کد خبر: ۷۵۲۶۷
تاریخ انتشار : ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۲۱:۴۲
به یاد طلبه بسیجی شهید «ابوالقاسم یوسفی سه‌دهی»

آزاد ز خاک و سوی افلاک شدند!(حدیث دشت عشق)


شهید «ابوالقاسم یوسفی»، کوخ‌نشینی عاشق بود. در وسعت سبز دیار خراسان و در آرامش نیایش سروهای بر فراز باد، در خانه‌ای از ایمان در سال 1344 گل کرد. روستای شیرین دره از توابع بجنورد خاطرات خوش او را از یاد نبرده است. کودکی‌هایش با سرشتی پاک و سرشار از عشق به خدا طی شد. او همبازی‌ بچه‌ها بود، ولی متفاوت با آنان. کنکاش‌های تمام نشدنی و پاکی و ایمانش از او چهره‌ای ساخته بود که در کنار استعداد خدادادی‌اش محبوب دوستانش شده بود.
دوران تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در روستا به سر برد و روزهای خوش انقلاب و فریاد اعتراض که از راه رسید، مشتی شد در میان مشت‌های گره کرده تا بر فرق استبداد و ناعدالتی کوبیده شود.
سال 1361 با روحیه‌ای پاک و تشنه معرفت، در اقیانوس پرگهر حوزه گام نهاد. او با دقت تحصیل را فرا گرفت او گناه را بیماری قلب سلیم می‌دید و تقوا را مایه سعادت! ارادت ایشان به معلم تقوا و اخلاص، شهید آیت‌الله دستغیب شاهد این قضیه است. ابوالقاسم با مطالعه و دقت در آثار شهید دستغیب، آوای «یا ایتها النفس المطمئنه» را در گوش جانش احساس کرد و «ارجعی الی ربک» را می‌خواست که با تمام وجود لبیک گوید.
او چهار مرتبه راهی جبهه شد تا آرامش قلب‌های کودکان معصوم شهر در هجوم گام‌های کثیف متجاوزان شکسته نشود. مهران هیچ‌گاه از یاد نخواهد برد گام‌های پاک و استوار جوان رعنایی را که آمده بود تا در عمل فریاد زند که: خدایا تمام هستی‌ام را تقدیم آستانت ساختم. او با کربلاییان در 11 تیرماه 1365 تا بی‌نهایت دوست پرکشید و رفت.
بخشی از وصیت‌نامه شهید:
دین را از سیاست جدا ندانید. همان‌طور که امام امت فرموده‌اند: والله اسلام همه‌اش سیاست است، انبیا در سیاست دخالت داشته‌اند، اگر پیامبر اکرم به سیاست کاری نمی‌داشت و با سرمایه‌داران مکه و حجاز کاری نداشت، در یک گوشه مسجدی می‌نشست و مسئله می‌گفت، جنگ و خونریزی پیش نمی‌آمد...
به حرف جهال و مغرضان که فریاد جدا بودن دین از سیاست را شعار خود قرار داده‌اند، اعتنا نکنید.
... اینهایی که این حرف را می‌زنند، به خدا قسم یا از اسلام اطلاعی ندارند و اسلام واقعی را نمی‌شناسند، یا اینکه افراد مغرضی هستند.