خوب شد باز یادمان آمد!
پژمان کریمی
آیین پایانی دومین دوره مسابقات و نمایشگاه بینالمللی کارتون و کاریکاتور هولوکاست، دهم خرداد با معرفی بهترین آثار، در تهران و در محل تالار سوره حوزه هنری برگزار شد.
در این دوره، هنرمندان 50 کشور بیش از 800 اثر خود را با موضوع «افشا و نقد هولوکاست رژیم صهیونیستی و حامیان آن علیه مردم بیدفاع فلسطین» به دبیرخانه فرستادند.
پیش از آغاز مسابقات و نمایشگاه، یعنی قبل از 25 اردیبهشت سال جاری ،نخست وزیر رژیم صهیونیستی – بنیامین نتانیاهو – و وزیر خارجه ایالات متحده آمریکا – جیم کری- بطور رسمی نسبت به رخداد یاد شده واکنش منفی نشان دادند و خواهان تعطیل آن شدند.
به گفته دبیر مسابقات و نمایشگاه ؛ سید مسعود شجاعی طباطبایی – تعداد بازدیدکنندگان از آثار،خوب و دلگرمکننده بود و بخصوص دانشجویان جوان استقبال خوبی کردند.
تعداد هنرمندان و آثار رسیده، نوع واکنشها و اعتراضهای مقامات بلندپایه و رسمی آمریکا و رژیم صهیونیستی و استقبال مردم در داخل، بهخوبی نشان از تاثیر و در نتیجه اهمیت مسابقات و نمایشگاه بینالمللی کارتون و کاریکاتور هولوکاست دارد!
از آنجا که «تاثیرگذاری» شاخص بزرگ موفقیت یک رخداد فرهنگی است، بنابراین مسابقات و نمایشگاه هدف نظر را میتوان به عنوان یکی از رخدادهای بزرگ و سالانه فرهنگی و سیاسی جمهوری اسلامی معرفی کرد.
اما آیا این رویداد بزرگ «فرهنگ –مدار» همان قدر که برخی اذهان دشمن و دوست را در دیگر نقاط دنیا جذب و خشنود کرد، در ذهن و دل کارگزاران سیاسی نظام دینی ما هم کارگر بود؟
به جرات میتوان گفت:خیر!
وقتی وزیر خارجه – دکتر ظریف – در گفتوگو با رسانهای خارجی به تخطئه این رویداد فرهنگی مشغول میشود، یعنی چه؟
وقتی در میان بازدیدکنندگان، کمتر کارگزار شناخته شدهای حاضر بود،یعنی چه؟
مگر در رخداد یاد شده چه هدفی دنبال میشود؟جز افشای جنایاتی که به گفته یک خبرنگار خارجی،تلاش میشود اخبار و تصاویر آن از گوش و چشم مخاطبان در اقصی نقاط دنیا دور بماند؟!
چرا ظریف رویدادی در حوزه کارتون و کاریکاتور ضدهولوکاست را نپسندیده است؟
نگارنده در پی نقد دولتیان نیست. مهم مردماند که استقبالشان خوب ارزیابی میشود.اما آنچه موضع نه چندان ظریف عضو هیئت دولت موسوم به «اعتدال و تدبیر» یا «تدبیر و امید» ناخواسته حکایت کرد، این است:«ما نقشه فرهنگی نداریم».
شاید گفته شود که نداشتن و داشتن نقشه فرهنگی را باید با پیش کشیدن نتیجه سنجش دستاوردهای فرهنگی شناسایی کرد.درست است اما بعضی رویدادها حکم نشانه دارند هر چند در نظر اول کوچک و غیرقابل اعتنا به نظر بنشینند.
در دنیا جشنوارهها و مسابقات و نمایشگاهها گوناگون ادبی و سینمایی و تاتری و .. برگزار میشود.
بعضی از اینها بزرگ و برخی کوچکاند.
آن گروه از کشورها اما، که وجه و سابقه استعماری دارند، خوب میدانند چگونه از دریچه فرهنگ، مقدرات سیاسی را در داخل و برون مرزهایشان تعیین کنند و ترسیم نماید و رنگ واقعیت بدان بزنند.
فرهنگ و محصولات،گفتمان تسخیر ذهن و دل است پس نباید با آن سهل انگاره برخورد کرد.
جشنواره ها و مسابقات و نمایشگاهها بذات با ارائه آثار مطلوب الگو دهی میکنند. مثلا با معرفی داستان برتر، غیرمستقیم به مخاطب میگویند این داستان و اندیشه تعبیه شده در آن یعنی خوب یا یعنی عالی، یعنی برتر...نویسنده این داستان، شاعر این شعر و نقاش این تابلو یعنی بهترین؛ یعنی صاحب ایده و اندیشهای روشن و بلند!
