کد خبر: ۷۶۵۳۲
تاریخ انتشار : ۱۲ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۱:۱۲

جانم فدای دیده بارانی شما...(چشم به راه سپیده)


حضرت خوبی‌ها
تقصیر ماست غیبت طولانی شما
بغض گلو گرفته پنهانی شما
بر شوره‌زار معصیتم گریه می‌کنی
جانم فدای دیده بارانی شما
پرونده‌ام برای شما دردسر شده
وضع بدم، دلیل پریشانی شما
ای وای من! که قلب شما را شکسته‌ام
آقا چه شد تبسم رحمانی شما؟
ای یوسف مدینه مرا هم حلال کن
«عفو و گذشت» سنت کنعانی شما
آیا حقیقت است که اصلا شبیه نیست؟
رفتار ما به رسم مسلمانی شما
عشاق شهر یکسره تعریف می‌کنند
از لحن و صوت مکی قرآنی شما
نشنیده یاد روضه گودال کرده‌ام
دل می‌برد تلاوت روحانی شما
این اشک روضه حال مرا خوب کرده است
ردخور نداشت، نسخه درمانی شما
«یا فارس الحجاز» برایم دعا کنید
درمانده است شاعر ایرانی شما
وحید قاسمی

هنوز منتظرت
بر اوج عشق، ببین موج‌های بالم را
گرفت کولی افسانه، خوب فالم را
مگر خیال تو بر خاطرم سری بزند
غریبه نیست دلت عشق بی‌مثالم را
کبوترانه تو را پر زنم که می‌گیری
به دست عاطفه یک روز، زیر بالم را
و باغ خاطره‌ام، سبز هست و خواهد بود
ندیده است کسی سیب‌های کالم را
به عشق، شهره شهرم، بخوان و باور کن
به دردنامه احساس شرح حالم را
به مسجد دل من صائمانه می‌ماند
کسی که گوش کند نغمه بلالم را
هنوز منتظرت باشم و بریزم اشک؟
بده عزیز دلم، پاسخ سؤالم را
سیدعلی اصغر صائم کاشانی
***
خیمه ‌نشین
هم مثل پدر، دل تو آزرده‌ترین
هم مانده سلام و سخنت روی زمین
این رسم زمانه است باید اینجا
یا خانه‌نشین باشی یا خیمه‌نشین
مهدی فرجی

محض یار
و چشم ابری من بر کویر خواهد ماند
همیشه جمله «نعم الامیر» خواهد ماند
چقدر فرصت پرواز... آسمان خالی
و پشت میله کبوتر اسیر خواهد ماند
به روی پنجره سبز این نوشته شده‌ست
میان حنجره سرخ تیر خواهد ماند
نگاه کن... پسر مهزیار خواهم شد
که محض یار دلم در مسیر خواهد ماند
درون دولت تو فقر می‌شود؟ هرگز
فقیر عشق تو اما فقیر خواهد ماند
سلام بر تو که طاووس هستی و یوسف -
به پیش جلوه تو سر به زیر خواهد ماند
مگر همیشه و هر جا غروب عاشوراست؟
که با ظهور تو ظهر غدیر خواهد شد
علی پورزمان

قرص شعبان
کوله‌بار نیمه‌ای از قرص شعبان روی دوش
نیمه‌ای از یک تبر، رقص درختان روی دوش
جنگلی خاموش‌تر از زخم‌های بی‌پلاک
چفیه‌هایی سرخ، سنگرهای پنهان روی دوش
سارها با بال‌های کوچک پروازها
چشم‌های روشن و تیز پلنگان روی دوش
پلک‌های ریشه‌ها بی‌خواب‌تر از ساقه‌ها
ساقه نیلوفران، پیچان و رقصان روی دوش
انتظار خاک، در طول مسیر آسمان
ابرهای تیره آواز باران روی دوش
می‌رسد تاریخ روییدن، به حجم کائنات
می‌رسد اسطوره‌ای، آیات قرآن روی دوش
تک سوارانی به حجم هشت عرش نیلگون
کوله‌بار نیمه‌ای از قرص شعبان روی دوش
سیزده شاهین طوفان‌زا و سیصد شیر نر
تا برآشوبند دست افشان و طوفان روی دوش
اکرم بهرامچی