کد خبر: ۷۴۵۴۶
تاریخ انتشار : ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۹:۳۶

در رثای استاد بشارتی گیوی


«دکتر بشارتی گیوی»، اسمی که تا بر سر زبان‌ها جاری می‌شود، خاطرات خوش کلاس‌های استادی را به یادها متبادر می‌کند که پر بود از درس زندگی. کلاس‌های استادی که در لابه‌لای مطالب غنی علمی‌اش، با چهره‌ای بی‌وقفه خندان، به پرورش شاگردانش می‌پرداخت، تا مهندس متعهد متخصص و دانشجوی عالم عامل بسازد. استادی که امکان ندارد شاگردش بوده باشی و پس از اتمام ترم تحصیلی، از تمام شدن فرصت پای درس او نشستن خوشحال شده باشی. استادی که اگرچه در کرسی تخصصش دانشمندی پرتجربه بود اما در مقام استادی‌اش، مربی‌ای بود الهی. چه بگویم از او که همیشه ما را به خواندن روزی یک صفحه از قرآن و یک صفحه از مفاتیح الجنان و صد البته یک صفحه از کتاب مشهورش توصیه می‌نمود. تا جایی که این سه صفحه را برای دانشجویان خودش یعنی دانشجویان مهندسی مکانیک دانشکده فنی واجب می‌دانست.
در این مجال به بررسی ابعاد مختلف شخصیت این استاد مرحوم خواهیم پرداخت. شاید بتوان در ادامه با کمی از کلیات رفتاری او آشنا شد. دکتر محمد کاظم بشارتی گیوی متولد 1328 در شهر گیوی از توابع خلخال اردبیل از اساتید نامدار دانشکده مهندسی مکانیک دانشگاه تهران است. وی تحصیلات مقدماتی را در دبستان حافظ و دبیرستان بوعلی سینای گیوی گذراند و سپس به تهران آمده و در مدرسه دارالفنون و در رشته ریاضی به تحصیل پرداخت و دیپلم ریاضی خود را در سال 1347 اخذ کرد. وی پس از آن وارد دانشکده فنی شد و سپس به تبریز رفت و دوران کارشناسی ارشد مهندسی خود را در آنجا گذراند. وی دوران نظام وظیفه خود را در بخش پشتیبانی نیروی دریایی به ترجمه و تدوین کتب و منابع علمی مهندسی مکانیک و ناوبری پرداخت. در سال 1364 به عضویت هیئت علمی گروه مهندسی مکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهران درآمد و در سال 1367 برای ادامه تحصیل عازم انگلستان شد و مدرک دکتری خود را در مهندسی متالورژی در سال 1371 از دانشگاه لیدز انگلستان اخذ کرد.
او علاوه بر بیش از 120 مقاله علمی ثبت شده در پایگاه‌های علمی، داوری ادبی کتب منتشره در جشنواره‌های علمی و ترجمه کتب که بارزترین آنها را می‌توان «مهندسی تولید و فناوری» و «ساختمان‌های امن پیشرفته» و «متالورژی فولاد به زبان ساده» دانست به تألیف کتابی جامع و بسیار بالنده، ‌در زمینه مهندسی جوشکاری اصطکاکی پرداخت که توسط بزرگ‌ترین انتشارات جهان، الزویر با قیمت 200 دلار به چاپ رسید و همان روزهای اولی که در بازار فروش قرار گرفت مورد استقبال اساتید و دانش‌پژوهان در سرتاسر جهان از بوستون تا مسکو قرار گرفت. به گفته خود استاد، او در این کتاب موفق شده بود تا دانشگاه پیام نور و دانشگاه آزاد اسلامی را هم‌رتبه دانشگاه‌های برتر جهان همچون آکسفورد و مسکو و بوستون قرار دهد و به صورت عمدی در این کتاب از دانشگاه صنعتی شریف نامی برده نشده است.
