کد خبر: ۷۶۰۴۱
تاریخ انتشار : ۰۸ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹:۳۱

پیش از دعا اجابتِ آقا مثل شده‌ست


سروده‌ای از احمد بابایی
ذهنم پر است چون حرمت از مثال‌ها
از باید و نباید و از احتمال‌ها
آقا قبول می‌کندَم یا نه؟ می‌روم
بس که برآمده‌ست از آقا محال‌ها
ایران ز لطف، کشور محراب‌ها شده
چون سوی توست سجده این خط و خال‌ها
آهو به چشم مست، پناهنده می‌شود
تضمین نموده‌اند غزل را غزال‌ها
مانند کورها به شما تکیه کرده‌ام
من با اشاره حرف زدم مثل لال‌ها
رویم سیاه! اشهد من عرض لکنت است
شوری بریز بر سر و سور بلال‌ها
قربان تو! به پاسخ در راه مانده‌ات
بند آمده زبان تمام سوال‌ها
وا کن گره گره، قفس این کبوتران
بسته شده به پنجره‌ فولاد، بال‌ها
هم مِهر رو زده به مزار تو قرن‌ها
هم ماه رو نهاده به قبر تو سال‌ها
وقتی خیال‌ها همه در بند مشهد‌اند
باید نماز خواند به پشت خیال‌ها
زائر بهشت می‌رود از روضهًْ رضا
حتی کسی که برده دلش را مدال‌ها
گفتند خوب و بد همه درهم خریدنی‌است
خود را فکنده‌ام به دل قیل و قال‌ها
گفتم که خوش به حال حرم رفته‌ها و کاش
من هم شوم یکی ز همین خوش‌ بحال‌ها
پیش از دعا اجابتِ آقا مثل شده‌ست
ذهنم پر است چون حرمت از مثال‌ها