کد خبر: ۷۲۲۰۱
تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۹:۳۴
تاثیرات معنوی سفر راهیان نور و برکات آن در زندگی زائرین(بخش دوم)

تغییر احوال در سرزمین نور(گزارش روز)



«اومدم اینجا قلبم رنگ خدا بگیره، شیوه عاشقی رو از شهدا بگیره...
با یادشون جاریِ اشکای زلالم، می‌خوام که با شروع سالم... عوض بشه دوباره حالم...»
این صدای سلحشور است که در یادمان‌های دفاع مقدس به گوش می‌رسد؛ آری خاک این مناطق در روزهای آغازین سال حالت را«خوب» می‌کند؛ حس عجیبی است؛ انگار در دلت احساس سبکی می‌کنی؛ انگار در حال آماده شدن برای پروازی؛ پروازی به سوی زندگی عاری از وابستگی ها...
اینجا یادمان والفجر هشت است و در حال قدم زدن هستم که یکی دو نفری را با لبخندی بر لبانشان می‌بینم؛ لباس خادمان شهدا را بر تن کرده اند؛ با رویی خوش به سمت من می‌آیند.سلام می‌کنم و می‌گویم آمده ام تا گذری از روزهای راهیان نور را برای مردم نقل کنم و سرِ صحبت را باز می‌کنم.
فضای صمیمانه خادمان شهدا
 نام یکی از آنها مجتبی است. مجتبی محمدی خادمی اهل استان قزوین است و به گزارشگر کیهان می‌گوید: «اولین بار یکی از رفقا گفت برای خادمی شهدا برویم و از آنجا که قبلا نمک گیر شهدا شده بودیم نتوانستیم که به اینجا نیاییم، من دومین دوره‌ای است که برای خادمی شهدا می‌آیم؛ دوره قبل خادم یادمان فتح البین بودم. به نظر من اینجا کربلای ایران است؛ اینجا آمدنی نیست بلکه طلبیدنی است و شهدا هرکسی را از هر قومیت و هر تیپی می‌طلبند. کسی که بیاید اینجا و قبر شهدای گمنام را ببیند نمی‌تواند بدون تغییر به جامعه برگردد. رفیقی داشتیم به نام شهید اسدی که در همین فضای خادم الشهدا حضور پیدا کرد و تحت تاثیر همین فضا به سوریه رفت و شهید شد.»
کنار مجتبی، محمدجواد ایستاده است، می‌خواهم صحبتم را با محمدجواد شروع کنم که یکی از بچه‌ها به جمعمان اضافه می‌شود. خیلی پرانرژی و شوخ است و با لهجه خاص خودش صمیمیت فضا را بیشتر می‌کند.
 وهب ملکی از بچه‌های همدان و دانشجوی الهیات است. هفتمین دوره‌ای است که خادم شهداست؛ یادمان‌های زین الدین، نهرخین، حبیب‌اللهی، ذوالفقار، شلمچه، طلائیه و اروند یادمان‌هایی است که او در آنها رخت نوکری شهدا را به تن کرده است. وهب در این جمع صمیمی می‌گوید: «22 سالم است و از اول دبیرستان خادم شهدا شدم. در آن دوران هوای جبهه و جنگ به سرم زد و برای دیدن مناطق جنگی به پیشنهاد رفقا به این مناطق آمدیم و در همان سال اول خاک اینجا جذبمان کرد. خاک طلائیه من را جذب کرد و سال بعد هم خادم همان طلائیه شدم. من اقرار می‌کنم که چندین دفعه برای بچه‌ها جشن پتو گرفتیم و چندین بار هم بچه‌ها برای من جشن پتو گرفتند؛ منظورم این است که در این فضا علاوه بر معنویات رفاقت‌های صمیمانه‌ای هم میان بچه‌های خادم به وجود می‌آید.».
