به مناسبت بیست و سومین «شب شاعر» پاسداشت دکترمصطفی علیپور
پرورش استعدادهای جوان در شالی شعر نیمایی
گالیا توانگر
او از تبار همان مردانی است که ساحت شعر امروز بیش از هر دوره دیگری نیازمند فکر، منش و شعرش است. در زمانهای که کمتر کسی جرات نقد دارد و اگر جراتی بیابد، هوای نفس بر او غالب شده، بیرحمانه میتازاند و نقد را به سلاحی برای کشتن و از راه به در کردن رقیب مبدل میسازد،این مصطفی علی پور و امثال اوست که مهر را سر لوحه کار خود قرار داده و برای «ساختن» نقد میکند و حتی با بزرگ منشی هر چه تمامتراجازه گفتن و نقد کردن به شاگردانش میدهد.
او بدون کوچکترین چشمداشتی هر چه از دانش و معنویات دارد، در طبق اخلاص پیش روی شاگردانش قرار میدهد. چه بسیار جلسات پرطمطراقی که از مریدان هزینههای هنگفتی دریافت کرده و نهایتا سهم کوچکی از دانستههایشان را به شاگردان خود میبخشند.
با علیپور، میتوان به قلب سپید شعر و آهنگ شعر نیمایی سفر کرد. این رهرو مکتب نیمایی خیلی چیزها را که روزگار از یاد برده دوبارهخوانی میکند و با چشمهایش امیدی دوباره به شاگردان خویش میبخشد که: یکرنگی و بوی تازه از عشق بگیر/ پرسوزترین گدازه از عشق بگیر/ در هر نفسی که میتپی ای دل من/ یادت نرود اجازه از عشق بگیر
بیست و سومین مراسم «شب شاعر» که به پاسداشت استاد مصطفی علیپور اختصاص داشت، عصر روز یکشنبه 22 فروردین با حضور بسیاری از چهرههای نامآشنای عرصه شعر و ادب نظیر مصطفی محدثی خراسانی، جواد محقق، سیداحمد نادمی، علیرضا قزوه، مرتضی امیری اسفندقه، سیدضیاءالدین ترابی، علیمحمد مؤدب، علی داوودی، حسین اسرافیلی، محمدمهدی سیار، سعید بیابانکی و... در نخلستان سازمان رسانهای اوج با اجرای حسین قرایی برگزار شد. آنچه در زیر میآید اشاره به فرازهای سخنرانی هر یک از مدعوین نام آشنای حاضر در این جلسه است که از نظر میگذرانید.
اسماعیل امینی اولین سخنران این مراسم در بین شاعران چهره شناخته شدهای است که بیشتر او را به عنوان منتقد میشناسند. وی در حوزه طنز آثار قابل تحسینی ارائه کرده است.
امینی در ابتدا به آسیبشناسی دو مشکلی که امروزه گریبانگیر ادبیات فارسی شده است، میپردازد. وی اولین آسیب را ایدهآلنگری برخی از ادیبان برشمرده و میگوید: «برخی نوگراها معتقدند باید اثری از ادبیات کهن در شعر معاصر نباشد و این نظر خود را به طور کامل به عنوان حقیقت شعر معاصر مطرح میکنند و درمقابل برخی سنتگرایان هرگونه دوری از شرایط شکلی شعر سنتی را نمیپذیرند و از پذیرش اشعاری که فاقد وزن و رعایت قوافی است، سر باز میزنند. به این ترتیب یک مشکل آن است که بسیاری متعصبانه تنها آنچه را که خود باور دارند، حقیقت میشمارند.»
این منتقد ادبی دومین ایراد حال حاضر ادبیات ایران را عدم تحمل نقد دانسته و میافزاید: «بسیاری امروزه هرگونه نقدی را دشمنی تلقی میکنند.»
مجری برنامه حسین قرایی با اشاره به پیوند محکم دوستی بین علی پور و محدثی خراسانی به شوخی میگوید: «شما زمان دارید، خاطره تعریف کنید.»
