شعر
ما را «مدافعان حرم» آفریدهاند
ما را ز خاندان کرم آفریدهاند
یک موج، از تلاطم یَم آفریدهاند
ما را فدائیان پسرهای فاطمه(س)
«ما را شهید میر و علَم آفریدهاند»
ما را به اعتبار عنایات فاطمه(س)
گریهکنان حضرت غم آفریدهاند
بهر بریدن سر اولاد عمر و عاص
در جان ما غرور و غژم آفریدهاند
هر یک ز ما حریف دو صد لشکر یزید!!
زین رو ز شیعه عده کم آفریدهاند
دجّالها و حرملهها را مهاجم و ...
ما را «مدافعان حرم» آفریدهاند
سیّدعلیِ خامنهای (پیر عشق) گفت:
«فریاد را علیه ستم آفریدهاند»
*سجاد شاکری
ره عشق …
افتاده در این راه، سپرهای زیادی
یعنی ره عشق است و خطرهای زیادی
بیهوده به پرواز میندیش كبوتر!
بیرون قفس ریخته پرهای زیادی
این كوه كه هر گوشه آن پاره لعلی است
خورده است بدان خون جگرهای زیادی
درد است كه پرپر شده باشند در این باغ
بر شانه تو شانه به سرهای زیادی
از یك سفر دور و دراز آمده انگار
این قاصدك آورده خبرهای زیادی
راهی است پر از شور، كه میبینم از این دور
نیهای فراوانی و سرهای زیادی
هم در به دری دارد و هم خانه خرابی
عشق است و مزینّ به هنرهای زیادی
بیچاره دل من كه در این برزخ تردید
خورده است به اما و اگرهای زیادی
جز عشق بگو كیست كه افروخته باشند
در آتش او خیمه و درهای زیادی...
*سعید بیابانکی