کد خبر: ۷۲۰۹۰
تاریخ انتشار : ۲۳ فروردين ۱۳۹۵ - ۱۹:۴۶
تاثیرات معنوی سفر راهیان نور و برکات آن در زندگی زائرین(بخش نخست)

سرزمین شهدا میعادگاه حقیقت‌جویان(گزارش روز)



گمان مبر آنان كه در راه خدا كشته شده‌اند، مردگانی هستند، بلكه آنان زنده و در بارگاه پروردگارشان بهره‌مندند. (آل‌عمران169)
و خداوند چه زیبا گفت که کشته‌شدگان راه حق زنده هستند؛ آری شهدا زنده‌اند و زندگی می‌بخشند. شهدایی که سرزمینشان را سرزمین نور گویند و زیارتشان را زیارت معرفت؛
رهبرمان امام سیدعلی خامنه‌ای؛ او که خود رزمنده جبهه و جنگ است، در رابطه با راهیان نور می‌گوید: «نکته‌ اصلی و کلیدی در اردوهای راهیان نور، ایجاد زمینه برای «زیارت با معرفت» است.»
اینجا ایران است؛  سرزمین نور؛ اینجا بوی کربلا به مشامت می‌رسد.
حال دلش خیلی خوب است و چشمانش پراشک؛ دل دل می‌کنم که طرفش بروم یا نه؛ تصمیم به رفتن می‌گیرم و در دلم می‌گویم می‌روم اگر حال خوب دلش و صفای چشمانش را برهم بزنم فقط خودم بدحساب می‌شوم اما اگر بتوانم حال خوب دلش را با مردم در میان بگذارم همگی در این حس خوب سهیم می‌شویم.
دلدادگان حقیقت
سلام می‌کنم و جوابم را می‌دهد، می‌گوید چندسالی است که مهمان شهدا می‌شود؛ کمی به عقب‌تر برمی‌گردد و از روزی که برای اولین بار به این مناطق آمده بود حرف می‌زند.
می‌گوید: «دانشجو بودیم و قرار شد به اردوی دانشجویی برویم؛ مشهد، شیراز، اهواز، خرم آباد و در نهایت تهران شهرهایی بود که قرار بود از آنها بازدید کنیم؛ چهار پنج روزی از سفرمان می‌گذشت که در گرمای طاقت‌فرسای اهواز به این شهر رسیدیم در میان قهقهه‌های بچه‌ها اتوبوس ایستاد و پسری جوان با ریش‌هایی بور سوار ماشین شد؛ وقتی وارد ماشین شد و گفت قرار است که راهنمای ما باشد از طرفی با تیکه‌های پسران داخل ماشین مواجه شد و از سویی دیگر با پچ‌پچ‌های تمسخرآمیز دختران که مگر ما برای دیدن مناطق جنگی به اینجا آمده‌ایم؟! پسر جوان با دیدن این فضا بی‌خیال ماجرا شد؛ کنار راننده نشست و او را راهنمایی کرد تا اینکه به نزدیکی نقطه‌ای رسیدیم که به آن طلائیه می‌گفتند؛ مرد جوان این بار مجددا بلند شد؛ سرش را پایین انداخت و در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود از اوصاف طلائیه و سه‌راهی شهادت برایمان گفت؛ گفتن او همانا و حلقه زدن اشک در چشمان ما همانا؛ از آن روز به بعد بسیاری از نفرات آن جمع به این مناطق دلبسته شدند.»
این مختصر صحبت‌های یکی از زائران بود؛ زائری که در شلمچه تکیه بر پرچم یا‌حسینی داده است که رو به کربلاست.
داستان او داستان غریبی نیست؛ اینجا از هر جنسی و هر سنی با هر تیپی می‌توانی ببینی؛ پیر و جوان و زن و مرد  ندارد. مگر می‌شود انسان باشی و دلت برای افرادی که جانشان را در راه حفظ امنیت تو داده‌اند نلرزد؟ مگر می‌شود دل داشته باشی و دلداده مرام بی‌نظیر شهدا نشوی؛ برای رسیدن به این مناطق جنگی؛ همین جایی که زمینی بی‌آب و علف است‌کیلومترها را باید بپیمایی اما در دل این بیابان‌های بی‌آب و علف، عشق، ایثار و معرفت نهفته است.
 اینجا جایی است که ملائکه الهی که خود شاهد فداکاری‌های مخلصانه شهدا بوده‌اند از آن تبرک می‌جویند.
مهدی فاضل پور یکی از زائرانی است که ساعت‌ها از هرمزگان تا خوزستان را پیموده تا پایش خاک مقدس مناطق عملیاتی را لمس کند.
