kayhan.ir

کد خبر: ۷۴۱۰۲
تاریخ انتشار : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۲۱:۵۳

علی اکبری
«برجام، ایران را از جنگ نجات داد.» این مطلبی است که توسط برخی از دولتمردان کشورمان مطرح شده و به انحای مختلف توسط دیگران تکرار و البته مجدداً توسط وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی بیان گردید. اینکه چرا ایشان که باید در مقوله فرهنگ فعالیت داشته باشد، در یک جنگ نرم زیرپوستی کنونی بین ایران و نظام سلطه؛ سنگر فرهنگی خود را رها کرده و به موضوعاتی نظامی از این قبیل علاقه‌مند شده است را باید جداگانه بررسی کرد لیکن باید از ایشان پرسید کدام محاسبه منطقی این گزینه را تأیید می‌نماید؟ برای وقوع یک جنگ عوامل متعددی باید فراهم و مهیا باشد تا واقعاً جنگی شروع شود وگرنه بسیاری از تهدیدات و تشرهای نظامی در همان حد باقی می‌مانند و صرفاً برای مقاصد سیاسی و یا بازدارندگی مطرح می‌شوند. نباید فراموش کرد که جنگ بیش از آنکه ابزار نظامیان باشد، ابزار سیاسیون است چراکه برابر جمله مشهور: «جنگ ادامه نبرد سیاسی است اما در معرکه‌ای دیگر». با این وصف اگر دولتی بتواند مقاصد سیاسی خود را از طریق سیاسی پیش برد، منطقاً از ابزار نظامی استفاده نخواهد کرد. صاحب‌نظران نظامی حداقل سه عامل اساسی را برای وقوع یک جنگ برشماری می‌نمایند. مقایسه وضعیت دو کشور متخاصم (کشوری که تهدید می‌کند و کشوری که در معرض تهدید قرار می‌گیرد) و محیط بین‌الملل به عنوان عامل اثرگذار. اینکه جناب آقای جنتی و برخی دیگر آقایان اعلام می‌دارند که قرار بود جنگی علیه ایران رخ دهد، قطعاً این جنگ قرار نبوده از جانب همسایگان ایران از قبیل عراق، افغانستان و... یا از جانب متحدان و همکاران ایران مانند روسیه، چین و... رخ دهد بلکه به طور خاص تهدید ایران از جانب آمریکا به عنوان شیطان بزرگ و رژیم صهیونیستی به عنوان سگ هار آمریکا در منطقه بوده و خواهد بود و اگر هم قرار بر وقوع جنگ باشد تنها این دو هستند که انگیزه لازم برای شروع جنگ علیه ایران را دارند. سران رژیم صهیونیستی که حتی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، متوجه عمق حرکت امام شده و اعلام کرده بودند که زلزله ایران باعث نابودی و اضمحلال این رژیم غاصب و کودک‌کش خواهد شد و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز حمایت ایران از آرمان فلسطین همین مسئله را تأیید کرد و آمریکا که زمانی همه‌کاره این کشور بود و اکنون ایران اسلامی را تنها مانع برای تحقق نظام تک‌قطبی و کدخدایی خود بر دهکده جهانی می‌بیند و اگر کشور دیگری از منظر آقایان قصد حمله به ایران را داشته، خوب است مدارک و مستندات لازم ارائه گردد تا حداقل ملت بتواند دشمنان خود را بشناسد؛ چرا که برخی از آقایان، حتی قائل به دشمن بودن آمریکا نیز نیستند و آن را کشوری می‌دانند که ما با او در برخی از مسائل اختلاف داریم و با این وصف تنها رژیم صهیونیستی می‌ماند که قصد حمله به ایران را داشته است؛ اما پاسخ به سه سؤالی که مطرح گردید که آیا شرایط طرفینی و جهانی اجازه وقوع جنگ را می‌داده است:
آمریکا در تمام جنگ‌هایی که در سال‌های اخیر انجام داده شکست خورده است با ذکر این نکته که در تمام این جنگ‌ها آمریکا با یک ائتلاف قانونی و بعضاً غیرقانونی و با کمک دیگر کشورهای همراه اقدام نظامی خود را انجام داده است و در مقابل آمریکا نیز هیچ ارتش و یا کشور و دولت منسجمی وجود نداشته است و با این حال در هیچ‌کدام از این عملیات‌های نظامی نتوانسته است موفقیتی کسب کند و مجبور شده که با ذلت و خواری، شکست خود را بپذیرد. همچنین وضعیت کنونی آمریکا در مقایسه با زمان‌های گذشته از جمله دوران فروپاشی شوروی سابق که آمریکا مدعی نظم نوین جهانی بود، قابل مقایسه نیست و قطعاً آمریکای دو دهه قبل، از آمریکای مقروض کنونی که با چالش‌های فراوان داخلی و خارجی مواجه است، قدرتمندتر بوده است.