محدثی خراسانی به جمعآوری کتابها از کتابخانههای مدارس مشهد در روزهای نخست پیروزی انقلاب از بیم وجود کتب ضاله اشاره کرده و میگوید: «مدتی بعد به من اجازه داده شد تا به انبار آن کتابها سرکشی کنم. من نیز از بین دوستان، مصطفی علیپور را همراه با خود بردم. شوق او به هنگام مواجه شدن با آن همه کتاب قابل توصیف نبود. علاقه او به کتاب در حدی است که پس از چندین ساعت و تاریک شدن هوا به زحمت توانستم او را راضی کنم تا از کتابها دل بکند و تعداد بسیار زیادی از کتابها نیز توسط او گزینش شد.»
پس از گلایه مجری برنامه به عدم توجه مسئولان آموزش و پرورش به این مراسم که به پاسداشت یک معلم پرداخته شده، جواد محقق سومین سخنران این مراسم است. محقق که خود نیز سابقه خدمت درکسوت معلمی را داراست، میگوید: «پس از سالها دیگر این رفتار برای من عجیب نیست، بلکه به عکس اگر خلاف این باشد و مسئولان آموزش و پرورش به چنین مراسمی توجه کنند، تعجب میکنم!»
وی در ادامه بیانات خود با اشاره به اهمیت و سختیهای شغل معلمی میافزاید: «معتقدم معلمهای واقعی، معلم خلق میشوند و آقای علیپور یک معلم واقعی است؛چراکه ویژگیهای معلم واقعی در علیپور مشهود است.»
استاد محقق با برشمردن برخی از این ویژگیها، علاقه به یادگیری مداوم را اولین ویژگی یک معلم دانسته که به خوبی میتوان آن را در مصطفی علیپور مشاهده کرد. وی ادامه میدهد: «ویژگی دیگر علاقه به آموزش دادن مستمر است و علیپور در این سالها هرگز دانستههای خود را از شاگردانش دریغ نکرد.»
در ادامه مراسم منوچهر علیپور(برادر مصطفی علیپور) ضمن بیان نکاتی در مورد شخصیت و رفتارهای برادرش میگوید: «مصطفی در حوزههای شعر، نقد شعر و زبان شعر صاحب نظری توانا است و خوشحالم که از او نکات بسیاری آموختهام.»
وی در ادامه در مورد دقت نظر علمی مصطفی علیپور توضیحاتی ارائه کرده و میگوید: «تابستان بود و همه ما در خانه پدری جمع بودیم. اتاق مصطفی لبریز فیشهایی شده بود که برای نوشتن کتاب ساختار زبان شعر امروز تهیه میکرد. در اتاقش را که باز کردم، باد نظم و ترتیب فیشها را به هم زد و زحمتهایش بیشتر شد. با این حال یاد ندارم از برادربزرگترم مصطفی تا این لحظه کتکخورده باشم!»
منوچهر علیپور در ادامه راز فاخر شدن این کتاب را(کسب جایزه کتاب سال و چند جایزه دیگر)اصرار مولف بر رجوع به منابع اصلی دانسته و میگوید: «ما درتالیفات خود معمولا اینقدر زمان نمیگذاریم که حتما منبع اصلی را خودمان ببینیم، اما مصطفی در زمان نوشتن ساختار زبان شعر امروز تا ماهها به همه میسپرد تا فلان منبع را برایش پیدا کنند،خودش ببیند و آنچه را که میخواست از منبع اصلی استخراج میکرد.»
پس از پایان سخنان منوچهر علیپور نوبت به پخش کلیپی مستند به کارگردانی یحیی محمدعلی میرسد که به زندگی هنری استاد مصطفی علیپور پرداخته است.
پس از اتمام کلیپ، نوبت به احمد نادمی میرسد تا پشت تریبون قرار بگیرد و در مورد زندگی هنری مصطفی علیپور به سخنرانی بپردازد. وی با اشاره به مشی رفتاری علیپور سخنان خود را چنین آغاز میکند: «همیشه چه زمانی که مصطفی را از نزدیک نمیشناختم و چه حالا که سالها است با او دوستی صمیمانهای دارم، برای من مصطفی علیپور به عنوان شاعری مرموز مطرح بود؛ زیرا او فردی است که دو کتاب لاغر چاپ کرده و با همانها جوایز متعددی را به خود اختصاص داده و اگر کسی غیر از علیپور بود، با این جوایز میتوانست برای خودش کرسی درست کند و از آن بالا برود، اما او سوار این موج نشد، در حالی که در طول سالهای پس از این دو کتاب، شعر بسیار گفته و به سختی راضی به انتشار آنها میشود و همین مسئله موجب شده که حس مرموزی به او داشته باشم.»
نادمی در ادامه با اشاره به چاپ دو اثر جدید از مصطفی علیپور میگوید: «مصطفی علیپور این از خودگذشتگی را داشت که شعر بگوید، اما منتشر نکند تا بیشتر از شعر نیمایی (در کلاسهایش) سخن بگوید و شاید به همین دلیل است که تا این حد برای کلاسهای خود ارزش قائل است.»
سخنران بعدی این مراسم علیرضا قزوه است. این شاعر معاصر کشور در آغاز سخنان خود به سابقه دوستی خود با مصطفی علیپور که به سالهای اولیه دهه شصت باز میگردد، اشاره کرده و ادامه میدهد: «هرگاه مصطفی را میبینم فکر میکنم نیمایی است که پنجاه سال دیر به دنیا آمده است.»
این شاعر معاصر کشور با تقدیر از تعهد علیپور به تربیت شاعران جوان تصریح میکند: «البته من به دلیل مشغلههای متعدد کاری فرصت حضور در کلاسهای مصطفی را ندارم، اما دفتر من(در حوزه هنری) مجاور به کلاسی است که مصطفی در آن به تدریس میپردازد و بسیاری از مواقع به آنچه که در کلاس آموزش میدهد، با فاصله یک در و دیوار گوش میکنم و باید به این حقیقت اذعان کرد که هرگز در کلاسها کم نمیگذارد و بسیاری از فضاهای اخلاقی را پدرانه و معلمانه درس میدهد.»
قزوه در ادامه با اشاره به تاثیر نقد شعر در مکتبسازی از شعر دوران انقلاب میگوید: «من معتقدم در شرایط فعلی ادبیات اینکه شعرها را در گنجینهها حفظ کنیم کار درستی نیست. ما اتفاقا در این زمانه به شعر نیاز داریم، اما در این میان نباید فراموش کنیم که توجه به شعرهای مختلف مخصوصا شعرهای نو و نقد شعر و ارائه مکتب ادبی انقلاب بسیار اهمیت دارد. ادبیات سهم بسیار زیادی در هنر انقلاب دارد و پیشگام بوده است؛ چراکه مکتب هنری انقلاب را ادبیات تبیین میکند. ادبیات همیشه خطشکن بوده است و اگر ما هزار شاعر داشته باشیم و منتقد نداشته باشیم تا ادبیات را تبیین کنند مکتب شعری در خطر قرار میگیرد، لذا در روزگار ما باید امثال علیپورها حضور داشته باشند.»
حسین قرایی قبل از دعوت سخنران بعدی یکی از نامههایی را که سلمان هراتی با دست خط خودش برای علیپور نوشته بوده و در آن شعری از خودش را نیز آورده بوده، برای حضار میخواند.
مرتضی امیری اسفندقه دیگر سخنران این جلسه با بیان اینکه در مورد مصطفی باید تمامی اساتید و شاگردانش صحبت کنند و از میان شاگردان او من آمدهام، در مورد ارتباط علیپور و قیصر امینپور توضیح میدهد: «گرچه من رابطه سلمان هراتی و مصطفی را ندیدم، امامصطفی کسی بود که قیصر بسیار دوستش داشت؛ هم دانش مصطفی را و هم معلمی او را.»
امیری اسفندقه به اهمیت کتابهای علیپور اشاره کرده و میگوید: «بسیاری از شاعران و استادان شعر امروز از کتابهای مصطفی علیپور مخصوصا از کتاب ساختار زبان شعر امروز استفاده کردهاند. علیپور از نگاه من نیمی ابوسعید است و نیمی بوعلی. مصطفی توانسته آنچه را که نیما در مورد شعر نو میگفته، هم در شعر خود به رخ بکشد و هم در کلاسهای درس به رخ بکشد.»
