کد خبر: ۷۳۴۶۱
تاریخ انتشار : ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۲۲:۱۴

انقلابی دیگر



فاطمه جعفریان

بدعهدی در قاموس غرب چیز عجیبی نیست. اصلاً این انتظار که زورمندی بی‌اخلاق در برابر اظهار ضعف کرده‌ای زانو زده متعهد باشد عجیب است. وقتی آب خوردن ملتی به خواست آنها متصل می‌شود و سران ملت با فریاد امان از تحریم شتابان به سمت مذاکره می‌شتابند یعنی شما همه هستی ملت را در دست دارید یعنی اگر بخواهید می‌توانید آب را هم دریغ کنید! و وای به روزگاری که همه اینها فقط در عمل نمایان نشده باشد که بر زبان نیز آمده باشد.
اصلاً بر مبنای چه منطقی وقتی نتیجه تحریم و تهدید را دیده‌اند نباید ادامه‌اش بدهند آخر این ملت همه چیزش استخوان لای زخم است برایشان. فقط هسته‌ای نیست موشک است. حزب‌الله است، فلسطین است، اسلام است... وقتی هسته‌ای را به خیال خود تمام کردند نوبت بعدی می‌رسد موشک، راهش را هم عده‌ای خوب به آنها یاد داده‌اند باز هم باید آب را بر این ملت بست البته به یکباره نه آرام آرام مگر قبلی یک شبه به نتیجه رسید. دولت‌ها آمدند و رفتند و تدبیر نکردند و به تحریم‌ها نسبت دادند تا تیر خلاص برسد به دولت دیپلمات. تا برسد به سخن نهایی: یک راه بیشتر نمانده آب در برابر هسته‌ای. خوب، هسته‌ای رفت تا آب بیاید! آب بیاید تا ملت نمیرند!!! دولت‌های آینده در راهند و صبر دشمن هم زیاد، مگر خودشان اعتراف نکردند که انتظار نداریم رفتار ایران یک شبه تغییر کند. راه ساده‌ای دارد، همان راه قبلی پیموده شده و موفق تا برسد به برد برد. حالا کاری نداریم واقعاً ملت تشنه آب بودند یا عده‌ای تشنه مذاکره با آمریکا، کاری نداریم که آیا همان گونه که مذاکره برای عده‌ای آب داشت برای ملت نان داشت یا نه. کاری نداریم که آب و نان پیش‌کش همان چیزی را که ملت داشتند را هم از شکم آنها زدند بگذریم...
حالا باید چه کرد؟ شاید این حرف جسارت‌آمیز باشد اما واقعیت تلخی است ما انقلاب را کامل نکردیم. با انقلاب اسلامی دست‌های استعمار از حکومت از تحمیل و تهدید مستقیم ملت قطع‌ شد اما همه راهها بسته نشد. چرایش مثنوی هفتاد من کاغذ است، این که انقلاب آن قدر درگیر بحران و جنگ شد که فکر تکمیل انقلاب فراموش شد، اینکه دولت‌هایی که بعد از جنگ آمدند شاید اصلاً اعتقادی به اصول انقلاب نداشتند که فکر تکمیلش باشند. انگار باید سی و  چند سال می‌گذشت تا حاصل این نقص را مردم با تمام وجود حس کنند وقتی که مجبور شدند از بخشی از حق خویش در برابر لغو تحریم‌ها، در برابر آب!!! ظالمانه بگذرند.
حالا وقت انقلابی دیگر است، این بار در عرصه اقتصاد. این بار فریاد مرگ بر استکبار و تحمیل و تهدید خمینی کبیر از زبان رهبر انقلاب دوباره شنیده می‌شود اما به شکلی دیگر مردمان این سرزمین به انقلابی دوباره خوانده شدند، این بار حرف انقلاب سیاسی نیست، حرف جمهوری اسلامی نیست، حرف اقتصاد مقاومتی است. دوباره باید دستهایی کوتاه شود در داخل و خارج. دستهایی که خوب راه باز گرداندن ملت را به روزهای سیاه گذشته یاد گرفته و می‌داند باید چه کند تا ملتی ایستاده در برابر مستکبران به زانو درآید و یکی‌یکی داشته‌هایش را با دست خود در ازای ثمن بخس تقدیم بیگانه کند. اهمیت اقتصاد مقاومتی اگر از انقلاب اسلامی بیشتر نباشد کمتر نیست، که اگر انقلاب اقتصادی نشود به سادگی همه دستاوردهای انقلاب از دست می‌رود. توطئه‌ها در پیش است دستهایی که در خارج با تکیه بر ضعفهای اقتصاد داخلی و وابستگی به یادگار مانده آن از دوران قبل هر روز ساز جدیدی کوک می‌کند برای به راه آوردن ملتی که در خیالش یاغی شده و به راه نیست. و دستهایی که در داخل خوب می‌داند چگونه از کاه تحریم کوه بسازد تا کار رام کردن این اسب سرکش برای سواری دادن آسان‌تر شود. امروز اقتصاد مقاومتی ترجمان پایدار ماندن عزت ایران و ایرانی است. ترجمان کامل شدن یک انقلاب ترجمان به ثمر رسیدن آرمان‌هایی که برایشان خونها ریخته شد و هزینه‌ها پرداخت شد. امروز به جرأت می‌توان گفت اقتصاد مقاومتی مرز میان خدمت و خیانت است که اقدام و عمل برای آن خدمت به اسلام و انقلاب و ایران است و بی‌توجهی و به فراموشی سپردنش عین خیانت به آرمانهای انقلاب.