نوشدارو پس از مرگ سهراب!(نکته)
امیر باقری
مدتی است اسناد روشنگرانه و بعضاً تکان دهندهای درباره ارتباطات و کارنامه سیاه یکی از مؤثرترین عناصر به اصطلاح فرهنگی رژیم طاغوت به نام احسان نراقی به صورت پاورقی در روزنامه کیهان به چاپ میرسد که مورد استقبال خوانندگان و علاقهمندان هم قرار گرفته است. این پاورقی که بخشی از جلد 28 از مجموعه کتابهای رجال عصر پهلوی به روایت اسناد ساواک را در بر میگیرد، توسط مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات اواخر سال گذشته منتشر شده و با استفاده از اسناد ساواک پرده از واقعیات پنهانی برمیدارد که چگونه چهره ظاهرالصلاحی همچون احسان نراقی در رذیلانهترین و ضد مردمیترین طرح و برنامههای رژیم شاه حضور فعال داشته و بسیاری از آنها را در رابطه با محافل جاسوسی و امنیتی غرب، هدایت میکرده است.
نکته قابل ذکر اینکه اگرچه پیش از مرگ احسان نراقی (12 آذر 1391)، کتابهای متعددی چه به صورت مصاحبه و یا غیر آن منتشر شده بود اما به جز یکی از آنها که از سوی دفتر پژوهشهای مؤسسه کیهان در جلد ششم از مجموعه نیمه پنهان در سالهای موسوم به اصلاحات به چاپ رسید، بقیه اغلب به تجلیل و ستایش از شخصیت به اصطلاح علمی و فرهنگی نراقی پرداختند که البته حشر و نشری هم با دربار پهلوی داشته اما گویا همچنان شخصیت مستقل و فرهنگی خود را حفظ میکرده است! از همین روی وی بیشتر در جامعه شبه روشنفکری ایران به متفکر و اندیشمندی که نماینده یونسکو و مدافع فرهنگ و هنر ایران در خارج کشور است، معروف شد و کار به جایی رسید که حتی در برنامههای تلویزیونی شرکت کرده و تفکرات منحرفانه خود را از طریق رسانه ملی تبلیغ میکرد!!
اما انتشار اسناد منتشر نشده ساواک درباره احسان نراقی در جلد بیست و هشتم از مجموعه کتب رجال عصر پهلوی، پرده تازهای از خیل خیانتها و وابستگی این عنصر خود فروخته را کنار زد که اگر در زمان حیات خودش منتشر میشد، شاید وی تا این حد نمیتوانست با برخی دستگاهها همکاری نماید و در سالهای پس از پیروزی انقلاب هم در فضای فرهنگی کشور، جولان داده و نسل دیروز و امروز را بفریبد. واقعاً گناه و مسئولیت انحراف افراد ناآگاهی که تحت تأثیر لفاظیها و تبلیغات چنین افراد وطنفروشی قرار گرفته و میگیرند، متوجه کیست؟ این در حالی است که اسناد وابستگیهای سیاسی و تاریخی آنها موجود بوده اما انتشار نیافته است. انتشار این اسناد پس از مردن عنصر یاد شده و بعد از اینکه وی جوانان زیادی را در دام تفکرات منحرف خویش گرفتار کرده و دچار مرگ فکری ساخت، اگرچه اقدامی مثبت است ولی همان حکایت نوشداروی پس از مرگ سهراب است.
ای کاش نهادها و متولیانی که اسناد و مدارک مختلف تاریخی را در اختیار داشته و هر از چندگاه به چاپ و انتشار آنها اقدام میورزند، در زمان حیات چنین عناصر خیانتپیشه و وابستهای اقدام به انتشار اسناد مربوطه بنمایند تا مخاطبان و جوانان و افراد گوناگونی که در رابطه با این گونه افراد قرار میگیرند، در زمان مناسب به ماهیت آنها پیبرده و در دام مکر و فریب آنها گرفتار نیایند.