 زائر هرمزگانی در گفت و گو با گزارشگر روزنامه کیهان در باره سفر به مناطق عملیاتی می‌گوید: «برداشتی که من از این سفر دارم این است که جوانانی که در این مناطق پا می‌گذارند باید بروند و از خاطرات عملیات‌هایی که شهدا در این مناطق انجام داده‌اند مطالعه کنند؛ با خواندن این نوشته‌ها خیلی از مسائل برای افراد شفاف خواهد شد.»
وی ادامه می‌دهد: «من داشتم قضیه‌ای از شهدا را می‌خواندم و به خودم می‌گفتم واقعا اگر مسئولان ما چنین همتی را داشتند دقیقا می‌توانستند آن چیزی که مقام معظم رهبری از آن به عنوان اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل یاد می‌کنند را در جامعه پیاده کنند. اقدام و عمل نیاز به یک همت و اراده بالایی دارد که چنین اراده‌ای را می‌توان در وجود شهدا یافت؛ یک جاهایی چه بسا شهدای ما در غرب کشور با یک جمع چهار پنج نفره یک قله را که در آن 200 نیروی دشمن بوده است فتح کرده‌اند؛ همت انسان در پناه ایمانش معجزه ایجاد می‌کند. یعنی خدا نیروهایش را به یاری آنها می‌فرستد وگرنه چگونه می‌شود با پنج شش نفر بر 200 الی 300 نفر فائق آمد؛ آن هم با وضعیتی که مثلا ما در دامنه کوه هستیم و آنها در قله هستند و بر ما اشراف دارند.»
تاثیرپذیری جوانان از سیره شهدا
فاضل‌پور که پای در خاک شلمچه نهاده، می‌افزاید: «تاثیر حال و هوای شهدا بر روی جوانان بی‌نظیر است؛ ما اعتقادمان این است که شهدا زنده هستند و موجودات زنده تاثیرگذار هستند؛ اینکه یک جوان می‌آید در این بیابان و وقتی از این مکان می‌رود یک نورانیتی را با خود به همراه می‌برد و احساس می‌کند نگاه دیگری از بالا به او می‌شود؛ معلوم است که همت چنین فردی بیشتر می‌شود و چنین فردی گناهان خود را کمتر کرده و چشم خودش را کنترل می‌کند. یکی از  ره توشه های او این است که پس از بازگشت از این سفر در هر فضایی که فعالیت می‌کند حلال و حرام را رعایت کند. همه این مسائل بیانگر اثر این مناطق است؛ جوانان ما پس از حضور در این مناطق دست‌کم تا مدتی پس از این سفر در زندگی خود تحت تاثیر این سفر قرار دارند و این همت خود فرد است که آن حالت را تقویت کند.»
این زائر جوان در پایان می‌گوید: «در آن روزها در وادی جنگ سخت قرار داشتیم و در حال حاضر جنگ بیشتر در عرصه‌های سیاسی و اقتصادی خودنمایی می‌کند؛ در حال حاضر هم همت نیاز است و وقتی حضرت آقا می‌فرماید در بعد اقتصادی بیایید تولیدات داخلی را حمایت کنید، من به بچه حزب‌اللهی‌ها می‌گویم باید به سراغ حرف‌های آقا برویم و به حرف ایشان لبیک بگوییم. ما می‌خواهیم هم راحت‌طلب باشیم و هم قله‌ها را فتح کنیم!»
تاثیرپذیری جهانیان از سرزمین نور
 آری نه این خاک افسانه است نه شخصیت‌های«آژانس شیشه‌ای» و «سیزده 59» افسانه‌ای هستند؛ اینجا در ایران در برخی نقاط ارتفاع مردانگی در حد بی‌نهایت است و اگر شیشه دلت را پاک کنی سخت نیست دیدن نشانه‌های خون مردان و زنانی که در اوج جوانی خود را در میان توپ و تانک دیدند، جوانانی که امروز خاک آغشته به خون آنها قدمگاه میلیون‌ها نفر است.
یکی از همین نفرات شُگیر است. «شُگیر مهدی» جوانی است هندوستانی که راهی سرزمین نور شده است. او یکی از طلاب جامعة المصطفی است که به همراه طلبه‌هایی از بیست کشور دیگر آمده است تا از نزدیک با مناطق عملیاتی ایران آشنا شود.
