کد خبر: ۷۷۱۰۵
تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۱:۵۷

دوری تو ای حضرت جان، کُشت ما را...(چشم به راه سپیده)



نیمه خرداد
امید آمده امیدوار می‌مانم
به ذوق آمدنش بی‌قرار می‌مانم
نوید صبح رسیده، شبیه دست سحر
برای بدرقه شام تار می‌مانم
چنان به شوق عبورش نشسته‌ام که اگر
جهان خزان بشود، من بهار می‌مانم
کنار می‌کشم از هرچه غیر اوست ولی
میان معرکه انتظار می‌مانم
خبر رسیده شبیه حسین می‌آید
شبیه «جون»، چنان پا به کار می‌مانم
دهید مژده به یاران، بهار نزدیک است
به سر رسیدن این انتظار نزدیک است
نگاه فاطمه از چشم‌های او پیداست
نبی‌خصال و حسن‌سیرت و علی‌سیماست
صدای خون خدا می‌رسد ز حنجره‌اش
شکوهمند شبیه شهید کرب و بلاست
اگرچه همنفس ذوالفقار می‌آید
ولی به رنگ لطافت، به رنگ مهر و وفاست
درست عین علی رحمتی‌ست بی‌پایان
درست عین علی جلوه‌ای ز خشم خداست
طلوع می‌کند آن ماه چارده معصوم
ظهور مشرق امروز یا همین فرداست
دوباره قاصدکی روی شانه‌ باد است
قرار منتظران نیمه‌های خرداد است
محمد بختیاری
***
نیامدی و عمر ما گذشت
این هفته نیز جمعه ما بی‌شما گذشت
آقا بپرس این که چه بر حال ما گذشت!
این هفته هفت روز به ظاهر گذشتنی
بر من ولی عزیز دلم، قرن‌ها گذشت...
هفتاد گوشه ناله زدم تا که جمعه شد
جانم به لب رسید ولی جمعه تا گذشت
گفتند جمعه بوی تو می‌آورد نسیم
اما نسیم آمد و سر در هوا گذشت
خورشید هم هوای مرا تازه‌تر نکرد
او هفت دفعه آمد و بی‌اعتنا گذشت
عمرم به سر رسید و از این دست جمعه‌ها
تکرار شد، نیامدی و عمر ما گذشت
ایوب پرندآور
***
آرزوی تو
لب بسته‌ام ز هرچه به جز گفت‌ و گوی تو
دل شسته‌ام ز هرچه به جز نقش روی تو
گر بگذری ز خاکم و گویی تو را که کشت
فریاد خیزد از کفنم کآرزوی تو
منت ز خضر گو به سکندر کشد که من
آب حیات جسته‌ام از خاک کوی تو
دل را ز اضطراب به هر سمت می‌کشم
مانند قبله‌یاب که گردد به سوی تو
ترسم به زیر خاک رود آه عاقبت
هم حسرت دل من و هم آرزوی تو
مرحوم جلال‌الدین همایی
***
مولای من!
مولای من! خواب پریشان کشت ما را
کابوس شب، کابوس شیطان، کشت ما را
فصل جهان «بس ناجوانمردانه سرد است»
ای سبز! یخبندان انسان، کشت ما را
بر صورت خورشید، شیطان خاک پاشید
تعبیر این خواب پریشان، کشت ما را
بوی مسلمانی از این دنیا پریده
تنهایی عمار و سلمان، کشت ما را
عصر یزید است و تو در دنیا غریبی
بوزینه‌بازی‌های شیطان، کشت ما را
ریش «ابوموسی» و ریش «طالبان»ها
این ریش‌های نامسلمان، کشت ما را
از دوستان زخم زبان، از دشمنان، تیغ
نامردمی‌های فراوان، کشت ما را
خون شهیدان، پاک شد از دامن دشت
تنهایی نسل شهیدان، کشت ما را
هر چند خط بیعت ما نیست کوفی
تردید در آن، از غم نان، کشت ما را
ما بر نمی‌گردیم از عشق تو، مولا!
هر چند نفس سست پیمان، کشت ما را
آدینه آمد نازنین! اما تو...؟! آری
دوری ز تو ای حضرت جان! کشت ما را
رضا اسماعیلی