زیانهای فرهنگی بالاترين تهدید انقلاب ومردم(زلال بصیرت)
در طول تاريخ بشريت، همواره بين انسانها اختلاف وجود داشته و قرآن هم اين نكته را مورد توجه قرار داده است، خداوند متعال انسان را آفريده است تا هر فردي بتواند خودش انتخاب كند و به سعادت برسد؛ لذا تغيير و تحول اوضاع و شرايط، همواره زمينه ساز انتخابهاي جديد براي انسانهاست.
منافعي كه در اين دنيا نصيب انسانها ميشود، محدود است، همه نعمتها، محدود است، اما انسان گرايشي دارد كه همواره بي حد و اندازه، طلب ميكند و اين روحيه، خواه ناخواه منجر به اختلاف ميشود كه گاه به نزاع، جنگ و خونريزي نيز ميرسد؛ لذا تزاحم منافع، يكي از علل وجود اختلافات در اين دنياست. وجود برخي خواستههاي رواني نيز سبب ايجاد اختلاف و نزاع ميشود، وقتي قرباني يكي از فرزندان حضرت آدم(ع) براي خداوند متعال قبول شده و قرباني برادر ديگر قبول نشد، فرزند حضرت آدم(ع)، دست به قتل برادر خود زد.
عوامل عقلاني و اعتقادي، اختلاف در جهانبيني و دين نيز ميتوانند سبب درگيري و اختلاف شوند، بقدري اين اختلافات زياد هستند كه خداوند متعال در موارد متعددي از قرآن كريم به اين مسئله اشاره كرده است كه اگر امكان دفاع از نظر تكويني و تشريعي وجود نداشت، همه زمين به فساد مبتلا ميشد و هيچ پرستشگاهي باقي نميماند.
هدف اصلي خداوند از خلقت، هدايت است و این هدايت براساس انتخاب و اختياراست. خداوند متعال براي تحقق اين هدف، همواره كفه هدايت را سنگينتر كرده تا راه صحيح بهتر شناخته شود؛ ارسال 124 هزار پيامبر و وعدههاي خداوند مبني بر اينكه هر كسي قدمي در راه خدا بردارد، خداوند او را چندين برابر كمك ميكند، مؤيد همين امر است.
در اسلام، همه انسانها نسبت به هم مسئولند، هر كسي معلومات و بهرهاش از دين و معارف آن بيشتر باشد، مسئوليت و وظيفه سنگينتري هم دارد و صد البته كه اگر چنين فردي، مرتكب گناهي شود، خطاي وي بدتر و زشتتر است.
از زمان خلقت حضرت آدم (ع) تا كنون، هيچ زمانی، شرايط به حساسيت امروز نبوده است. از طرفي اسباب گمراهي و اغواء بقدري وسيع شده كه در هر مكاني راه پيدا كرده است؛ از سوي ديگر اسباب هدايت نيز بسيار وجود دارد و در قرنهاي پيش كمتر افرادي با اين تدين، معرفت و تقوا كه امروز در جامعه وجود دارند، وجود داشتهاند.
وظيفه ما اين است كه در وهله اول ببينيم در چه زماني هستيم، چه شرايطي در اين زمان، وجود دارد و چه سرنوشتي را براي خودمان ميتوانيم رقم بزنيم و در مرحله بعد ببينيم براي ديگران چه خدمتي ميتوانيم انجام دهيم.
در نگاه به دنيا طيفهاي مختلف و متقابل وجود دارد، يك گروه معتقدند كه همه زندگي منحصر در اين دنياست و با مرگ خاتمه مييابد؛ لذا بايد سعي كرد كه از همين چند روز زندگي نهايت لذت را برد؛ اما عده ديگر معتقدند كه اين دنيا، تنها پلي است براي رسيدن به زندگي اصلي و همه اين زندگي، تنها سفري است براي رسيدن به آخرت.
نگاه ما به اين دنيا، بايد نگاه ابزاري باشد، همه كار انبياء اين بود كه به مردم بفهمانند اين دنيا ابزاري است كه بايد براي رسيدن به سعادت ابدي، مورد استفاده قرار گيرد. لذا همّ و غم يك جوان مسلمان در نظام اسلامي، بايد اين باشد كه چگونه ميتوان در نظام اسلامي، از اين ابزار استفاده كرد تا به سعادت رسید و به ديگران نيز براي رسيدن به سعادت، خدمت كرد.
مهمترين خدمت براي جامعه خدمت فرهنگي است. بالاترين خدمتها، خدمتي است كه باورها و ارزشهاي صحيح را تقويت كند و بالاترين خيانت به مردم هم، گرفتن باورها و ارزشهاي صحيح از مردم و جايگزين كردن آنها با باورها و ارزشهاي باطل است. چرا كه اثر آنها بينهايت است و محدود به اين دنيا نيست؛ در حالي كه ساير خدمات و خيانتها در همين دنيا خلاصه ميشود.
ضرورت توجه به مقوله فرهنگ
هر چند خدمات اقتصادي، اجتماعي و رفاهي، لازم و ارزشمند و قابل قدرداني است؛ اما هيچيك از آنها با خدمات فرهنگي قابل مقايسه نيست؛ همچنين، هر چند بايد از هر ضرر اجتماعي، اقتصادي و نظاير آن، جلوگيري كرد، اما مهمترين ضرر، ضرر فرهنگي است.
امروزه، نظام اسلامي از هر طرف مورد تهاجم دشمنان قرار گرفته است، نظام اسلامي، هم تحريم اقتصادي و هم تحريم علمي، حتي تحريم دفاعي بوده است بگونه اي كه حتي در 8 سال دفاع مقدس، به ايران، سيم خاردار نيز نميفروختند؛ اما به بركت انقلاب و رهبريهاي امام (ره) و رهبر معظم انقلاب در زمينههاي متعددي بي نياز شديم و در مسيري قرار گرفتيم كه ميتوانيم از بقيه آنها نيز بي نياز شويم؛ اما مهمتر از اين خدمات، خدمات فرهنگي است و اتفاقا دشمن هم تمام سعي خود را براي از بين بردن فرهنگ اين ملت، بکار میگیرد، چرا كه معتقد است ميتواند ايران را در زمينههاي اقتصادي، نظامي و نظاير آنها مهار يا حداقل كنترل كند، اما تنها راه مقابله با فكر، آن است که آن را عوض كند.
دشمنان از اوايل انقلاب متوجه اين مسئله شدند كه براي جلوگيري از پيشرفت انقلاب، بايد فكر انقلابي و اعتقادات را از مردم گرفت و ارزشهاي غربي را جايگزين آن كرد و متأسفانه موفقيتهايي هم به دست آوردند؛ اما آنچه بيشتر مايه تأسف است اينكه تصميم سازان و تصميمگيرندگاني كه خط مشي جامعه را تعيين ميكنند، توجه ندارند كه خطر فرهنگي از خطر مادي و اقتصادي، بسيار خطرناكتر است.
امام (ره)، يك تنه تحول فرهنگي را در ايران و منطقه و جهان به وجود آورد،متأسفانه امروز كساني هستند كه آگاهانه و يا از روزي غفلت توجه به اهميت مسئله فرهنگ ندارند و گمان ميكنند همين كه بگويند تورم كاهش يافته و تحريمها رفع شده است، كافي است - به هر حال انشاءالله كه اين سخنان درست باشد. اما به فرض صحت اين ادعاها، باز هم، اينها كافي نيست، بلكه مسئله مهمتر، فرهنگ جامعه است.
فداکاری شهدا، برای حفظ ارزشها یا رفاه مادی؟
حتي اگر فرض شود بقدري مذاكره كرديم كه كشوري شديم كه آمريكا نيز از ما حمايت كرد و زندگي ما نيز آباد شد، آيا بايد راضي باشيم؟آنها بهترين چيزي كه وعده ميدهند اين است كه رفاهتان بيشتر شود. آيا ما براي همين امر، انقلاب كرديم؟ آيا شهدا براي همين مسئله جان پاك خود را تقديم كردند؟ انبياء براي همين آمدند؟ امام حسين (ع)، براي همين شهيد شد؟
اگر نهايت هدف ما، رسيدن به رفاه مادي بود، كه نيازي به انقلاب اسلامي و دادن اين همه شهيد نبود؟ آيا بايد به همين خوشحال باشيم كه دشمن به ما بگويد كه شكمتان را سير ميكنيم؟ كه صد البته، دشمن همين را هم دروغ ميگويد و هرگز چنين نخواهد كرد.
هدف آفرينش اين بود كه انسان باشيم و به قرب خداوند برسيم؛ لذا هيچ يك از شهدا در وصيت نامه شان ننوشتند كه ما جان خود را ميدهيم تا تورم كاهش يافته و تحريمها برداشته شود. بلكه همه آنها بر حفظ ارزشها و دستاوردهاي اسلام و انقلاب تأكيد داشتند؛ همين روحيه و تفكر بود كه سبب ميشد تا نوجوان 13 ساله خود را زير تانك بيندازد.
بايد مراقب باشيم تا مسير انقلاب، بتدريج و آرام آرام به انحراف كشيده نشود و به سمت گرايشهاي مادي نرود؛ چرا كه اين مسئله خيانتی است كه بالاتر از آن خیانتی نيست.
سخنرانی آيتالله مصباح يزدي (دام ظله) در ديدار با جمعي از دانشجويان بسيجي كهکیلويه و بويراحمد (شركتكننده در طرح ولايت)؛ قم ؛ 25/6/94
زلال بصیرت روزهای پنج شنبه منتشر میشود.