حرف‌های وهب که تمام می‌شود سراغ محمدجواد می‌رویم. محمدجواد نصیریان اهل آذربایجان غربی 26 سال دارد و در حوزه علمیه میاندوآب درس طلبگی می‌خواند؛ وی به گزارشگر کیهان می‌گوید: «فضای میان بچه‌های خادم برای دوست یابی و برای رسیدن به معنویات بسیار مناسب است؛ همین که یک خادم با زوار ارتباط می‌گیرد و حال زواری که در مقاتل شهدا تحت تاثیر قرار گرفته‌اند را می‌بیند برای او بسیار تاثیرگذار است. ما چند وقتی بود که برنامه‌های سحرمان دچار مشکل شده بود و با توسل به شهدا ما هم اهل عبادت‌های سحرگاهانه شدیم. امیدوارم حس و حالی که در این مناطق داریم حفظ شود و در طول سال بتوانیم با دستگیری که شهدا از ما دارند تاثیرات مثبت این مناطق را در زندگیمان ادامه دهیم.»
مجتبی دوباره وارد بحث می‌شود و می‌گوید: رابطه هایمان بعد از این فضا بسیار ادامه‌دار است؛ به شوخی می‌گوید: سال گذشته با یکی از افراد اینجا یک عکس یادگاری گرفتیم و او هفته‌ای شصت بار به من زنگ می‌زند!
به بچه‌ها می‌گویم کنار هم بایستند که یک عکس یادگاری از آنها بگیرم؛ در همین حین انگار لطف شهدا شامل حال گزارش ما هم می‌شود، بچه‌ها یکی یکی به جمعمان اضافه می‌شوند و یک جمع پنج نفره از بچه‌ها تشکیل می‌شود.
 محمدمهدی صادقی 20 ساله و از قم آمده است. پیش از این خادم طلائیه بوده است و می‌گوید:« فضای خادمی فضایی است که آدم از ظواهر و مادیات می‌گذرد؛ شاید یکی از ملاک‌های رفاقت در شهرها بالاشهرنشین بودن و پایین شهرنشین بودن باشد اما در این فضا این مسائل ملاک نیست و افراد از هر قشری حضور دارند و همه با یکدیگر برادرند و خوبی اینجا به همین محدودیت نداشتن است. معنویات اینجا و حضور شهدا برای افراد اینجا کشش دارد. فضای خادمی فضایی است که از صبح تا بعدازظهر در کنار شوخی و خنده پیش می‌رویم و شب‌ها بچه‌ها کنار شهدای گمنام می‌روند و برای خودشان خلوت کرده و با خدایشان راز و نیاز می‌کنند.».
نفر پنجم اما به شوخی می‌گوید علاقه‌ای به ریا ندارد و می‌خواهد گمنام بماند و به همین بهانه صحبتی نمی‌کند.
تاثیرپذیری از شهدا
از بچه‌ها فاصله می‌گیرم و در فکر فرو می‌روم. گویی اینجا نقطه‌ای از زمین است که تمام خوبی‌های عالم در آن جمع شده است و در این میان هرکه اهل‌دل باشد سهمش را از این سرزمین می‌گیرد؛ یکی به خاک اینجا دل می‌دهد و یکی هم با دیدن عکس شهدا راهش را پیدا می‌کند؛ درست مثل آن جوانی که به برادر شهید حاج امینی می‌گوید: تحت تاثیر عکس این شهید راهش را در زندگی پیدا کرده است.
شهید امیر حاج امینی بیسیم‌چی گردان انصار لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) تهران است که در سال 1340 به دنیا آمد. امیر حاج امینی از جمله دلاورمردان عرصه دفاع مقدس است که در عملیات کربلای ۵ به شهادت رسید. دو عکس از این شهید بیسیم چی توسط احسان رجبی در دهمین روز از اسفندماه 1365 در کربلای شلمچه خوزستان به ثبت رسیده است که این دو عکس ازجمله تاثیرگذارترین عکس‌های گرفته شده از شهدای دفاع مقدس است.