اگر مهاجم را رژیم صهیونیستی فرض کنیم که قضیه کاملاً فرق می‌کند. رژیمی که در برخی مجامع بین‌المللی نیز به عنوان یک رژیم تروریست و غاصب فاقد مشروعیت سیاسی است و هنوز نتوانسته چالش مشروعیت سیاسی خود را حل نماید. رژیمی که حتی در کشورهای اروپایی و آمریکایی با چالش تحریم تولیدات خود مواجه است و مجبور است تولیدات داخلی خود را با مارک‌ها و عناوین جعلی و غیرواقعی بفروشد و برخی مسئولان سیاسی این رژیم به منظور فرار از محاکمه به جرم آدم‌کشی و جنایت جنگی، جرئت مسافرت به برخی از همین کشورهای اروپایی را ندارند. رژیمی که در مواجهه با یک گروه مجاهد در لبنان به نام حزب‌الله نتوانست موفقیتی کسب کند و مجبور به فرار ذلت‌بار از لبنان گردید و در جنگ سی‌ و سه روزه، چاره‌ای جز عقب‌نشینی و پذیرش شکست پیدا نکرد. رژیمی که در مواجهه با یک منطقه محدود در داخل سرزمین‌هایی که تحت اشغال و محاصره این رژیم از دریا و خشکی است و با همه جنایاتی که مرتکب گردید مجبور شد برای توقف جنگ و عبور از خذلانی که دچار شده بود واسطه‌هایی برای التماس به مقاومت حماس و فلسطینیان باریکه غزه برای پذیرش آتش‌بس بفرستد و اکنون نیز خود را با انتفاضه جدید در داخل سرزمین‌های اشغالی و کرانه باختری مواجه می‌بیند.
اما وضعیت ایران اسلامی به عنوان عنصری که ظاهراً قرار است مورد هجوم قرار گیرد کاملاً مشخص است و نیازی به تشریح ندارد چراکه عاقلان را اشارتی کافی است. توان دفاعی و موشکی ایران و نیروهای مسلح توانمند و باتجربه هر عاقلی را از مواجهه، پشیمان و منصرف خواهد کرد. آمریکا که خود را قدرت مطلق می‌داند در موضوع دستگیری تفنگداران دریایی خود مجبور به التماس به ایران شد. در موضوع سوریه نیز علی‌رغم اعلام ساعت سین حمله، این تهدید ایران بود که آمریکا را مجبور به عقب‌نشینی ذلیلانه کرد و آنچه بعضاً رئیس‌جمهور مؤدب و باهوش! آمریکا در مورد حمله به ایران مطرح می‌کند، لاف در غربتی است که تنها باعث استهزا خواهد بود. در مورد رژیم صهیونیستی نیز اگر دست از پا خطا کند، ایران اسلامی آن را از زمین محو خواهد کرد. به فرموده حضرت آقا «گاهی سردمداران رژیم صهیونیستی، ما را تهدید هم می‌کنند؛ تهدید به حمله‌ نظامی می‌کنند؛ اما به نظرم خودشان هم می‌دانند و اگر نمی‌دانند، بدانند که اگر غلطی از آن‌ها سر بزند، جمهوری اسلامی «تل‌آویو» و «حیفا» را با خاک یکسان خواهد کرد.» (1/1/1392) این رژیم در مواجهه با فرزندان انقلاب اسلامی ایران در منطقه ناتوان است و آیا توان مقابله با ایران را دارد؟
مؤلفه دیگر، محیط بین‌الملل است. آیا جهان کنونی و کشورها و دولت‌ها با وقوع یک جنگ موافقند و آمریکا و رژیم صهیونیستی توانایی متقاعدسازی آن‌ها برای حمله به ایران را دارند؟ آیا بازار انرژی در جهان توانایی مقابله با چالش بحران انرژی در صورت حمله به ایران و اقدام متقابل ایران در بستن تنگه هرمز و یا حمله به پایگاه‌های دشمن در منطقه را دارد؟ و هزاران سؤال و ابهام دیگر که پاسخ‌هایی مشابه آنچه ذکر شد خواهند داشت. این ادعا که اقدامات و تلاش دانشمندان در موضوع هسته‌ای باعث انزوای ایران شده بود و دیگران آماده حمله به ایران بودند و ... را تنها کسانی می‌پذیرند که خود را در شبکه‌های بی‌بی‌سی و رادیو فرانسه و ... محصور کرده‌اند و سخنان فردی چون اولاند را حجت شرعی برای قضاوت خویش تلقی می‌کنند. حضور مسئولان بیش از صد و بیست کشور جهان در ایران که در بین ایشان ده‌ها رئیس‌جمهور و رئیس دولت حضور داشت، نشان‌دهنده عدم انزوای ایران است.
با این وصف اگر هم احمقی قصد حمله به ایران اسلامی را داشته باشد، این قدرت و توان ملی ایران اسلامی و به اصطلاح قدرت بازدارندگی ایران بوده که او را مأیوس از پیروزی و منصرف از اقدام کرده است و نه موضوع برجام. بیان برطرف ساختن سایه جنگ از سر کشورمان به عنوان یکی از دستاوردهای برجام، دادن آدرس انحرافی است چراکه اصلاً مذاکرات هسته‌ای ایران و طرف مقابل، ارتباطی با جنگ نداشت. آقایان مذاکره کردند تا تحریم‌ها را که به قول ایشان باعث مشکلاتی برای کشور شده بود برطرف سازند تا آب خوردن و آلودگی هوا و ضرر روزانه چند ده میلیون دلاری کشور برطرف شود و اکنون که بی‌نتیجه بودن برجام مشخص‌ شده و به قول رئیس‌کل بانک مرکزی، تقریباً هیچ‌ چیز عاید ایران نشده است، جرئت بیان حقیقت به مردم در این آقایان وجود نداشته و تلاش می‌شود با بیان چنین مطالبی، برای برجام، دستاوردتراشی شود. مردم حافظه خوبی دارند و متوجه هستند که دلیل واقعی برجام چه بود و اکنون مشخص شده که برجام اگر هیچ عایدی در موضوع اقتصادی برای ایران نداشته است، لااقل بطلان راهبرد برخی دولتمردان در خصوص مذاکره و ارتباط با کدخدا را آشکار ساخته است.

نام:
ایمیل:
* نظر: