برنامههای جذاب شامگاهی و چالش بیدار شدن!
این نوشته حاصل یك برداشت میدانی از یكی از دبیرستانهای شهر تهران است كه در ارتباط با تأثیر ساعات پخش برنامههای تلویزیونی بر برنامه كاری مدارس و كیفیت حضور دانشآموزان در كلاسهای ساعات صبح صورت گرفته است.
به گفته معاون این مدرسه، در ماههای گذشته خواب آلودگی دانشآموزان در روزهای سهشنبه (فردای پخش برنامه نود از صداوسیما) به چالش برای عوامل مدرسه و معلمین كلاسهای صبح مدرسه تبدیل شده بود ولی با شروع پخش برنامه خندوانه در ساعات پایانی شب –11 شب تا 1 بامداد- این چالش به سایر روزهای هفته نیز تسری پیدا كرده است. حال سوال این است كه آیا نهادی در این سازمان فوق حساس بر تناسب ساعات پخش برنامهها با شرایط و ضوابط حاكم بر زندگی روزانه مخاطبان آنها نظارت دارد؟
ظاهراً پاسخ این سوال منفی است. بنابراین بدون اطاله كلام به چند اصل كه به نظر نگارنده در ارتباط با موضوع فوق میتواند مبنای عمل و اقدام قرار بگیرد اشاره میشود:
1- به اذعان همه كارشناسان و متخصصان، ساعات اولیه شب بهترین ساعات برای آرامش یافتن بدن و زمان طلایی استراحت به حساب میآیند و خوابیدن در ساعات اولیه شب به مراتب سودمندتر از خواب صبحگاهی خواهد بود. همچنین طبیعت اهلی انسان با خواب زودهنگام هماهنگتر است همانگونه كه حیوانات اهلی در ساعات اولیه شب به خواب میروند و سحرگاه از خواب بر میخیزند ولی حیوانات وحشی دیرگاه میخوابند و دیرتر برمیخیزند!
2- با توجه به مقدمه فوق، میتوان نتیجه گرفت كه برنامههای عمومی رسانه كه مخاطب آن همه اقشار جامعه در سنین مختلف هستند نباید برای پخش در زمان طلایی استراحت برنامهریزی شوند به ویژه اگر این برنامهها از ماهیتی انرژیبخش، با نشاط و سرگرم كننده برخوردار باشند. چراكه این اقدام با تمایل طبیعی بدن برای حركت به سمت آرامش و مهیا شدن برای خوابی آرام در تعارض است. همچنین مخاطبان این برنامه كه عمدتاً دانشآموزان، دانشجویان و كارمندان هستند ضمن از دست دادن بهترین ساعات استراحت، برای بیدار شدن در صبح روز بعد با مشكل مواجه خواهند بود و با فرض بیدار شدن به موقع، در ساعات ابتدایی روز نخواهند توانست با بهرهوری كامل و نشاط كافی به فعالیت بپردازند.
3- مهمترین توجیه برای پخش برنامههای جذاب رسانه در ساعات پایانی شب، وجود بیشترین تعداد مخاطب در این ساعات و همچنین پخش برنامههای جذاب در رسانههای رقیب از جمله شبكههای ماهوارهای در این ساعات است. لذا با هدف پاسخگویی به نیاز مخاطبان و همچنین كاستن از اثرات برنامههای مخرب ماهوارهها، رسانه ملی حداكثر تلاش خود را برای جذب مخاطب در ساعات مزبور به كار میبندد. بر این استدلال چند ایراد مبنایی وارد است كه به اختصار به آنها اشاره میگردد. اول آنكه همه مخاطبان رسانه ملی، مخاطب بالقوه شبكههای ماهوارهای نیستند و با فرض اثرات نامساعد پخش برنامههای پرمخاطب در ساعات پایانی شب، این گروه از مردم كه تعدادشان كم هم نیست متضرر خواهند شد. ثانیاً به تجربه ثابت شده است كه شبكههای ماهواره تحت هر شرایطی مخاطبان خاص خود را خواهند داشت و ثالثاً با توجه به گستردگی برد برنامههای رسانه ملی نسبت به شبكههای ماهوارهای به ویژه در میان دانشآموزان و دانشجویان، اتخاذ یك راهكار نامناسب میتواند ضمن شكست در دستیابی به اهداف خود، خسارات مضاعفی را بر عملكرد جامعه به دنبال داشته باشد.
4- به نظر میرسد این چالش راهحل سادهای دارد و با كمی توجه و دقتنظر میتواند از یك تهدید خانمان برانداز به فرصتی سازنده تبدیل شود. برای این مقصود لازم است برنامهریزان رسانه ملی با بهرهگیری از مشاوره كارشناسان علوم طبیعی و تربیتی زمانبندی پخش برنامهها را با توجه به ماهیت هریك مورد كنكاش و بازنگری قرار دهند و چارچوبهای مشخصی برای برنامههای آتی طراحی و تدوین نمایند. به عنوان مثال چارچوب مورد نظر میتواند به شكل زیر باشد:
برنامههای تفریحی و جذاب با مخاطبان عمومی شامل كودكان و دانشآموزان، نظیر خندوانه و نود پس از ساعت یازده شب اجازه پخش نداشته باشند. ساعات 8 تا 11 شب میتواند ساعات مناسبی برای پخش ابن قبیل برنامهها باشد.
برنامههای آموزشی برای خانمهای خانهدار در ساعاتی كه معمولاً آقایان در محل كار حضور دارند پخش خواهند داشت. به عنوان مثال ساعت پخش برنامه به خانه برمیگردیم كه غالب آیتمهای آن بانوان خانهدار را مخاطب قرار میدهد در حال حاضر مناسب نیست.
برنامههای با ماهیت مشاورهای برای خانوادهها باید در ساعاتی پخش شوند كه زوجها بتوانند بطور همزمان به تماشای آن بنشینند. به عنوان مثال برنامه گلبرگ كه مدتهاست ظهر روزهای پنجشنبه پخش میشود توسط آقایان دیده نمیشود. و ...
محمدحسن محمدی