این شاعر معاصر یکی از شعرهای علیپور را نیز به صورت ویژه مورد توجه قرارمیدهد و میگوید: «اگر شعر مترسک مصطفی را خوانده باشید، متوجه خواهید شد که با یک انتخاب بهینه از محل زندگی خود سروده است. حاضرم کتاب «نماشم» خود را به پای کاهی بریزم که در کلاه مترسکی است که مصطفی آن را سروده است.» وی در پایان گفت: «مصطفی جان دست دل و دست شعرهای تو را میبوسم.»
مجید سعدآبادی از شاعران جوان کشور که شاگرد مصطفی علیپور بوده میگوید:«در سالهای اخیر این موضوع را به خوبی درک کردهام که اگر بخواهیم بدانیم رابطه یک شخص با اطرافیانش چگونه است؟ اول ببینیم به خانوادهاش چقدر نزدیک است. بیش از 10 سال است که شاگردی علیپور را میکنم، علیپور فردی است که به شدت به خانوادهاش نزدیک است ویک پدر نمونه محسوب میشود.چنین فردی میتواند به همکاران، دوستان و شاگردانش نزدیک باشد. علیپور کسی است که مقدمات شعر را آموزش میدهد و چقدر خوب است که مقدمات را از فردی مانند او بیاموزیم.»
وی در ادامه در مورد شیوه تدریس علیپور اینگونه میگوید: «علیپور دنبال گلچین شاگردان خاصی نبود تا با بزرگ شدن آنها خود را مطرح کند، بلکه به هرکس که مشتاق بود حتی کسانی که در شاعری هیچ تجربهای نداشتند و یا در آغاز راه بودند، بدون هیچ ادعایی شعر گفتن را میآموخت و از همینرو است که شاعران زیادی را تربیت کرده است. شاعرانی که شاید برخی از آنها امروز دیگر نامی از استاد خود نمیبرند.»
سعدآبادی در پایان خطاب به مصطفی علیپور میگوید: «به اینکه نفس شما به من خورد و شاگرد شما هستم افتخار میکنم.»
محمدعلی بهمنی نیز که در ترافیک پایتخت گیر افتاده است، ازطریق تلفن همراه با حاضرین در جلسه مرتبط شده و در مورد علیپور میگوید: «علیپور یکی از ارزشهای شعر روزگار است، او دارای جذبه خاصی در شعر است.»
در پایان نوبت به خود استاد مصطفی علیپور میرسد تا به سخنرانی بپردازد. وی با ابراز احساس به مهمانان و سخنرانان قبلی میگوید: «واقعا از این همه لطف سپاسگزارم. برخی دوستان خاطراتی را تعریف کردند که حتی از یاد من رفته بود. من بدون هیچ تعارفی نمیدانم چه بگویم؟ چون سخن گفتن از خودم سخت است.»
وی در مورد ارتباط خود با سلمان هراتی میگوید: «کمتر شاعری بوده است که من در رابطه با او ننوشتم و نقد نکرده باشم، اما تنها در مورد سلمان هراتی ننوشتم؛ چراکه بسیار احساسی میشوم و از معیارهای علمی دور میافتم. تنها یک برنامه رادیویی بسیار احساسی در مورد سلمان نوشتم که یک برنامه کاملا احساسی بود.»
وی در مورد شباهتش به سلمان هراتی نیز میگوید: «گرچه بسیاری میگفتند انتظار داشتند که در مواجهه با شعر من با سلمان هراتی مواجه میشوند، اما من این را قبول ندارم و فکر میکنم قرار نبود من مثل سلمان شوم، اما در هر صورت تحت تاثیر سلمان بودم. فکر میکنم اگر سلمان زنده میماند، من سرنوشت بهتری پیدا میکردم. به نظر من سلمان ترکیبی بود از زبان سهراب سپهری و مرحوم طاهره صفارزاده.»
در پایان نیز به درخواست حضار مصطفی علیپور چند شعر از خود را قرائت میکند.