نگاهي به اثرات اجتماعي مسابقات رسانه ملي
محمدحسن محمدي*
بدون ترديد، ايجاد فرصت سرگرمي يكي از مهمترين انگيزهها و اهداف مورد انتظار از توليد مسابقات تلويزيوني است ولي اين هدف نميتواند تنها ملاك در طراحي اين دست برنامهها بهويژه در رسانه ملي جمهوري اسلامي ايران باشد. اگر به اثراتي كه يك مسابقه پرمخاطب تلويزيوني بر فكر و روان جامعه خواهد داشت توجه كنيم، اهميت پرداختن به محتوا و ساختار آن براي ما روشنتر خواهد شد. در نگاه اول، كاركرد مسابقات تلويزيوني پركردن اوقات فراغت مردم و ايجاد فرصت سرگرمي سالم براي آنان است. از اين حيث مزيت مسابقات نسبت به ساير برنامههاي توليدي اين است كه به دليل جذابيتهاي ذاتي مسابقه، ميتوان مخاطبان زيادي را با هزينه توليد بسيار كمتر از ساير برنامهها پاي صفحه نمايش نشاند. ولي واقعيت اين است كه فراتر از موضوع سرگرمي، محتواي مسابقات تأثير انكارناپذيري بر روان مخاطبان و ناخودآگاه آنان برجاي ميگذارد. به منظور فهم بهتر موضوع، بحث را با يك مثال دنبال ميكنيم. اثرات تماشاي مسابقات ورزشي يا رقابتهاي قهرماني المپيك يا جام جهاني فوتبال روي ذهن مخاطبان بر كسي پوشيده نيست. يكي از مهمترين اهداف برگزاري مسابقات ورزشي در سطوح قهرماني ترسيم قلههاي موفقيت در عرصههاي مختلف ورزش و ايجاد انگيزه در عموم مردم براي حركت به سمت قلهها است. بدين ترتيب وقتي آحاد يك جامعه به خصوص جوانان، قهرمانان ورزشي را به عنوان فاتحان قلههاي موفقيت بپذيرند، به صورت ناخودآگاه تمايل به صعود از دامنههاي اين مسير را در خود خواهند يافت و در نتيجه فضاي عمومي جامعه به سمت تلاش و ورزش متمايل خواهد شد. بنابراين ورزش قهرماني مقدمه ترويج ورزش همگاني است.
با توجه به ماهيت مشابه مسابقات ورزشي و مسابقات تلويزيوني از منظر قهرمانسازي و الگوسازي و توانايي آن در ايجاد گرايش عمومي در جامعه نسبت به حركت در مسير كسب تواناييهاي موضوع رقابت، همان جنس اثرات بر مخاطب براي مسابقات تلويزيوني نيز قابل تصور است. با اين وصف پرسش اينجاست كه موضوعات انتخابي براي مسابقات مزبور حاكي از گرايش رسانه ملي براي ترويج و توسعه كدام دسته از مهارتها يا فضيلتها در بين عامه مردم به ويژه جوانان است؟ -هرچند ممكن است اين گرايش به صورت آگاهانه شكل نگرفته باشد و يا متأثر از سلايق و علايق مخاطبان رسانه جهت يافته باشد- براي روشن شدن تأثير و تأثر دوجانبه بين رسانه و مردم به ذكر دو مثال ساده بسنده ميكنيم. در شرايط عادي گزارشگري فوتبال يك شغل و يا مهارت مانند ساير مهارتهاي قابل اكتساب و داراي سطح اهميتي متوسط و يا پايينتر از متوسط در بين مجموعه مهارتهاي قابل دستيابي است. حال اگر رسانه ملي با برگزاري يك مسابقه -شامل جذابيتهاي ذاتي و ساختگي- با موضوع انتخاب بهترين گزارشگران ورزشي اين مهارت را به عنوان يك ويژگي برجسته و يا يك فضيلت معرفي كند، تعداد افرادي كه برای ايجاد اين مهارت در خود، تلاش خواهند كرد بيشتر خواهد شد و به تبع آن در سالهاي بعد مخاطبان بيشتري تمايل به دنبال نمودن برنامههايي با موضوع مزبور خواهند داشت. مثال فوق نحوه تأثيرگذاري رسانه بر سلايق مخاطبان را نشان ميدهد. از ديگر روي سليقه مخاطبان نيز مي تواند بر انتخاب موضوع مسابقات توسط رسانه تأثيرگذار باشد. به عنوان مثال در شرايطي كه تعداد قابل توجهي از مخاطبان تلويزيوني طي چندين سال فعاليت رسانهاي شبكههاي ماهوارهاي به برگزاري مسابقات استعداديابي در زمينه موسيقي و خوانندگي عادت و علاقه پيدا كردهاند، رسانه ملي نيز به صورت آگاهانه يا ناخودآگاه در جهت جذب اين گروه از مخاطبان اقدام به ساخت برنامههاي مشابه خواهد كرد.
