قبل از انقلاب نسبت به آیتالله خامنهای نزد پدرم هست و حمید سبزواری با همان صداقت و علاقه زمان انقلاب، در این راه قرار دارد.
از آثار استاد حمید سبزواری میتوان به: دیوان اشعار، كاروان سپیده، یاد یاران، سرود درد، گزیده ادبیات معاصر و سرود سپیده اشاره كرد. سبزواری در نتیجه مبارزات جانانه انقلابی، سالها تلاش صادقانه شغلی و ذوق و قریحه بالای شاعری، افتخارات متعددی را كسب كرد.
بیانات رهبر انقلاب درباره سبزواری
در سال 91 و به مناسبت برگزاری همایشی برای بزرگداشت استاد سبزواری، برگزار کنندگان این همایش به دیدار رهبر انقلاب رفتند. حضرت امام خامنهای در این دیدار فرمودند:
«تجلیل از آقای حمید سبزواری کار بسیار شایستهای است. هر کسی که این به ذهنش رسیده و مطرح کرده و هر کس که این کار را دنبال میکند بداند که کار بسیار خوب و مناسب و لازمی را دارد انجام میدهد.
در مورد آقای حمید دو بخش در مورد شخصیت ایشان هست که هر کدام باید جداگانه مورد توجه قرار بگیرد:یکی رتبه شعری ایشان است. ایشان شاعر بسیار خوبی هستند، یعنی هم قریحه شعری خوبی دارند و هم مضمونساز هستند.هم تسلط بر لفظ و گستره میدان واژگانی دارد و هم از واژگان فراوانی استفاده میکند.
ایشان در شعر هم متنوع هستند. غزل، قصیده، تصنیف و ترانههای گوناگون میگوید.این تنوع در باب شعر و شاعری خصوصیتی است که در همه شاعران یافت نمیشود. اینکه یک شاعر بتواند در انواع شعر طبع آزمایی کند یک امتیاز است و آقای حمید سبزواری از این امتیازات برخوردار هستند،و همین مطلب ایشان را در رتبه بالای شعر معاصر ما قرار میدهد.
نکته دوم که اهمیتش از نکته اول کمتر نیست این است که ایشان این هنر را در خدمت مردم و انقلاب و در خدمت بصیرتافزایی قرار داده است و این خیلی مهم است.
آقای حمید سبزواری در آن دورانی که یک جریانی به عنوان روشنفکری هنر در مقابل انقلاب قرار گرفت و از معارضین و مزاحمین انقلاب حمایت کرد و عدهای در کوچه و بازار با ادعای روشن بینی و روشن فکری مردم را کشتند، کاسب را کشتند، روحانی را کشتند، دانشجو و رهگذر را کشتند و آن جریان مدعی روشنفکری نه تنها حرفی نزد بلکه حمایت هم کرد، در یک چنین شرایطی آقای حمید سبزواری در میدان بود و با همه وجود ایشان هر کار در حوزه گفتن و سرودن توانست انجام داد و این مهم است.
به نظر من، این بعد دوم شخصیت آقای حمید نباید نادیده گرفته شود و در بزرگداشتی که از ایشان میشود این بعد مورد توجه قرار بگیرد.»
واکنش شخصیتهای فرهنگی و سیاسی
درگذشت حمید سبزواری، واکنش گسترده شخصیتهای سیاسی و فرهنگی و مسئولان و هنرمندان را در پی داشت.
علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی در پیامی عنوان کرد: درگذشت شاعر و سراینده آثار ماندگار و هنرمند جاودانه دوران انقلاب و دفاع مقدس استاد حمید سبزواری موجب تاسف و تاثر گردید.این ادیب و شاعر بلند آوازه که سابقه مبارزاتی پیش از انقلاب نیز داشتند، همواره هنر و استعداد خویش را در راه خدمت به مردم و نظام اسلامی و در جهت بصیرت افزائی و شور انقلابی معطوف کرد و آثار ارزشمند متعددی در گنجینه هنر انقلابی بر جای گذاشتند که همچون کاروان سپیده، یاد یاران و اشعار و سرود تاریخی خمینی (ره)ای امام نمونه آن میباشد.
غلامعلی حداد عادل، رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی نیز در پیام خود نوشت: حمید سبزواری، شاعر توانا و بلندآوازۀ انقلاب اسلامی و دفاع مقدّس، جهان را بدرود گفت و به دیدار پروردگار خود شتافت. این استاد بزرگ، شعر فاخر خود را در سراسر دوران انقلاب اسلامی در خدمت به ایمان و آزادی و عدالت نهاد و سرود پیروزی و بانگ آزادی سر داد.
علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز با صدور پیامی درباره حمید سبزواری عنوان کرد: او همواره بر مدار ایمان و اخلاق شعر گفت و شعورِ انقلابی خویش را بیهیچ ادعایی به جوانترها هدیه داد. نجابت، ویژگی بارز شعرش بود و شرافتِ شاعری سرلوحة عملش. مضمون شعرهایش بدیع بود و طبعش لطیف، هم بر لفظ تسلط داشت و هم بر گسترة معانی و هم در انواع قالبهای شعر طبعآزمایی میکرد و همه این هنرها را در خدمت به مردم و انقلاب قرار داده بود.شعر حمید سبزواری، تقویم انقلاب است. هر رویداد مهم تاریخ معاصر را با گلواژههای شعرش در حافظة زمان نقش کرده تا آیندگان از یاد نبرند که برای دفاع از آرمانهای انقلاب اسلامی چه مسیرِ دشواری طی شده است.
