نقش مهم، هدایتی و نظارتی مدیران سیما بر برنامههای ورزشی(نکته ورزشی)
سرویس ورزشی-
اگر وضع ورزش آن طور که انتظار میرود، نیست، شرایط رشتههایی مثل فوتبال در ابعاد فنی و اخلاقی و فرهنگی، رو به راه نیست و گاه اسفبار است، دلایل و عوامل زیادی مسبب این وضع و تأثیرگذار در به وجود آمدن چنین شرایطی هستند، یکی از عواملی که در زمره اصلیترین و مؤثرترینها محسوب میشود، «رسانهها» هستند.
درباره نقش بالقوه مثبت و کارساز موضوع مورد اشاره کمترین بحث و شبههای وجود ندارد، بارها این جمله را نوشته و تأکید کردهایم، اگر رسانهها در اشکال و صورتهای مختلف آن، به وظیفه و نقش خود در قبال ورزش و جامعه ورزش، به درستی عمل کنند و کارکردهای بایسته را در این باره بروز دهند، زیادشان هم کم است و اگر برعکس رسانهها در نقش مخل و مزاحم ورزش، به ویژه در ابعاد اخلاقی و فرهنگی ظاهر شوند، کمشان هم زیاد است! و نبودشان خیلی مفیدتر از بودنشان است.
پیش از این در همین صفحه نوشتیم و برای چندمین بار سؤال کردیم چرا کمیت رسانههای ما و کیفیت فوتبال ما نسبت معکوس دارد؟ مگر ادعای این رسانه، چه روزنامه و چه مجله و چه تلویزیون و سایت و... این نیست که دارند به ورزش به ویژه رشتهای مثل فوتبال اعتنا میکنند و میپردازند، پس چرا وضع و حال همین فوتبال با آن زمان که رسانهها این همه و با این تعداد به این رشته نمیپرداختند، قابل مقایسه نیست؟ آن موقع یک یا دو مجله بود و صفحه ورزشی بعضی روزنامهها و یکی، دو برنامه هفتگی تلویزیون. پس چرا فوتبال ما قهرمان بلامنازع آسیا بود و...؟ باز یک سؤال دیگر، چرا رشتهای مثل تکواندو که اصلاً یا خیلی کم مورد توجه رسانهها قرار میگیرد، در مسیر پیشرفت در حرکت است و از افتخارآفرینان ورزش ایران در عرصه المپیکی است؟ از این دست سؤالات که البته پاسخشان هم روشن و بر اهل فن و تحقیق، روشن است، بسیار میتوان مطرح کرد اما ما اینجا قصد این کار را نداریم، خواستیم در ادامه بحثهای قبلی و حرفهای همیشگی با تکیه بر واقعیات بگوئیم، ما اعتقاد راسخ داریم که رسانهها به نقش و کارکرد خود در قبال ورزش و به ویژه درباره رشتههایی چون فوتبال، به درستی عمل نمیکنند. البته این نظر را هم نه برای اینکه خود را تبرئه کنیم و دیگران را گناهکار جلوه دهیم و این طور مسائل و حرفها- که باز خودش طور دیگری نشانه عقب ماندگی ذهنی و فرهنگی است!- نیست، بلکه میخواهیم از سر وظیفه به یکی از معضلات ورزش و دردهای جانکاه آن اشاره کنیم. از هدر رفتن یک ابزار بالقوه مهم، کارساز و مثبت برای بهبود وضع ورزش، یعنی رسانهها گله کنیم و درباره آنها به مسئولان و به کسانی که در این باره مسئولیتی دارند، هشدار دهیم که در این ورزش و فوتبال، خیلی از داشتهها، امکانات و ابزار بالقوه مثبت، به دلایل مختلف- از جمله عدم نظارت- ضد کارکرد خود دارند، عمل میکنند و به جای خدمت به ورزش، خواسته و ناخواسته دارند به ورزش و فراتر از آن فرهنگ جامعه و اخلاق جوانان ضربه میزنند، یکی از آنها ابزار «رسانه» است. این است غرض و هدف اصلی ما از طرح مکرر این موضوع. البته در میان رسانهها آن که از همه پرمخاطبتر است، تأثیرگذارتر هم هست. یکی از این رسانههای پرمخاطب و تأثیرگذار، تلویزیون است. بارها نوشتهایم و این بار و با توجه به تغییرات اخیر در مدیریت صدا و سیما، باز هم مینویسیم و به صراحت هم مینویسیم که تلویزیون علیرغم زحمات و کارهای مثبتی که انجام میدهد، در بیشتر موارد، نسبت به ورزش، عملکرد منفی داشته و ریشه بسیاری از معضلات و ناهنجاریها و بداخلاقیها و حرمتشکنیها و... در عملکرد و اتفاقات چند ساله بعضی برنامهها و مجریان تلویزیونی است که رفته رفته به شکل «فرهنگ» و «رفتار» در جامعه ورزش ما و نزد جوانترها جا افتاده و ملکه ذهنی و رفتاری آنها شده است. ما بارها گفتهایم و این بار هم خطاب به مدیران جدید تلویزیون عرض میکنیم، راه و روش و خروجی این برنامهها،رفتار و عملکرد و کر و فر این مجریان و... «علت» نیست، «معلول» است.
معلول وادادگی، انفعال، نداشتن غیرت مسئولیت و... در نزد برخی مدیران و مقامات بالاتری است که به نقش هدایتی و نظارتی خود به درستی عمل نمیکنند و با عملکرد غیرمنطقی خود که گاه از مرعوب شدن و بیشخصیتی آنها ناشی میشود، اجازه میدهند، افراد غیرمسئولی، که بدون هیچگونه صلاحیتی درباره مسائل فنی و فرهنگی، گرد و خاک کنند و هر بلایی که میخواهند سر اخلاق و فرهنگ و ورزش این مملکت دربیاورند. این در حالی است که همان طور که بالاتر گفته شد و بارها نوشتهایم تلویزیون، یک رسانه بسیار تأثیرگذار است، این برنامهها، سازندگان و مجریان آنها، دارای تجربیات و تواناییهایی هستند که در صورت هدایت عملکرد و نظارت بر برنامهها و تولیدات آنها، بدون تردید میتوانند مثبتتر از این عمل کنند و درباره ورزش و رشتههای پرمخاطبی چون فوتبال، نقش سازنده خود را ایفا نمایند.