به یاد روحانی بسیجی شهید «محمدرضا حسن رضایی»
از خاک برآمده به افلاک شدند!(حدیث دشت عشق)
روحانی شهید «محمدرضا حسن رضایی» در اول خرداد سال 1348، در شهر قزوین به دنیا آمد. او سومین فرزند خانوادهای معتقد و متدین بود که با نذر خانواده متولد شد؛ چرا که فرزندان پسر این خانواده زنده نمیماندند. لذا نذر کردند اگر فرزندشان پسر باشد و زنده بماند، سرباز امام زمان- عجلالله تعالی فرجهالشریف- شود. بعد از گذراندن دوران کودکی، وارد دوره ابتدایی در مدرسه «فرهنگ» قزوین شد و سپس وارد مرحله راهنمایی در مدرسه «اتحاد اسلامی» گردید. شور و علاقه و روح ترقیخواهانهاش برای سیراب شدن از سرچشمه زلال علم و معرفت او را راهی حوزه علمیه نمود. سال 1363 وارد مدرسه علمیه «صالحیه» قزوین شد. یک سال به تحصیل مقدمات، اشتغال داشت و سپس برای رسیدن به مراتب بالای علمی و روحی، به قم، مرکز علوم آل محمد- صلیالله علیه و آله- هجرت نمود و در مدرسه امام صادق- علیهالسلام- مشغول خوشهچینی از فقه جعفری شد. او اولین بار در سن 16 سالگی از سوی دفتر تبلیغات اسلامی راهی میادین نبرد شد و بعد از آن نیز در شش مرحله راهی مناطق عملیاتی و جنگی و در این راه بارها مجروح گردید ولی بعد از بهبودی نسبی دوباره دل را به دریای بیکران جهاد و دفاع میزد. او هر بار که به مرخصی میآمد، دروس عقبافتاده را با گوش دادن به نوارهای درسی جبران میکرد تا از قافله علم عقب نماند. او از یک سو، حفظ اسلام و قرآن را بالاتر از تحصیل میدانست و از سوی دیگر، شهادت دوست و همحجرهایاش، شهید «حیدر حیدری»، از طلاب بوشهر و 4 نفر ازهمدرسانش، سبب شد تا عزمش را برای جهاد و شهادت جزم کند.
تضرع و گریههای او بر سر نماز و دعا و استغاثه او برای شهادت را بارها دوستانش شنیده بودند. برای شرکت در عملیات «کربلای 2» لباس رزم پوشیده تا برای تبلیغ در ماه محرمالحرام راهی جبههها شود. وی که نتوانسته بود در عملیات آزادسازی مهران شرکت نماید برای جبران آن تلاش خود را مضاعف نمود و همانند دفعات قبل قدم در میدان کارزار گذاشت. این سرباز امام زمان- عجلالله تعالی فرجهالشریف- بالاخره به آرزویش رسید و بعد از نه ماه حضور در جبههها، در 65/6/10، در منطقه حاج عمران به فیض شهادت نایل آمد.