 برادر شهید حاج امینی نقل می‌کند: «روزی سرمزار امیر نشسته بودم دیدم جوانی با ظاهری حزب‌اللهی کنار من آمد و گفت: «شما با این شهید نسبتی دارید؟!» گفتم: «من برادرش هستم»، او گفت: «حقیقتش من از اول مسلمان نبودم اما بنا به دلایلی به اجبار و به ظاهر مسلمان شدم اما قلباً مسلمان نشده بودم تا اینکه برحسب اتفاق عکس برادر شما را دیدم، وقتی عکس را دیدم حال عجیبی به من دست داد. انگار این عکس با من حرف می‌زد، پس از آن قلباً به اسلام روی آوردم و الآن مدتی است که هر پنج‌شنبه به اینجا می‌آیم.»- بهشت‌زهرا/ قطعه۲۹.
شکل گیری روحیه مقاومت
این مورد تنها قطره‌ای از دریای بی‌نهایت دفاع مقدس است؛ هرچند خاک این مناطق گرم و خشک است اما لمس همین خاک دلت را هوایی می‌کند جوری که انگار در دنیایی دیگر قدم می‌گذاری؛ شاید اگر آمریکا و دیگر حامیان صدام می‌دانستند که جنگ ایران بعدها تفکری از جنس مقاومت خواهد ساخت که بلای جانشان می‌شود هیچ گاه نمی‌گذاشتند 31 شهریور 1359 جنگ دنیا با ایران شکل گیرد.
 «حسن مهدی» لبنانی است. دکترای الکترونیک دارد و همراه با خانواده اش پا در سرزمین نور گذاشته؛ با او هم صحبت می‌شوم. مهدی در گفت و گو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «ما خودمان در لبنان دائما جنگ داریم و شهدای زیادی در این راه داده ایم. من مستندهای بسیاری درباره جنگ ایران دیده و آثار بسیاری را نیز در این رابطه خوانده بودم و تصمیم گرفتم با حضور در این مناطق از نزدیک با مناطق جنگی ایران آشنا شوم. با دیدن این مناطق عملیاتی از نزدیک و روایت راویان تاثیر بسیار بیشتری از این مناطق گرفتم.»
وی با اشاره به نقش دفاع هشت ساله ایران در مقاومت 33 روزه در لبنان و ایجاد محور مقاومت در این کشور، می‌گوید: «اولین بار با دستور امام خمینی(ره) برای نخستین بار با اعزام تعدادی از بچه‌های سپاه ایران در لبنان این افراد به لبنانی‌ها آموختند که آنها می‌توانند آزادی را به دست بیاورند. رهبر ما امام خمینی(ره) و در حال حاضر امام خامنه‌ای است و ما از این افراد دستور گرفته و از نظر واجب شرعی به دستورات آنها عمل می‌کنیم. تجربه جنگ و تجارب نظامی ایران به ما انتقال پیدا کرده است و در نتیجه ما توانستیم به جایی برسیم که در سال 2000 بیشتر لبنان را آزاد کنیم و همچنین در سال 2006 مجدد اسرائیل را شکست دهیم.»
مهدی در ادامه می‌گوید: «ما هم در لبنان برای شهدایمان یادمانی داریم به نام«ملیتا»؛ که در جنوب کشورمان است؛ بیشتر یادمان‌های ما در جنوب کشورمان هستند. در این یادمان‌ها ما شهدای گمنام و غیرگمنام داریم. در واقع ما دو دسته شهید داریم؛ ما شهدای کشتار جمعی داریم که در این مکان‌ها حدود 200 نفر از زن‌ها و بچه‌ها در سال 1996 و همچنین در سال 2006 توسط اسرائیل بمباران شده‌اند. منطقه‌ای هم به نام ملیتا داریم که 45 نفر در آنجا شهید شده‌اند. در این منطقه گروهی بوده‌اند که برای فتح منطقه‌ای آماده می‌شدند که اسرائیلی‌ها آنها را بمباران کرده‌اند؛ بچه‌های لبنانی در این منطقه سه گروه بوده‌اند که گروه اول همگی شهید شده‌اند، گروه دوم نیز اکثرا شهید شده‌اند و در گروه سوم نیز یک جانباز باقی مانده است که این جانباز قبل از شهادش امام حسین(ع)، حضرت ابوالفضل(ع) و امام خمینی(ره) را در خواب می‌بیند.»