محسن مومنی شریف، رئیس حوزه هنری نیز در پیام خود اظهار داشت: دهها و بلكه صدها سروده زیبا محصول تلاشهای صادقانه و عرقریزان روح شاعری است كه هرگز یك دم قلم از دستانش جدا نشد و حتی یك قدم از آرمانهای انقلاب عقب ننشست و همواره سنگربان دفاع از فرهنگ و هویت انقلاب و ارزشهای متعالی آن بود.
شاعران، نویسندگان و هنرمندان دیگری نیز در یادداشتها و مصاحبههایی به پاسداشت حمید سبزواری پرداختند.
رضا اسماعیلی شاعر و نویسنده در یادداشتی عنوان کرد: استاد سبزواری هم قبله و هم قبیله شاعران متعهد و رسالت مداری چون كمیت و فرزدق و دعبل بود. او شعر را اسباب تفنن و تفرعن شاعرانه نمیدانست و همچون پیشاهنگان و سرهنگان شعر و ادب پارسی بر این اعتقاد و باور بود كه «شعر پرتویی از شعور نبوت» و محملی برای ایفای رسالت انسانی و اجتماعی است. به همین اعتبار - چه پیش از انقلاب و چه بعد از انقلاب – همواره پیرنگی خاص از دغدغههای اجتماعی - سیاسی در جان شعرهای او جلوه گر بود. او بر بوم شعرهای خویش، حماسه مقاومت و پایمردی انسان در برابر ظلم، تجاوز، تبعیض و بیعدالتی را آن گونه زیبا و گویا به تصویر كشیده است كه همة مردم جهان میتوانند با اسطورهها و نمادهای شعری او احساس پیوستگی و همذاتپنداری كنند .
علیرضا قزوه شاعر نیز گفت: سبزواری تاثیرگذارترین شاعر انقلاب بود که در فضای انقلاب شعر سرود و ما فردی را به اندازه وی که به این فضا ورود کرده باشد نداریم.
عباسعلی براتی پور دیگر شاعری است که درباره سبزواری اظهار داشت: این پیر شعر انقلاب، انسانی سالم، سلیمالنفس و استاد بود و هر صفت خوبی که سراغ داریم در او مجتمع بود. با گذشت و معتقد به ولایت فقیه از دیگر خصیصههای این شاعر بزرگ بود و تمام نیکیها در او دیده میشد.
محمد گلریز، خوانندهای که برخی از شعرهای سبزواری را در سرودهایش خوانده نیز بیان کرد: سبزواری یکی از شجاعترین سرایندههای شعر انقلاب بود، متداول است که به وی لقب پدر شعر انقلاب را میدادند و به حق این گونه بود، چرا که در شرایط سخت، روزگار خفقان و ترور، از طرف طاغوت، و روزهایی که هنوز انقلاب به پیروزی نرسیده بود، او شجاعانه وارد شد و در حوزه شعر و ادبیات با شهامت کار را انجام داد که مثالزدنی است.
مصطفی محدثی خراسانی شاعر هم درباره سبزواری گفت: اگر شعر انقلاب را به پازل تشبیه کنیم و هر شاعر بخشی از این پازل را تشکیل دهد باید عنوان شود که اگر تمام این قطعات جمع شود و پازل تکمیل شود تصویر آقای سبزواری نمایان خواهد شد.
سعید بیابانکی شاعر نیز بیان کرد: حمید سبزواری یک شاعر انقلابی به تمام معنا بود و تا آخرین لحظه مواضع انقلابی خود را حفظ کردند و هیچ وقت مواضع را قربانی مصالح نکردند.
روزنامه کیهان درگذشت این شاعر متعهد و بزرگ را به رهبر معظم انقلاب اسلامی، خانواده سبزواری، جامعه ادبی کشورمان و همه مردم تسلیت گفته و سروده وی درباره حضرت امام خامنهای را تقدیم میکند:
اي ياد تو شورافکن و پيغام تو پر جوش
آواي تو نجواي هزاران لب خاموش
آنجا که تو رخساره نمايي همه چشمند
وانجا که سخن ساز کني جمله جهان گوش
در سينه ترا گر نه غم خلق جهانست
از ناي تو شکواي قرون از چه زند جوش
فرياد تو ويرانگر بنيان نفاق است
اي پرچم توحيد ترا زيب بر و دوش
بانک تو خروشي است ملامتگر تاريخ
برخاسته از ناي هزاران لب خاموش
بد خواه تو حشر سرافکنده خويش است
همراه تو با عزت و اکرام همآغوش
تا بر ورق دهر نشيند سخن عشق
هرگز نکند ياد ترا خلق فراموش
پاس تو نگهدارد و جاه تو شناسد
هر با خبر از دانش و هر بهرهور از هوش