در مشاورههای نراقی به محمدرضا پهلوی
طرح راههای مقابله با انقلاب اسلامی(پاورقی)
گزارش راهکارهای نراقی برای حفظ رژیم پهلوی او را برای مشاوره به دربار کشاند، تا راههای مقابله با انقلاب اسلامی را با محمدرضا پهلوی در میان گذارد:
«تمام مطالب روز را برای ایشان تجزیه و تحلیل کردم. به عرض رسانیدم که این موضوع، ریشه عمیقی دارد، دینامیزم مذهب، از فرض سیاسی استفاده کرده و چون مدتها به مذهب بی توجهی شده، شرایط فعلی موجب بهره برداری گردیده است و یک نوع سوسیالیزم از درون اسلام بیرون آمده، به نحوی که از سلطان، انتظار امیرالمؤمنین[علیه السلام] و از ملکه، توقع فاطمه زهرا[سلاماللهعلیها]را دارند. از طرف دیگر، افراد مذهبی تفکرات خاص خود را دارند، مثلاً شیخی را که از کاشان گرفته بودند، در بازجویی خود اظهار داشته: زندان استراحت است، تبعید سیاحت است و اعدام شهادت، ما با چنین افراد و افکاری روبرو هستیم. راننده من امروز میگفت: میخواهم که 360 تومانی را که بابت شرکت تعاونی پرداخت کردم، پس بگیرم؛ زیرا شنیدهام که در شرکت تعاونی مشروب فروخته میشود. سپس به عرض رسانیدم که: تمام مسائل موجود، ریشه کمونیستی ندارد؛ زیرا آنها به نحوی با اقتصاد مربوط میشوند؛ در حالی که موضوعات فعلی، اصولاً ریشه اقتصادی ندارد. در شرایط موجود، ایجاد یک فلسفه سیاسی نوین، میتواند راه گشا باشد.»467
متعاقبِ همین دیدار با محمدرضا پهلوی بود که امیرعباس هویدا را عاملِ نوشتن مقاله «رشیدی مطلق» معرفی کرد و با وجود رفاقت دیرینهای که با او داشت، مقدمات برخورد با وی را فراهم نمود: «سؤالِ دوم این است که: چرا هویدا میگردد.» و به نقل از جمشید آموزگار گفت: «هویدا، به شدیدترین وضعی مجازات خواهد شد.»468
در این موقع، امام خمینی(ره) که در عراق تحت فشار واقع و منزل مسکونیاش محاصره شده بود، عراق را ترک کرد. مسیر ایشان از کویت، به علت عدم اجازه ورود، به فرانسه ختم شد. حضور افرادی چون ابوالحسن بنیصدر در کنار امام(ره)، احسان نراقی را با هماهنگیهای صورت گرفته، راهی پاریس کرد. از اینکه در این سفر، به کجا رفت و چه گفت و چه شنید، اطلاع دقیقی در دست نیست؛ ولی پس از بازگشت از فرانسه، در تماسی که با مهدی بهار داشت، به او گفت:
«امروز از خارج برگشتم و مقالهای به لوموند دادم و در تلویزیون دوشنبه شب در پاریس، مصاحبهای کردم و گفتم: شاه منحرف شده از قانون و قانون اساسی را به هم زده. با روحانیت و دیگران هم همچنین. مذهب شده تنها وسیله سیاسی و الان خلأ سیاسی در ایران به وجود آمده، باید تمام نیروهای ملی بکوشند که این خلأ را پر نمایند و بعد گفتم: شاه ایران این ارتباط را در زمان ارسنجانی به هم زد و آنها را به یک فعالیت سیاسی و تکاپو واداشت و آنها نیز از کلیه ضعفهای دستگاهها، نهایت استفاده را نمودند.»
و زمانی که از جبهه ملی و نقش آنان در این موقعیت سخن به میان آمد، اظهار کرد:
«من میدانم که سنجابی از خمینی میترسد؛ اینها کف صابون هستند. در آن زمان از توده ترسیدند و در این زمان از خمینی میترسند و افزود: اگر ارباب با سرعت دست به اصلاحات بزند، موفق خواهد شد.»469
در این شرایطِ سخت، غلامحسین صدیقی، کاندیدای نخستوزیری شد. احسان نراقی، سالها در سایه غلامحسین صدیقی و با استفاده از نامِ او، مؤسسه مطالعات و تحقیقات را اداره کرده بود و از زمان حضور صدیقی در وزارت کشور دولتِ مصدق نیز با او ارتباط داشت. او این انتخاب را، با هدف مقابله با روحانیت و انقلاب اسلامی بسیار مناسب میدانست:
«این فرد درحال حاضر، با توجه به اینکه وزیر دکتر مصدق بوده و یک سال در بازداشت بوده است و از طرفی قرآن را حفظ میباشد، موجه تر از امینی است و با چند آیه، میتواند آخوندها را سرکوب کند. مضافاً به اینکه با آخوندها مخالف است.»470
در حالی که غلامحسین صدیقی، مشغول بررسی اعضای کابینه خود بود، نام احسان نراقی نیز، به عنوان «وزیر علوم» به چشم میخورد،471 و این در حالی بود که در گزارش اداره کل هشتم ساواک، وزارت آموزش و پرورش، به نام او نوشته شده بود.472 ولی، احسان نراقی، در این زمان هم به آرزوی دیرینه خود نرسید، زیرا پیش از آنکه غلامحسین صدیقی، اعضایِ کابینه خود را مشخص نماید، شاپور بختیار از راه رسید و به عنوان آخرین نخستوزیر رژیم شاهنشاهی پهلوی، در این سمت قرار گرفت.
احسان نراقی پس از پیروزی انقلاب اسلامی
نراقی در پی پیروزی انقلاب اسلامی و پشت سرنهادن حبسهای خود سرانجام به فرانسه عزیمت کرد و از 1365 ش تا سال 1379 به عنوان مشاور مدیرکل یونسکو در آن سازمان مشغول کار شد. نراقی بیش از دو دهه در یونسکو به کار اشتغال داشت که غالب آن پس از پیروزی انقلاب اسلامی است. بررسی گفتارها، نوشتارها و مجموعه عملکرد وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی تحقیق جامع و شایستهای در زمان دیگری میطلبد. احسان نراقی در آذر 1391 درگذشت.