جبهه موجب تغییر و تحول است
پس از گذر مهدی برای بررسی بیشتر تاثیرگذاری اردوهای راهیان نور و حضور زائران در این سرزمین‌ها سراغ صحبت‌های سردار حسین الله کرم می‌رویم.
سردار را در یادمان شلمچه درحالی که پس‌از زیارت آل یاسینی که با نوای حاج مهدی سلحشور اشک بر چشمان همه زائران از جمله سردار جاری کرده است می‌بینیم.
سردار حسین الله کرم در گفت و گو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «جبهه اساسا موجب تغییر و تحول انسان می‌شود؛ افرادی که به اینجا بیایند و بفهمند در شهرک دوعیجی یک بسیجی روی مین خورده و مثل یک شمع سوخته و این سوختن او بوده است که جامعه را مقاوم کرده است تحت تاثیر قرار می‌گیرند. وقتی فردی ببیند که بچه‌های جبهه با کمترین امکانات اما با یک فرهنگ دینی و با ذکر اباعبدالله و حضرت زهرا(س) پیش رفتند و پیروز شدند حتما این فرد وقتی به جامعه برگردد تاثیرگذار خواهد بود و چنین افرادی وقتی وارد کار می‌شوند این تاثیراتی که از شهدا گرفته‌اند را در جامعه پیاده می‌کنند؛ به نظر من همه مردم ما باید بیایند و شلمچه، فکه و بازی دراز را ببینند زیرا دیدار این مکان‌ها مقدس به خون شهدا شده است و شنیدن عملکرد شهدا می‌تواند ما را به اهدافمان برساند.»
این رزمنده دوران دفاع مقدس در ادامه می‌گوید: «اساسا وقتی که ما فرهنگ انقلابی را به جنگ تزریق کردیم شاهد پیدایش جریان مقاومت شدیم؛ به عبارت بهتر افراد انقلابی، متدین و حزب‌اللهی با همراه بودن فرهنگ انقلابی و عاشورایی در جامعه‌ای همچون جبهه حاکم شدند و این موضوع باید در اقتصاد ما هم حاکم شود و اقتصاد باید در یک فرهنگ انقلابی حاکم شود تا بتوانیم اقتصادمان را به سمت رفع نیازها پیش ببریم. اقتصاد مقاومتی یک اقتصاد ریاضتی نیست بلکه اقتصادی است که همراه با ابتکار است و ما را به سمت شکوفایی ظرفیت‌های باقی مانده می‌برد و باعث می‌شود بتوانیم بیش‌از 60 درصد کارخانه‌های کوچک و متوسطی که در حال حاضر بیکار مانده‌اند را مجدد فعال کنیم؛ این مسائل از طریق یک فرهنگ انقلابی صورت خواهد گرفت که با اقتصاد ما همگرا شود و اقتصاد ما تبدیل به یک اقتصاد مقاومتی شود.»
الله کرم در پایان با اشاره به تاثیرپذیری مدافعان حرم از فضای دفاع مقدس خاطرنشان می‌کند:« بچه‌های مدافع حرم اساسا نشان‌دهنده یک غیرت دینی هستند؛ هرکسی وقتی که می‌شنود ممکن است داعشی‌ها بیایند و قبر حضرت زینب(س) را تخریب کنند غیرتش به جوش می‌آید و هیچ کس نمی‌تواند با شنیدن این مسائل بی‌تفاوت باشد و افرادی که خادمان شهدا بوده‌اند احساس بیشتری نسبت به این مسائل داشته‌اند و این درک را سریع‌تر پیدا کرده‌اند و من فکر می‌کنم که اگر بچه‌های مدافع حرم این تفکر را به دیگران انتقال بدهند همه خواهند گفت کلنا عباسک یا زینب.»