به شهادت آمار و ارقام ثبت شده در پایگاه‌های علمی، او برترین استاد دانشکده مهندسی مکانیک دانشگاه تهران شناخته شده بود اما تا پایان عمر گهربار و پر از تجربه و علمی خود به سختی حاضر به پر کردن فرم‌های ارتقای رتبه علمی شد و خط‌شکنی شد برای مقابله با جو نادرست ارتقای علمی اساتید.
من از ایشان درباره کتاب جدیدالتألیفشان سؤال کردم که آیا برای شما با این همه تجربه و آزمایش، این تألیف کم نیست. ایشان فرمودند: این شروع کار من است. اگر خدا لطف کند بیشتر خواهم نوشت و البته این کارها را ما برای خط‌شکنی انجام می‌دهیم. ما خط‌شکنیم. این راه را دانشجویانم ادامه خواهند داد و پس از آن جمله‌ای از امام خمینی(ره) را ذکر کردند که فرمودند: «ما باید باور کنیم که می‌توانیم صنعتگر بشویم».
استاد بشارتی گیوی در کلاس‌های خود همیشه دانشجویان را به بازدیدهای یک نفره و یا دو نفره از مغازه‌ها، کارگاه‌ها و کارخانه‌ها توصیه می‌نمود. صد‌البته برای گزارش‌ها و مخصوصاً عکس‌های گرفته شده نمره قابل قبولی در نظر می‌گرفت. جالب اینجاست که مناطق کارگاهی و فنی تهران را زود به زود گوشزد می‌کرد که مبادا دانشجویان فراموش کنند. وی همواره عکس گرفتن از رویدادهای مکانیکی را امری پسندیده می‌دانست و دانشجویان را بر این امر تشویق می‌نمود. به گفته خود استاد ایشان همه کاری از زایمان حیوانات اهلی تا فعالیت‌های کارگاهی را انجام می‌دادند و اصولاً از تن‌پروری و تنبلی در زمینه‌های مهندسی برحذر می‌داشتند و همین روحیه تواضع و خاکی بودن و گشاده‌دستی ایشان موجب می‌شد تا دانشجو با یک بار ملاقات، بیشتر از هر استاد دیگری با ایشان مأنوس شود و البته موجب می‌شد تا اکثر دانشجویان مراجعه کننده به ایشان از دانشگاه‌های غیر دانشگاه تهران باشند. عقیده ایشان این بود که ما نباید بگوییم حالا که ما در دانشکده فنی هستیم بنابراین دیگران از ما پایین‌ترند و نباید آنها را به دانشکده راه دهیم؛ بلکه هر کس از این در وارد اتاق من شود و به من مراجعه کند او سفیر خداست که باید او را دریافت و پرورش داد، مبادا خدای ناکرده جذب غرب شود.
دکتر بشارتی علاوه بر بعد علمی و پژوهشی قوی که داشت از نظر تدین و تقید به دستورات اسلامی چهره بارز و نترسی بود. در ابتدای جلسه درس- علی‌رغم وجود حرف‌های پشت پرده- یک صفحه قرآن کریم را یا با صوت جذاب خود و یا توسط دانشجویان تلاوت می‌نمود و چنان که ذکر شد سه صفحه قرآن و مفاتیح و کتاب مهندسی تولید را بر ما واجب کرده بود. قرآن خواندنش به صورت قرائت صرف نبود بلکه با توجه به ارشادات و استشهاداتی که در خلال درس با آیات قرآن انجام می‌داد به وضوح آشکار بود که قرآن در فکر و عمل او نهادینه شده است و تدبر در قرآن جزو رویه‌های اصلی زندگی او است. یاد دارم که استاد به مناسبت‌های مختلف ما را به انجام مستحبات دینی تشویق می‌فرمودند از جمله آنها مناجات با خداوند بود که البته مصر بودند حتماً به نیت تقرب باشد، در غیر این صورت فایده‌ای نخواهد داشت اگر مناجات با خدا برای «حال خوش داشتن» و یا «حال خوش دست دادن» خوانده شود. و نیز در جایی به خواندن دعای جوشن صغیر سفارش کرد و گفت: «من به سفارش سید حسن نصرالله در جنگ 33 روزه هر روز دعای جوشن صغیر را می‌خواندم و الان هفته‌ای یک بار توفیق خواندن آن را دارم. شما هم آن را بخوانید و در معنی آن تفکر کنید. اگر کردید ثواب آن را به مادر و پدرم هدیه نمایید چرا که آنها منتظرند».