شگیر را در حالی که در کانال‌های نهرخین قدم می‌زند می‌بینم؛ او در گفت و گو با گزارشگر کیهان می‌گوید: «بنده وقتی در هندوستان بودم چیزهایی درباره جنگ ایران شنیده بودم. من شنیده بودم جوانان ایران اسلامی برای دفاع از امام  و امت یک وجب از خاک خودشان را به عراقی‌ها ندادند؛ ما با شنیدن این چیزها در هندوستان خیلی خوشحال می‌شدیم که یک امت شیعه چگونه از میهن اسلامی خود دفاع می‌کند. من چهار سال است که در ایران طلبه شده‌ام و یکی از انگیزه‌هایی که به من داده شده است که زندگی شخصی خودم را در ایران دنبال کنم جنگ ایران و خاطراتی بود که علمای ما در باره آن برای من نقل می‌کردند.»
وی تصریح می‌کند: «اولین چیزی که باعث شد من شهدا را بهتر بشناسم یاد گرفتن زبان فارسی بود؛ یعنی اکثر چیزهایی که درباره شهداست به زبان فارسی است و از طرف اساتید و دوستان ما خیلی به ما توصیه می‌شد که زندگی‌نامه شهدا را بخوانیم ولی بیشترین انگیزه برای خواندن درباره شهدا را کلام مقام معظم رهبری به ما می‌داد. در واقع مشوق من در این راه ایشان بودند و ایشان همیشه می‌گویند من با مشغله‌های زیادی که دارم سعی می‌کنم زندگی‌نامه شهدا را بخوانم و من هم سعی کردم با شهدایی همچون شهید برونسی، شهید همت، شهید زین‌الدین و خیلی دیگر از شهدا آشنا شوم.»
مطالعه و تفحص در زندگی شهدا
شُگیر در ادامه می‌گوید: «واقعا خواندن زندگی شهدا به ما هدف می‌دهد و ما را آگاه می‌کند؛ در زندگی بیشتر از مادیات، هدف و ایدئولوژی شماست که ‌اهمیت دارد؛ شما برای هدفتان زندگی می‌کنید و اگر این‌گونه نباشد فرقی بین انسان و غیرانسان وجود ندارد و این چیزی بود که من به خوبی از شهدا دریافت کردم؛ البته این به دلیل اینکه من ظرفیت دریافت پیام شهدا را داشته‌ام نبوده است بلکه این شهدا هستند که ظرفیت یاد دادن به ما را دارند  و ما به برکت آنها یاد گرفته‌ایم؛ در زندگی شخصی من نیز صبر و نوع برخورد با دیگران به برکت شهدا بسیار بهتر شده است.»
وی می‌افزاید: «یکی از اساتید من کتاب «سلام بر ابراهیم» که کتابی درباره شهید ابراهیم هادی است را به من معرفی کرد؛ من به همه توصیه می‌کنم این کتاب را بخوانند و آن را ترجمه کرده و به همه دنیا بفرستند چراکه دنیا به شناخت این افراد و آشنایی با اهداف آنها نیاز دارد. مردم دنیا می‌خواهند یک زندگی انسان‌وارانه داشته باشند اما آنها در این راه چیزی برای هدایتشان ندارند. وقتی که «سلام بر ابراهیم» را خواندم واقعا احساس کردم که زندگی من تغییر کرد. من احساس می‌کردم شهید ابراهیم هادی شخصی است که ساخته شده و همه خوبی‌ها به او داده شده است؛ شخصی که جوان، ایثارگر، با اخلاق و در عین حال جنگجویی توانمند است. همه چیز در این شخص جمع شده است و من اوایل فکر می‌کردم ابراهیم هادی شخصیتی ساختگی است اما بعد از اینکه در رابطه با او تحقیق کردم فهمیدم که واقعا یک شخصیتی بوده است که این همه خوبی در او جمع شده است و چنین شخصی آمده و جانش را در راه اسلام فدا کرده است.»
این طلبه هندوستانی ادامه می‌دهد: «در حال حاضر در یک طرف جهان  ظالمین قرار دارند و در طرف مقابل مستضعفین که تعداد مستضعفین بسیار بیشتر است؛ ولی این مستضعفین راه مبارزه با ظالمین را بلد نیستند و یکی از راه‌هایی که باید در این مسیر پیاده شود معرفی رزمندگان دفاع مقدس به مستضعفین جهان است. وقتی درباره این افراد توضیح بدهیم و فیلم‌هایی که حرف‌های مادران شهدا را دربر دارد به مستضعفین نشان بدهیم تاثیر بسیاری بر مردم جهان خواهد گذاشت.»
می‌بینیم که برکت خون شهدا دیگر مرزی برای خود نمی‌شناسد و سال‌هاست که جویندگان راه حق از سراسر جهان به حقانیت شهدای ما پی برده‌اند و این روزها مناطق عملیاتی ما فضایی است برای تجدید روحیه حق‌طلبی؛ اینجا میعادگاه حق‌طلبان است؛ جایی که حق‌جویان با دل خود عهد و پیمان می‌بندند که مسیر حق را ترک نکنند.