به این شکل مخاطب بخت برگشته به دلیل در افتادن در منجلاب تحمیق، نسبت به اندیشه اثر و صاحب اندیشه، ،کنجکاوانه و مشتاقانه قدم برمیدارد و چه بسا جذب شود.
پس جای تعجب نیست اگر دولتهای استکباری در محاسبات استراتژیک خود وزن خاصی به رویدادهای فرهنگی میدهند و برای آن هزینه میکنند.
نتیجه اینکه؛در واقع رویدادهای فرهنگی به مثابه مقوم نظام حاکم و تامینکننده سیاستهای فرهنگی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی نظام و کشورعمل میکند. چنان که اسکار و چنان که کن و چنان که نمایشگاه کتاب فرانکفورت و...!
اما در کشور ما چه اتفاقی میافتد؟!
«جشنواره فیلم کوتاه روحالله» به منظور تکریم شخصیت و مشی سیاسی و فرهنگی حضرت امام خمینی(ره) برگزار میشود اما دبیر آن تهیهکننده فیلمی علیه ایران و انقلاب اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی است!
انصافا؛ آیا خروجی این جشنواره یعنی تاکید بر راه امام؟یعنی تربیت فیلمساز هوادار امام و انقلاب؟!
بانی جشنواره کجاست؟...وااسفا...جایی است که قرار است مدافع اندیشه امام باشد اما در فتنه 88 امتحان خوبی پس نداد!
برای ترویج گفتمان انقلاب اسلامی و به پاس حلول دهه فجر، جشنواره شعر فجر را برگزار میکنیم اما در هشتمین دوره آن شاعر لائیک و هتاک نسبت به مقدسات را به عنوان مهمان ویزه دعوت میکنیم و جشنواره را تبدیل به جولانگاه شاعر و شاعرههای ضدانقلاب و هتاک نسبت به مقدسات میسازیم. به این اتفاق هم بسنده نمیکنیم و سایت جشنواره را با اشعار ضددفاع مقدس و مروج پوچی، آذین میسازیم تا در تحریف و تخریب جشنواره ادبی انقلاب، چیزی کم نگذاشته باشیم!
جشنواره فیلم فجر برگزار میکنیم اما برخی داور و هنرمند و فیلم برگزیده ما نسبتی با جشنواره انقلاب و در حرمت انقلاب، ندارد!
حالا:
یک رویداد بزرگ در کشور رقم میخورد: دومین دوره مسابقات و نمایشگاه بینالمللی کارتون و کاریکاتور هولوکاست!
استقبال هنرمندان چند ده کشور و جوانان داخلی! درباره موضوعی حساس که هدف تاکید معمار انقلاب اسلامی بوده است:«فریاد علیه جنایات مستکبران!»
اما کارگزاران دولت، نه تنها استقبال نمیکنند که یکی از اعضای کلیدی کابینه اعتدال و تدبیر، علیه ان موضع منفی میگیرد!
در کشورهای دیگر دنیا با مسابقات و نمایشگاههای بینالمللی و پر جاذبه خود چنین میکنند؟ دولتمردان آمریکایی و غربی نسبت به رویدادهای بزرگ و استراتژیک مملکتشان با سردی و شانه بالا انداختن برخورد مینمایند؟؟!
اگر تخطئه حرکتهای سالم و بزرگ فرهنگی و نفی دستاوردهای کلان آن، بینزاکتی سیاسی و فرهنگی و نداشتن نقشه فرهنگی در قبال سیاستهای کلی نظام دینی نیست پس چه معنایی دارد؟!
به همین دلیل است که در بعد فرهنگ – به تعبیر نویسندهای – ما همواره مدافع هستیم تا مهاجم و به همین دلیل همواره چندین قدم بزرگ از دشمن عقب هستیم.
نزدیک 9 سال است که هنرمندان سینما میخواهند جواب فیلم ضدایرانی 300 را بدهند.خب ...کو ...چه کسی و کسانی و با کدام فیلم پاسخ اثر ضدایرانی را دادند؟
اصلا چرا توقع داریم بدهند؟بر پایه کدام نقشه باید هنرمند متعهد ما پیش برود؟ از روی تخیل و بصورت تکی؟!
وقتی نقشه نیست و بانی تهیه نقشه – یعنی دولت – دغدغه تهیه آن نقشه راه را ندارد از به اصطلاح هنرمندی داخلی که در برابر سرمایه شاهزاده قطری جهودپرست دست بالا میبرد چه توقعی است؟
وقتی نقشه فرهنگی نیست یعنی نمیتوان هنرمند انقلاب اسلامی بصورت کلان و همبسته شناسایی و تربیت کرد و بدان میدان عمل داد.یعنی مثل حالا!...یعنی هنرمند حزباللهی در برابر میدانداری هنرمند غیر متعهد به انزوا کشیده شدن و سرکوب شدن.
ظریف اشاره خوبی کرد. لااقل باعث شد یادمان بیاید یک بار دیگر که ما نقشه فرهنگی نداریم!