با توجه به آنچه گذشت صرف نظر از موضوع سرگرمي، كاركرد اصلي مسابقات تلويزيوني ايجاد انگيزه براي مخاطبان در جهت كسب نوعي از مهارتها و همچنين معرفي و القاي آن به عنوان فضيلت در ميان عامه مردم است. بنابراين بديهي است كه شبكههاي ماهوارهاي كه با هدف ترويج اباحهگري راهاندازي شده اند موضوعاتي را به عنوان محتواي مسابقات خود انتخاب ميكنند كه با اهداف مورد انتظار آنان هماهنگي داشته باشد، از جمله رقابت بين دختران و پسران در موضوع خوانندگي و يا نمايش صحنهاي.
اكنون نگاهي اجمالي بر عملكرد رسانه ملي در انتخاب موضوع و طراحي ساختار مسابقات مياندازيم. ملاحظه موضوعاتي كه در اكثر مسابقات تلويزيوني به عنوان سنگ بناي طراحي برنامهها در نظر گرفته ميشود، حاكي از آن است كه سياستگذاران، ناظران و برنامهسازان رسانه ملي توجه كافي به انتخاب موضوعات مسابقات و اثرات آن بر ناخودآگاه جامعه ندارند و تا كنون بيشتر هدف حداكثرسازي شمار مخاطبان را آن هم به هر قيمتي، دنبال كردهاند. در ادامه به ذكر چند نمونه از آنها خواهيم پرداخت. در يك دستهبندي ساده، نامناسبترين نوع مسابقات پخش شده در رسانه ملي آن دسته از مسابقات است كه در آنها نه فضيلتي به عنوان موضوع رقابت معين شده و نه حتي مهارتي قابل بهرهبرداري براي جامعه موضوع مسابقه قرار گرفته است. شاخصترين برنامههاي اين گروه به زعم نگارنده مسابقه لباهنگ برنامه خندوانه و پس از آن مسابقه آقاي گزارشگر بوده است. برنامه خندوانه بدون اينكه تمايلي براي ايجاد يك مهارت قابل استفاده در جامعه ايجاد كند صرفاً با جابجايي خطوط قرمز سازمان در حوزه موسيقي ساعات بيشماري از وقت مخاطبان صداوسيما را مصروف خود ساخت. برنامه گزارشگر برتر كه براي چندمين بار روي آنتن رفت صرفاً بر تعداد مدعيان گزارشگري در عرصه محدود رسانه كه مدتهاست ظرفيت پذيرش گزارشگر در آن به پايان رسيده است افزود. مسابقه شبكوك نيز عليرغم محور قراردادن مهارت خوانندگي و تلاشي كه براي رعايت استانداردها و معيارهاي رسانه ملي بكار بسته بود به دليل ترويج سبك زندگي غربي و الگوبرداري از نمونههاي مشابه خارجي در عمل حركت سازندهاي در جامعه ايجاد نكرد. در اين ميان مسابقه هوش برتر با توجه به تشويق مخاطبين به تقويت قوه تمركز و حافظه در گروه مسابقات مفيد و در عين حال جذاب قرار ميگيرد. بسياري از مسابقات هم مخاطبين را به افزايش اطلاعات عمومي تشويق ميكند كه هرچند فايده چنداني بر آن مترتب نيست ولي زياني هم به همراه نداشته است. ناگفته نماند كه نمونههاي بسيار موفقي نيز از مسابقاتي كه به خوبي مهارتها و حتي فضائل شخصيتي را در قالبهايي جذاب به جامعه ارائه كرده است، طي ماههاي گذشته از رسانه ملي پخش شده است. به عنوان نمونه برنامه «خانه ما» كه در شبكه افق توليد و در همین شبکه و نیز شبکه یک پخش شد، به زيبايي هرچه تمام مهارت اداره زندگي و به كار بستن عقل معاش را در قالبي جذاب به نمايش گذاشت و تأثيرات آن نيز بر مخاطبانش قابل انكار نيست. همچنين مستند مسابقه «فرمانده» از ديگر نمونههاي موفق در برگزاري مسابقات تلويزيوني به شمار ميرود چراكه ضمن برخورداري از جذابيتهاي لازم گرايش به كسب مهارتها و توانمنديهاي قابل استفاده را در بين مخاطبان خود ايجاد كرده است.
هدف اين نوشته توجه دادن به لايه پنهان اثرات مسابقات تلويزيوني و ظرفيتهاي فراوان اين دست برنامهها براي افزايش انگيزه در ميان جوانان و حركت دادن جامعه به سمت كسب مهارتها و فضائل ضروري براي پيشبرد اهداف جامعه بوده است. به نظر ميرسد ضروري است يك هسته فكري با پشتوانه افراد صاحب فكر و انديشه در رسانه ملي شكل بگيرد و خطوط اصلي و عرصههاي مناسب براي ايجاد رقابت و توليد مسابقه در برنامههاي رسانه را تعريف كرده و در اختيار برنامه سازان قدرتمند قرار دهد تا ظرفيتهاي كيفي سازمان براي دستيابي به اهداف تعيين شده به كار گرفته شود. در اين مسير نبايد به اقدامات سلبي و مانعتراشي براي برنامههاي نامناسب بسنده كرد بلكه بايد با اتخاذ رويكرد ايجابي ضمن اجتناب از تخطئه برنامهسازان و برنامههاي موفق نظير خندوانه، آنان را به سمت اهداف و موضوعات از پيش تعيين شده هدايت كرد.
* دانشجوی دکتری مدیریت دانشگاه علامه طباطبایی(ره)