آیتالله جوادیآملی: بلنداندیشان به مرحله متعالی هنر میرسند
آیتالله جوادی آملی در جمع هنرمندان و مدیران حوزه هنری با اشاره به این که بلنداندیشان به مرحله متعالی هنر میرسند، گفت: هنر اگر به سطح عقلانی و بالا بیاید، سینما و تئاتر را ارتقا میدهد و کسی را بیخود نمیرنجاند.
آیتالله عبدالله جوادی آملی، در تعریف هنر از دیدگاه قرآن گفت: قرآن کریم جهان با هنر و زیبایی بررسی کرده است و این چنین میفرماید که خداوند جهان را زیبا ساخته است. اگر عینک هنری روی چشم بگذاریم همه چیز را زیبا میبینیم. حقیقت انسان به جان اوست. جان نه مذکر است، نه مونث. هنر، زن و مرد، شرقی و غربی و نو و کهنه ندارد و کسانی که بلنداندیش باشند به مرحله متعالی آن میرسند.
وی که در چهارمین روز از هفته «هنر انقلاب اسلامی» سخن میگفت، ادامه داد: هنر آن است که انسان در مصاف مرگ، مرگ را بمیراند. افراد بسیاری در عرصه شعر حضور داشتند و برخی از این اشعار جاودانه شد. مولوی و حافظ به اندازهای معقول را تنزل دادند که به قوه تخیل بیاید و از مسیر صحیح به حس انتقال دادند. هنر آن است که انسان معقول داشته باشد و از مسیر صحیح آن را تحویل حس بدهد و پس از آن، آن را به جامعه هنر انتقال دهد. اگر دست ادیبی پر باشد و معقول و ذوق هنری در او نهفته باشد، آن را در حد فکر و خیال میآورد و در این صورت سینما، بازی و بازیگری نیست بلکه تبدیل به درس حکمت میشود. لعب را از این جهت بازی نامیدند که کسی را سیر نمیکند.
این فیلسوف و فقیه اندیشمند با اشاره به داستان سیمرغ عطار نیشابوری عنوان کرد: این داستان میتواند توحید را در قالب هنر به خوبی ترسیم کند. برخی نقاش خوبی هستند و معقول را با ترسیم کردن به خوبی نشان میدهند. برخی خواننده خوبی هستند و معقول را به گوش میرسانند و خوانندهای که شعر را خوب میخواند هم لذت سامعه و هم عاقله را برطرف میکند، همچنان که شعر خوب نیاز عاقله و شنوایی را تامین میکند.
آیتالله جوادی آملی افزود: آنهایی که دستشان پر است، معقول را تنزل میدهند. با نظم و نثر و خطاطی این قانون حاکم بود اما با پیشرفت هنرهای تجسمی امکان محدود کردن معقول به وجود آمد. اگر مرگ به معنای آخر خط و پوسیدن بود، چندان تلاش برای هنر لازم نبود و به هنر در حد بازی بسنده میشد اما مرگ از پوست به درآمدن است و اگر اینطور باشد، با ابدیتمان همراه هستیم. اگر ابدی هستیم، باید توشه ابدی داشته باشیم که این توشه، هنر عاقلانه است. مولوی میگوید هنر در عرفان است، نه حکمت و فلسفه. اگر در محدوده هنر بودیم و توانستیم جامعه را پرنیانی کنیم، این تبدیل به هنر میشود و هنر را محسوس کردیم. اما اگر متخیل را محسوس کردیم، تبدیل به بازی میشود.
وی در بخش دیگری از سخنان خود اظهار داشت: هنر اگر به سطح عقلانی و بالا بیاید، سینما و تئاتر را ارتقا میدهد و کسی را بیخود نمیرنجاند. ما با عاطفه و ادب زندگی میکنیم و اگر این عاطفه و ادب به وسیله شما بزرگواران به جامعه تزریق شود، کشورمان نورانی خواهد شد.