دکتر بشارتی گیوی علاوه بر این، شاعری توانا و خوش ذوق بود. هنوز سروده‌هایش در مناقب اهل بیت و نیز درباره جنگ 33 روزه لنبان در خاطره‌ها باقی است. کسانی که داخل اتاق ایشان شده باشند شهادت خواهند داد که اولین چیزی که توجه آنها را به خود جلب خواهد کرد عکس بزرگ شهید عماد مغنیه و نیز حدیثی درباره سرودن شعر برای اهل بیت از امام صادق علیهم‌السلام است که فرمودند: «من قال فینا بیت شعر بنی الله تعالی له بیتاً فی الجنه.» «هر که درباره ما یک بیت شعر بگوید، خدای تعالی در بهشت خانه‌ای برایش خواهد ساخت».
از جمله روحیاتش طبیعت‌دوستی و خوش‌ذوقی در امر درختکاری بود تا جایی که خطاب به اساتید و دانشجوها می‌گفت: «انسان باید ذوق داشته باشد. اگر ذوق می‌داشتید راهروهای دانشکده پر از گل و درخت بود!». شاید بتوان به جرأت گفت که تمامی درختان داخل دانشکده مکانیک به دست استاد کاشته و تکثیر شده‌اند و تمامی آنها که در جای جای راهروهای دانشکده به چشم می‌خورد یادگاری از جانب استاد برای ما هستند.جنبه‌ای دیگر از خصوصیات استاد بشارتی، خوش‌سخنی او بود. به یقین زمانی که به بازگویی خاطرات خود از اتفاقاتی می‌پرداخت که در سفرهای ایرانگردی و یا در حین انجام آزمایش‌ها و پژوهش‌ها برای ایشان رخ داده بود، کمتر کسی بود لذت نبرد.جمله‌ای از او درباره امام خمینی(ره) هنوز در گوش من طنین‌انداز است: امام خمینی جریان‌ساز و خط‌شکن بود. گرچه ‌خودش به ظاهر نتوانست در خط جبهه حاضر شود اما جبهه را او هدایت کرد. گرچه خودش نماز جمعه را راه‌اندازی کرد ولی هیچ گاه نتوانست در نماز جمعه شرکت کند. امام بود که این راه را باز کرد تا دیگران رونده آن باشند. امام همین خط‌شکنی را به مردم یاد داد.
زمانی نیز ارادت خود را نسبت به مقام معظم رهبری با ذکر این داستان به زیبایی بیان نمود: روزی حوثی رهبر مقاومت یمن به نزد سید حسن نصرالله رفت تا با او بیعت کند. سید حسن به او گفت: با سرباز که نباید بیعت کرد. من سرباز سید خامنه‌ای هستم. برو به نزد فرمانده و با ایشان بیعت کن. رضوان خدا بر او باد.
دکتر بشارتی از دانشجویان فعال در بسیج دانشجویی با عنوان «بر و بچ» یاد می‌کرد و بنده را توصیه می‌نمود تا در فعالیت‌های بسیجی و انقلابی بسیج دانشجویی شرکت کنم. می‌گفت: «شما با بر و بچ همکاری داری یا نه؟». گهگاهی خودش هم به دفتر بسیج دانشجویی سر می‌زد و احوال بچه‌ها را جویا می‌شد.
در پایان به ذکر این جمله بسنده می‌کنم که
صبربسیار بباید پدر پیر فلک را / تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید.
یادش گرامی و روحش با اهل بیت علیهم‌السلام محشور باد که نامش محمد کاظم بود و ارتحالش نیز در آستانه شهادت امام کاظم(ع).
* حسین اصلانی
 از شاگردان استاد